پیشنهادهای محمد فروهر (مترجم کتاب) (٩٣٠)
جامعه پذیری جامعه پذیری در سازمان به فرآیند یادگیری و پذیرش هنجارها، ارزش ها، رفتارها و فرهنگ سازمانی توسط کارکنان جدید اشاره دارد. این فرآیند به کا ...
کارکنان جدید یا تازه استخدام شده
برخورد کردن مواجه شدن تجربه کردن رویارو شدن با چیزی یا کسی ملاقات کردن از نظر معنایی بار این کلمه خنثی است ولی در مورد ارتباطات چنانچه خانم مز ...
تازه وارد. مثل کارمندی که به تازگی به یک سازمان خاص پیوسته. نوورود
پذیرش منفعلانه نقش های از پیش تعیین شده ( در سازمان )
تازه وارد، جدید، مثل کارمندی که تازه به یک سازمان خاص پیوسته نو ورود
انعطاف پذیری شناختی؛ توانایی تغییر رفتارها و تفکر در پاسخ به موقعیت های مختلف.
ارزیابی های شناختی؛ قضاوت ها و تحلیل های ذهنی درباره تجربیات و اطلاعات.
فضای ذهنی؛ حالت روانی که در آن فرد می تواند به تفکر و تحلیل بپردازد.
مدیریت تعارض سازنده
تمرین مدیتیشن
بازخورد عملکرد: اطلاعاتی که به فرد درباره کیفیت کارش داده می شود.
محیط های کاری با استرس بالا
پرسش بعدی که مطرح میشود ( یا پیش می آید ) این است که . . . .
1. بدیهی 2. مفروض 3. نادیده گرفته شده 4. عادی و طبیعی 5. غیرقابل تصور 6. بدون توجه 7. به راحتی پذیرفته شده 8. قدر و ارزش چیزی را ندانستن ( به ویژه زم ...
تحت تأثیر قرار گرفته The security of the system was compromised after the cyber attack. امنیت سیستم پس از حمله سایبری تحت تأثیر قرار گرفت. توافقی ا ...
شرایط اجتماعی
در ارتباط با مسائل اخلاقی: رسوایی/ ننگ شکست بزرگ، فاجعه باورآوردن، شکست مفتضاحانه
اصطلاح "following through with" به معنای "ادامه دادن به یک اقدام یا برنامه" یا "عملی کردن" است. این عبارت معمولاً به معنای انجام کارهایی است که پس از ...
تمایل به انجام کاری نداشتن به خود زحمت ندادن برای کاری برای مثال: آلن به خودش زحمت نداد برود و برای خانه نان بخرد! ( یعنی آلن تمایلی به نان خریدن ن ...
تصمیم گیرندگان سازمانی
دوباره رونق بخشیدن ( به ویژه در کسب و کار ) دوباره سرپا کردن احیا کردن، بازسازی کردن ( بنا و . . . . ) دوباره به زندگی بازگرداندن
در این نظریه گفته میشود فراگیران و اثرگذاران بر یادگیری ( والدین، معلمان، مربیان، اساتید و. . . ) دارای مفروضاتی درباره هوش و استعداد هستند که این مف ...
| جامع و کامل | "The report provided an exhaustive analysis of the issue. " | "این گزارش تحلیلی جامع و کاملی از مسئله ارائه داد. " | | فراگیر | "The ...
فرضی ، ساختگی، تخیلی، نظری | فرضی | "In a hypothetical situation, what would you do?" | "در یک وضعیت فرضی، شما چه کار می کردید؟" | | نظری | "The di ...
ارتباطات مثبت اجتماعی
| هماهنگ با | She is attuned to the needs of her students. | او با نیازهای دانش آموزانش هماهنگ است. | | حساس به | He is very attuned to the emotions ...
عبارت "activated goals" به اهدافی اشاره دارد که در یک لحظه خاص یا در یک زمینه خاص فعال شده اند و فرد به دنبال دستیابی به آن هاست. این اهداف ممکن است ...
ذهن آگاهی ( Mindfulness ) ** به معنای توجه کامل و آگاهانه به لحظه حال است. این مفهوم شامل پذیرش بدون قضاوت از افکار، احساسات و تجربیات جاری است و به ...
ادگیری تحولی ( Transformational Learning ) به فرایندی اشاره دارد که در آن افراد به طور عمیق و بنیادین تغییر می کنند. این نوع یادگیری معمولاً شامل تغی ...
| اندازه گیری | We need to measure the length of the table. | ما باید طول میز را اندازه گیری کنیم. | | سنجش | The measure of success varies from pers ...
| | انتقال دادن احساسات یا افکار به دیگران | People often project their own insecurities onto others. | مردم معمولاً ناامنی های خود را به دیگران منتق ...
دچار تردید شدن، لغزیدن، ناتوانی در ادامه دادن، کاهش یافتن | تردید کردن | She faltered for a moment before answering the question. | او برای لحظه ای ...
یافته ها چشمگیر یا قابل توجه بودند.
| با جدیت | She spoke earnestly about the importance of education. | او با جدیت درباره اهمیت آموزش صحبت کرد. | | با صداقت | He earnestly expressed hi ...
در زیر جدول معادل های مختلف کلمه "elaborate" به همراه مثال ها و ترجمه هایشان آورده شده است: | توضیح دادن | Can you elaborate on your point during t ...
| بازنگری | The company decided to overhaul its marketing strategy. | شرکت تصمیم گرفت استراتژی بازاریابی خود را بازنگری کند. | | تعمیر اساسی | The ca ...
در زیر جدول معانی کلمه "bother" به همراه مثال ها و ترجمه هایشان آورده شده است: | مزاحمت | I didn't mean to bother you while you were working. | من ق ...
کمینه، کم، حداقل، ناچیز، جزئی، کوچک، ساده، حداقلی، کمینه گرا حداقلی "The design of the room is very minimal, with only essential furniture. " طراح ...
کلمه "revamping" به معنای "بازطراحی" یا "تجدید نظر" است و می تواند در زمینه های مختلفی استفاده شود. در زیر چند ترجمه و مثال برای این کلمه آورده شده ا ...
به هم پیوستن، تلاقی کردن، به یک نقطه مشترک رسید، جمع شدن، هم راستا شدن 1. به هم پیوستن: Example**: Different theories converge onto a common conclu ...
مختصر، کوتاه، موجز، فشرده، خلاصه و مفید ( در بیان یا گفتار ) Concise ( مختصر ) مثال: The report was concise and to the point. ترجمه: گزارش مختصر ...
نام و نام خانوادگی. . .
نیروی محرک، پیشران، انگیزه، برانگیزاننده، ترغیب و تشویق کنند به عمل یا رفتار خاصی مترادف ها: Operating ( در زمینه رانندگی ) Steering ( در زمینه ...
"Positive Self - Portrait" به معنای "پرتره مثبت از خود" است و به یک روش یا تکنیک در روان شناسی و مشاوره اشاره دارد که در آن فرد به توصیف و شناسایی وی ...
کلمه "moments" در زبان انگلیسی به معنای "لحظات" است و می تواند در زمینه های مختلفی استفاده شود. در زیر معانی مختلف این کلمه به همراه مثال ها و ترجمه ...
انتظار چیزی را کشیدن/ داشتن عادت کردن به چیزی مثل اینکه شهاب همیشه هر وقت قرار میگذاره دیر میکنه! دیگه شما عادت میکنید و انتظار دارید که این بار هم ...
خروج از ریل ( در زمینه قطار ) مثال: The train experienced a derailment due to a broken track. ترجمه: قطار به دلیل یک ریل شکسته از ریل خارج شد. ...
قصد، نیت، خواسته، هدف، اراده 1. **نیت یا قصد ( Desire to do something ) ** - **Example:** She has every intention of finishing her project on time ...
کلمه "prone" به فارسی معانی مختلفی دارد که در زیر به برخی از آن ها همراه با مثال ها و ترجمه هایشان اشاره می شود: 1. **مستعد ( به چیزی ) **: - Examp ...