تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عاشق و معشوقی که در شرایط خیلی بدی هستند . مثل رومئو و ژولیت

پیشنهاد
١

مراجعه به bend over backward معنی تحت الفظی : دولا شدن به عقب که کار خیلی سختیه Bend over : دولا شدن Backward: به پشت - به عقب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

معنی تحت الفظی : دولا شدن به عقب که کار خیلی سختیه Bend over : دولا شدن Backward: به پشت - به عقب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی تحت الفظی : دولا شدن به عقب که کار خیلی سختیه Bend over : دولا شدن Backward: به پشت - به عقب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

The company's been bending over backwards to keep this high - profile client happy

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مراجعه به it's about time

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مراجعه به about time

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

used to convey that something now happening or about to happen should have happened earlier. "it's about time I came clean and admitted it" چیزی که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی تحت الفظی : با ضربه کوفتن شلاق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ریشه : radiation : جلا - تشعشع - اشعه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مینوت ها - صورتجلسه ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Once the meeting is concluded, the minutes are circulated to the meeting attendees to gather any comments on the accuracy and scope of the minutes an ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Once the meeting is concluded, the minutes are circulated to the meeting attendees to gather any comments on the accuracy and scope of the minutes an ...

پیشنهاد
١

Hit it out of tha park Knock it out of the park Hit the ball out of the park Knock the ball out of tha park do something extremely well: The two ...

پیشنهاد
٠

Hit it out of tha park Knock it out of the park Hit the ball out of the park Knock the ball out of tha park do something extremely well: The two c ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

do something extremely well: The two chefs hit the ball out of the park with this entr�e. She would then proceed to knock the ball out of the park wi ...

پیشنهاد
١

Hit the ball out of the park کاری را فوق العاده خوب انجام دادن این اصطلاح از بیس بال می آید . do something extremely well: The two chefs hit th ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مراجعه شود به tell off

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

children were told off for making such a racket in the Library چون بچه ها در کتابخانه سر و صدای زیادی بپا کرده بودند مواخذه شدند - توبیخ شدند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

the children were told off for making such a racket in the Library چون بچه ها در کتابخانه سر و صدای زیادی بپا کرده بودند سرشون داد زدند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سر و صدا به پا کردن universal basic income is getting a lot of buzz lately, especially with all these robots taking over jobs درآمد پایه جهانی اخیر ...

پیشنهاد
٠

مراجعه شود به bite off

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Stay ahead of the curve Stay ahead of the pack

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Pack : دسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Stay ahead of the pack

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دقیقه نود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

why are you being secretive about your whereabouts چرا در باره محل و جایت مخفی کاری می کنی ؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Culinary mastery : تسلط در آشپزی - خبرگی در آشپزی

پیشنهاد
٠

Bell : زنگ Whistle : سوت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Forging a relationship: ایجاد یک رابطه Forging lasting friendships : ایجاد دوستی های پایدار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

Gain : بدست آوردن Traction : کشش و معانیی که دوستان به درستی فرمودند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

To drink a special wine with a certain food اینکه چه غذایی را با چه شرابی بخوری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

For a flavorful and aromatic curry , saute your spices in oil before adding the main ingredients, allowing the spices to release their full bouquet o ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I'm all thumbs , so i'm not good at origami من دست ورزی ام خوب نیست . پس کاغذ و تا بلد نیستم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

If you say that something is not all it's cracked up to be, you mean that it is not as good as other people have said it is. به خوبیی که میگن نیست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I've had it . All i've done today is handle complaints

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I apologized , but even then she wouldn't speak to me من عذرخواهی کردم ، اما با این وجود اون با من صحبت نکرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

هر فعلی که با out یا up بیاید یعنی کاملا . Die : مردن Die out : منقرض شدن - نابود شدن - مردن همه نمونه های یک گونه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دقت به تلفظ : /ˈplaʊ/ When spring comes , farmers plow the fields and plant seeds وقتی بهار می آید ، کشاورزان مزرعه ها را شخم می زنند و دانه می کا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

I want my own house ، even if it's a shack من خونه خودم را میخواهم ، حتی اگر یک آلونک باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I understand the general approach but i'm afraid that i'm getting bogged down in the details من رویکرد کلی را می فهمم ، اما نگرانم که در جزئیات گرفتا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بادبزن کاغذی مثل مدل چینی ژاپنی ها که چین چینی هستند و جمع می شوند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

i botched things up so bad, i wish i could find a hole to climb into به قدری خراب کردم یا گند زدم که ای کاش می توانستم سوراخی برای بالا رفتن پیدا کن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

You may be able to pass unnoticed in a city, but in a village that's not possible شما ممکنه توی یک شهر بدون جلب توجه بقیه عبور کنید ولی در یک روستا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

After the rain had led up a bit, we made a dash for the car وقتی باران فروکش کرد ما سریع رفتیم که ماشین بگیریم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قهرمان کنونی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Sorry, but it all came about so suddenly that i haven't got a handle on the situation ببخشید اما اینقدر ناگهانی اتفاق افتاد که من سر در نیاوردم چی شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوره دوم دبیرستان Junior high: دوره اول دبیرستان - راهنمایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Junior high : راهنمایی ( دوره اول دبیرستان ) Senior high : دبیرستان ( دوره دوم دبیرستان )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

Live high on/off the hog : لاکچری زندگی کردن - زندگی بر وفق مراد بودن