تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوش گذروندن ( ریلکس کردن و باچندتا فعالیت فوق برنامه از وقت لذت بردن ) I need some persuading to let my hair down کمی انگیزه لازم دارم تا خوش بگذرونم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقاومت به انسولین، شرایطی است که در آن سلول های بدن پاسخ مناسبی به انسولین نمی دهند و به دنبال آن جذب گلوکز دچار اختلال شده و به طورثانویه باعث افزای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چشم به چشم شدن با کسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بد، حرف زدن با کسی کسی رو شستن با حرف بد To tell off sb Or To tell sb off

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پادرمیانی و وساطت کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

مراقب بودن ( مواظب بودن ) برای اجتناب از چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بحث کردن در مورد ( سرِ )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اونطرف جاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

تا هروقت که زنده بمونم ( باشم )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

از، طریق نواوری، به واسطه نواوری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

انگیزه ی بی امان، سیری ناپذیر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٥

با این تفاوت که

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

اینجوریه که، Thst's how we we buy stuff اینجوریه که ( ان هست اینگونه که ) ما آت و اشغال میخریم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

در برگیرنده ی، پوشش دهنده ی Covering 40% of the Asia پوشش دهنده ی ۴۰درصد اسیا

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

ناگهان زیر گریه زدن

پیشنهاد
٠

من باید خودمو خالی میکردم ( حرف دلمو میزدم )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

تا چند دقیقه دیگه/ یکم دیگه I'll be back in a little while یکم دیگه برمیگردم ( خدمتتون میرسم ) /تا چند دقیقه دقیقه برمیگردم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١١

ملحق شدن به شرکت کردن به You need to join in with family activities

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١١

از قانون پیروی کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٤

از قانون پیروی کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

منظورت اونیه که . . .

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٢

با شرایط کنار امدن با شرایط وفق یافتن

پیشنهاد
٤

دیر یا زود

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

احساس بیماری کردن i have been feeling funny ever since i ate the fish از وقتی که ماهی رو خوردم احساس بیماری میکنم سخت بودن I feel funny about turnin ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

توی صف وایسادن I have to wait in a queue for about twenty minutes

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
-١٣

پشت در

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

فلسفه بافی کردن مقدمه چینی کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٩

You are in good spirits ماشالله سرحالی کیفت کووکه کبکت خروس میخونه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

جعبه مخصوص حمل غذا ( حمل غذا توسط پیک های موتوری در هند )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

قدرت خرید بیشتر داشتن بالا بودن ارزش پول

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

Don't take this the wrong way سوء تفاهم نشه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٨

در غیر اینصورت ( وگرنه )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

به عنوان اخرین راه چاره

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

It is hard being on your own for the first time برای اولین بار سخته روی پای خودت وایسی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

There was no snap in his turtle dor two years

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

I take credit for that من بخاطر اونکار به خودم افتخار میکنم

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١١

بر حسب اتفاق ( اتفاقی ) If you happen to see Ali, say hi for me اگه بر حسب اتفاق علی رو دیدی، سلاممو بهش برشون

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٩

I 've had it with you and . . دیگه خسته شدم از دست شما و . . ( دیگه حوصله شما و . . . ندارم )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

از روی ( بخاطر ) بیکاری محض

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

چیزهای مزخرف

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

پول زیاد They do charge top dollar اونها واقعا پول زیای میگرند ( یعنی اونا میندازن به مشتری )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٧

اشنا شدن، ملاقات کردن We are gonna get to meet your family

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاملا اندازه The dress was a perfect fit اون لباسه کاملا اندازه بود

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

Our team qualified for the soccer World Cup for the first time

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٦

You are hurting now تو الان ناراحتی ( داغونی )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

Everyone keeps fixating on him همه مدام بهش گیر میدن They fixated on her اونا بهش گیر دادن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

He is my long - lost relative اون فامیل دوره منه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد

Can tell He can tell they are loaded with lots of juice او با خودش میگه که ( یا احتمالا ) اونها آبدارن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

پایین نگهداشتن، به سمت پایین فشار دادن Leave your finger down انگشتت رو پایین نگهداری ( به سمت پایین فشار بدی ( روی یه چیزی ) )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

بازدید داشتن We also get visitors several times each year ما همچنین چندین مرتبه در سال بازدیدهایی داریم

١