پیشنهادهای فائزه.ا (٢١٢)
Go straight forward, without turning; Do what you feel is right in a particular situation, although you are not certain
راه باز کردن/ فضا دادن به کسی یا چیزی Please make way for the ambulance. Old factories are being demolished to make way for new shopping malls. ...
بدتر شدن وضعیت/ رفتار بد و ناخوشایند نشان دادن The weather turned nasty in the evening, with strong winds and heavy rain. The argument started cal ...
سرد شدن: در مورد دما، احساسات، غذا و شرایط دیگر کاربرد دارد. The weather turned cold last night. She used to be friendly, but she turned cold aft ...
روی آوردن به کسی جهت دریافت کمک یا راهنمایی. When I had a problem, I turned to my friend for advice.
اسلحه را به سمت کسی گرفتن
اعصاب خودتو آرام کن. Take a deep breath and steady your nerves before the interview.
شلوغی کریسمس During the Christmas rush, stores are often crowded and busy.
هیاهوی شدید، تلاش عجولانه و سریع برای انجام کاری There was a mad rush to buy tickets as soon as they went on sale.
Run on petrol, electricity, . . . : کار کردن با بنزین، برق و . . . .
شورش کردن/ خارج از کنترل، آزادانه، آشوب گرانه یا پر سروصدا رفتار کردن . After the team lost, the fans ran riot in the streets. The children ran r ...
لبخند بر لب آوردن، باعث خنده یا شادی کسی شدن. Her joke raised a smile on everyone's face.
مطرح کردن موضوعی با کسی I need to raise this issue with my manager.
Of an object have one end move upwards, especially because something heavy has been put at the other end; turn a container upside down so that the th ...
الگوی رفتاری اجتماعی
کرایه رفت و برگشت
Supersonic Combustion Ramjet نوعی هواپیمای جت با سرعت بسیار که برای پرتاب موشک ها و هواپیماهای فوق سریع و پروژه های فضایی استفاده می شود.
خلاص شدن از بار مسئولیت یا کار دشوار Give someone else a task or problem instead of dealing with it yourself
شخصی را وارد حالت تدافعی کردن، به نحوی که شخص احساس کند باید از خود در برابر انتقادات دفاع کند. Do or say something which makes someone feel threate ...
عصبانی نشو، خودتو کنترل کن.
اشاره دارد که انجام کاری به بهترین نحو ممکن. عالی بودی، ترکوندی، گل کاشتی
زمینی مخصوص کاشت گیاهان دارویی
قانون مجازات، قانون صدور حکم
دوره دوم ریاست جمهوری The President's just been elected to a second term in office.
به طور مداوم یا با سرعت تایپ کردن. She just sat down and typed away for hours.
تلاش مرحله به مرحله برای رسیدن به هدف. He worked his way through college by doing part - time jobs. She worked her way through the lengthy report ...
شروع کردن با برتری. She got off to a head start in the race by practicing every day before the competition.
داشتن برنامه زمانی ثابت و منظم در انجام امور روزانه She tries to keep regular hours to stay healthy.
در مسیر انجام کاری بودن. I am on a course to learn English. The ship is on a course to the island. The company is on a course to profitability.
عباراتی که موضع یا نگرش گوینده را نسبت به چیزی بیان می کنند و معمولاً برای ابراز احساس، باور، احتمال، تردید، اطمینان و غیره به کار می روند. مانند: I ...
زبان احتیاط آمیز عباراتی� که شخص با استفاده از آن ها قصد دارد نظر خود را محتاطانه تر یا غیرقطعی بیان کند. مانند maybe, possibly
کارمند تازه کار
Truck: کامیون، مبادله، مبادله کردن Trunk: تنه، تنه درخت، کنده درخت، خرطوم، صندوق
Venue: محل برگزاری Avenue: خیابان اصلی
Float: شناور، معلق، شناور بودن، معلق بودن، مطرح کردن ایده یا پیشنهاد Flute: فلوت، فلوت زدن Flout: نادیده گرفتن قانون، قانون را زیر پا گذاشتن
It's used for obligations or formal announcements. Obligation: You're to get those reports written before Friday! Formal announcement: The factory ...
Be on the verge of = be on the point of در آستانه ی چیزی بودن
خط کش از پشت؛ نام یکی از حرکات ورزشی در پیلاتس جهت تقویت عضلات سرینی، همسترینگ، ساق پا، به چالش کشیدن قدرت دست ها و قسمت جلوی مفصل شانه ها.
خط کش از جلو، نام یکی از حرکات ورزشی در پیلاتس. The Leg Pull Front Press is� a Pilates exercise designed to enhance� core strength, upper body stabi ...
فریب یا حقه طنز آمیز. "it was nothing more than an elaborate leg - pull"
نام یکی از حرکات ورزشی در پیلاتس جهت تقویت تعادل و ثبات عضلات مرکزی بدن
بازار سرپوشیده
روش تحقیق
Insure: بیمه کردن Insurance: بیمه، حق بیمه Ensure: مطمئن شدن Assure: اطمینان دادن، خاطر جمع کردن، تضمین کردن Reassure: قوت قلب دادن، اطمینان دادن، خا ...
لوله کش گاز a person trained to connect, disconnect, and service gas fittings and appliances.
مواردی که یک شخص برای انجام شغل خود به آن ها نیاز دارد. The skills and equipment that you need in order to do your job.
زندان بان
دفترچه سوالات
تغییر شکل دادن
درخواست کردن، تقاضا کردن