پیشنهادهای حسن افشار (١٣٣)
�فاناری� منسوب به فانار، در یونانی به معنی فانوس، چراغی که بر فراز ستونی در استانبول بود. در قرن نوزدهم فانوس دریایی �فنر� ( fener ) را در جای آن ساخ ...
( استعاری ) آرمان شهر، سعادت آباد
شایع است که
انسان سبب
زور آخر
نومیدنشده ( مثل موری که دانه ی برنجی را از دیواری بالا می کشد، به بالا نرسیده دانه می افتد، مور نومیدنشده برمی گردد و باز دانه را برمی دارد و صعود از ...
دوجه: رئیس انتخابی حکومت در برخی دولت شهرهای مستقل ایتالیا به ویژه ونیز و جنووا بود.
باریک بین
علّامه، معدن علم
تسجیل
broke در نقش مصدر: دلالی کردن، واسطه گری کردن، لابی کردن، پااندازی کردن، جاکشی کردن
خودآزاری
خودزنی
دوره ی هزار ساله ی سعادت بشر که برخی مسیحیان معتقد بودند طبق وعده با ظهور دوباره ی عیسای مسیح آغاز خواهد شد.
پارلمان بلند یا طولانی، از این نظر که بیست سال دایر ماند؛ در برابر پارلمان کوتاه که تنها سه هفته دوام آورده بود.
حاکمیت بی قانونی
دنیای قشنگ نو. برای توضیحاتش بنگرید به مقاله ی عالی ویکی پدیای فارسی ذیل همین مدخل. کتاب بارها به فارسی ترجمه شده.
آزادی مذهب
بام شهر
نطق تدفینی
تدفینی
دل بی قرار ( ملاقات با خدا ) که مضمون مکرری در عرفان است.
بیان انگاری ( معادل پیشنهادی مسعود علیا ) بنگرید به:https://ethicshouse. ir/word/expressivism/
انجیل پرست؛ معتقد به نص صریح انجیل
مخمور
اندیش زاد
بیگاری از سر بدهکاری
نمک آتیکایی ( بانمکیِ منسوب به اهالی ناحیه ی آتیکا در یونان که آتن را هم در بر می گرفت ) .
شام سرا
در بستر تاریخی، کلاسیک به دوره ی اصطلاحاً عالی یا طلایی اطلاق می شود.
یک لاقبا
غواص اسفنج؛ غواصی که اسفنج دریایی صید می کند؛ صیاد اسفنج.
( cyclop ) کوکلوپ در خوانش یونانی و رومی باستان که پس از گردشی در زبان های اروپایی با ضبط فرانسوی سیکلوپ وارد فارسی شده. در اصل به معنی �گردچشم� است ...
شیطان کده، اهریمن کده
دلر بایی کردن، ناز کشیدن
سفیر مقیم
( در اصطلاح حقوقی ) قانون حاکمیت
یهودیت، مؤنث یهودا، بیوه زن زیبارویی در قصص عهد عتیق است که با دلربایی از سردار آشوری که شهرشان را محاصره کرده به او نزدیک می شود و در خواب سرش را می ...
ابرپخشان
پرمخالف
صاحب نفوذ، بانفوذ
intransience سرسختی، آشتی ناپذیری
امارت، امیرنشین
میدان آتش
تلفظ: باکتی برای معنی، نگاه کنید به این مدخل در ویکی پدیای فارسی.
شاهراه
انتحالی، سرقتی، غیرقانونی تکثیر شده
مواد توهم زا
نیاشهری
( واژه ی هندی از ریشه ی مصالح در عربی و فارسی و اردو ) ادویه جات، مخلفات