پیشنهاد
٠

معنی تحت الفظی : خط t را بکش و نقطه i را بذار به کارهایی که کردی دقت کن و آنها را کامل کن . با عجله و سَرسَری کار نکن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در مورد فعل، صَرف شده Make sure the verbs are conjugated correctly

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

To be fully developed Useful Popular

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دولا شدن با زانوهای خمیده برای برداشتن چیزی از زمین یا گذاشتن آن روی زمین Bend over : همین عمل با زانوهای صاف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ریشه : Disaster comes from disastro, an Italian word formed by combining the negative prefix dis - and the noun astro, meaning "star. " Disaster at ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Bags under eyes are mild swelling or puffiness under the eyes. They're common as you age and the tissues around your eyes weaken, including some of t ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بجای دست دادن آرنج ها را بهم کوبیدن Instead of shake hands

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I wiggle my nose : من دماغم را تکان می دهم - حرکت می دهم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Swatter : Fly swatter : مگس کش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

روی زانو نشستن - مثل تشهد و سلام نماز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثل صندلی اتوبوس ها که قابل تخت شدنه لم دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Antonym : sit up straight

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برعکس رسمی و شق و رق نشستن - روی صندلی شل و ول نشستن مثلا کمر را قوز دادن و پاها را دراز و باز کردن -

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Obstruct مانع گذاشتن - مسدود کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Communicate with actions

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

improvised Spontaneous

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Give up on an idea because it won't work خط زدن یک ایده چون کار نمی کنه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Given up an idea because it won't work یک ایده را کنار گذاشتن یا خط زدن . چون کار نمی کنه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Slate : تخته مدرسه که با گچ روی آن می نوشته اند Let's just wipe the slate clean : معنی تحت الفظی : بیا تخته را پاک کنیم بیا از اول شروع کنیم . f ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

If you say that someone or something has their moments, you are indicating that there are times when they are successful or interesting, but that thi ...

پیشنهاد
٠

بهتر عمل کردن Run : دویدن Rings : حلقه ها Round : گرد Me : i'll cook this dish My mother : i'll cook that dish . My sister : don't bother . She ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهتر عمل کردن Run : دویدن Rings : حلقه ها Round : گرد Me : i'll cook this dish My mother : i'll cook that dish . My sister : don't bother . She ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

Let the cat out of the bag راز را برملا کن

پیشنهاد
٢

Spill the beans راز را برملا کن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

Reveal the secret : راز را فاش کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Keep your eyes peeled to look or watch closely in order to see or find ( something ) We kept our eyes skinned for a sign that would tell us where t ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوب چشماتو بازکن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Keep your eyes skinned to look or watch closely in order to see or find ( something ) We kept our eyes skinned for a sign that would tell us where t ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I'm sorry , i got so worked up I got overly emotional , excited, or agitated about something

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی تحت الفظی : چه روحی صاحب تو شد ؟ که اینکار غیرمنطقی را کردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کار غیر منطقی انجام دادی . چرا اینکار را کردی ؟

پیشنهاد
٠

I was so nervous, i lost control اعصابم بهم ریخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I cannot do that That's not possible

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Split hair

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Nitpick

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Nitpick : ایرادگیر - مته به خشخاش گذار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Nitwit : خنگ - نادان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Nit : تخم شپش - رشک ( اینجا یعنی خیلی خیلی کوچک ) Nitpick: گیر دادن به مسائل خیلی کوچک و بی اهمیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Nit : تخم شپش - رشک Wit : هوش Nitwit : خنگ - احمق - نادان . . . . . . معنی تحت الفظی : کسی که هوش بسیار اندکی در حد صفر داره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Disagree

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قشقرق بپا کردن الم شنگه راه انداختن داد و قال کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Seek approval before making decisions I will run everything by you first

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Don't boss me around معانیی که دوستان فرمودند را می دهد .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Boss me around رئیس بازی درآوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

To give orders to control me

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

چون گلابی گرد و منظم نیست کاری را که بد از آب در میاد و اشتباه شده و مطابق انتظار ظاهر نمیشه میگن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Know your stuff be very knowledgeable about something. "Fred knows his onions about Social Credit"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

: Got caught up in some work Became involved in a task or job for longer than expexted

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خرهای خراسان استعاره از مشغول بودن و سرگرم بودن در روزهای تعطیل و جمعه است . خرهای خراسان از اول هفته تا پنج شنبه ، از پایین کوه، بار بالا می برند . ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

. **The Chef**: Imagine a chef who spends their weekend baking for fun. In this case, it's truly a "busman's holiday" for them. 2. **The Author**: ...