پیشنهادهای حمیدرضا (٣,٣٦٠)
مچتو گرفتم، فهمیدم چی میگی.
فقط یه کار بهت سپردیم ها.
بیاین مرور کنیم.
دکمه ای دکمه دار
واضح تر بگو.
اَبَر شرکت مجموعه شرکت
دیگه خودت حسابشو بکن.
بریم سروقت غذا.
همه چیز رضایت بخشه در شرایط خوبیه.
الان یادم میاد.
وانمود کن خوشحالی.
به سرعت و شدت فحش دادن زیاد فحش دادن
خواب موندم.
ناگهان تغییر مسیر دادن تغییر جهت دادن ناگهان تغییر عقیده دادن
از صبح تا شب
خیلی تو چشمه.
خصومتی ندارم باهات.
عجیب اسم گذاری شده با نام عجیب
سرمون کلاه رفته. به فنا رفتیم.
آروم باش.
نوشتن در جریان گذاشتن باخبر کردن مطلع کردن
حاصل
چی باعث شد. . . ؟
ترسناک و بهت آوره . شوکه کننده است.
برو بخواب.
بیا غذا بخوریم.
رو اعصاب کسی رفتن.
داره دیر میشه.
بشینید سرجاتون.
خرکار خرحمال
تونل زیرزمینی خرگوش ناحیه شلوغ و متراکم
هیچ کاری نداره راحته.
قابل فهم
روی هواست. مشخص نیست، معلوم نیست.
اوضاع طوری پیش رفت که. . .
دیگه حرفی ندارم.
خر دانا
جیره بندی آب
مغرور، متکبر، از خود راضی
ممنونم که سر زدی.
منو تو رودربایستی نذار.
تا نبینم باور نمی کنم.
زرنگ بازی درنیار.
مخم هنگ کرد.
به مسئله حساسی اشاره کردن دست روی موضوع حساسی گذاشتن
پَر وزن
عالی خیلی خوب
باید صبر کرد و دید باید منتظر وقوع اتفاقی بود
به آرامی و با تعداد کم وارد جایی شدن اندک اندک وارد جایی شدن
فکر و ذکرم شده. . . .