پیشنهاد‌های مصطفی اعتبارزاده (٤٤٩)

بازدید
١,٣١٠
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

for a chance شانسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

رفتار ناعادلانه و آزاردهنده با کسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سردرگم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

سوء تفاهم شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

- برای بازنگری، مطرح کردن یا برانگیختن خاطره چیزی که در گذشته اتفاق افتاده است، به ویژه چیزی ناخوشایند. - در گذشته سیر کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

suitable appropriate مناسب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

1 - خراب یا از کار افتاده 2 - ناخوشایند یا نامناسب 3 - غیر منصفانه 4 - در هم برهم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

What is bothering you? چی اذیتت میکنه؟

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

گفتن چیزی به کسی که درباره ش احساس گناه یا عذاب وجدان داری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

انجام کاری که تو جمله ی قبل بهش اشاره شده. انجام همون کار he lost nothing by doing so.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

یا pass the word خبر کردن اطلاع دادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جعلی نادرست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گریه کردن ( بچه )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

in the past زمانی بود که ( در گذشته )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

به آرامی و با احتیات چیزی را در جایی قراردادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

جمع کردن برداشتن چیزی از جایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

سریع و مستقیما به سمت چیزی رفتن He made a beeline for the kitchen. اومستقیما به سمت آشپزخانه رفت.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کمکت خواهم کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

جدی میگم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

درخواست مودبانه برای انجام کاری ( لطف ) . آیا ممکنه؟

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بخشی از کاخ سفید که شامل دفتر رئیس جمهور ایالات متحده است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در انتهای جمله به صورت سوالی میاد که برای گرفتن تایید یا نظر طرف مقابل بکار میره. نه؟ درسته؟ درست میگم؟

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

این یکی این بالایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

اشخاص مهم ( در یک صنعت خاص )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ایستادن در مقابل حالت رسمی i stand in front of you میشه i stand before you من در مقابل شما ایستاده ام.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

وفاداری Loyal to faithful to

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

سوگند خوردن رسمی برای دریافت یک موقعیت مهم از جمله ریاست جمهوری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سخاوتمندانه مرامی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کله گنده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

مثل آب خوردن بسیار آسان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

از donkey میاد به معنی دیوانه، عجیب، احمق، بد است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کلمه آمریکایی - آفریقایی باسن هوس انگیز ( برای زن ها )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مدیریت نظارت ( عامیانه )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در ارتش به معنی پشت سر هست. که اولین بار در جنگ جهانی اول از اون استفاده شد. زمانی که خلبان ها با هم صحبت می کردن موقعیت ساعت 6 به معنی پشت سر بود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

یک عبارت منفی برای بیان اینکه چیزی یا کسی به چیزی یا کسی دیگه شبیه نیست. he look anything like you? یعنی اصلا شبیه تو هست؟

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

زیاده روی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

works wonders معجزه می کند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

1 - سس 2 - ( غیر رسمی ) چیزی خوشایند که بدون تلاش و غیر منتظره بدست می آید ( به ویژه پول )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

اسم: 1 - لکه 2 - مکان فعل: 1 - تشخیص 2 - علامت گذاری

پیشنهاد
٠

سالها می گذرد.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

delegating responsibility

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

واگذار کردن مسئولیت دادن take charge

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

دستور کار یک وظیفه محول شده یا موضوعی که باید به آن رسیدگی شود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١١

1 - یا 2 - همچنین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادامه دادن به انجام کاری، یا انجام کاری دوباره و دوباره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

وقتی می گیم: ask away! یعنی به شنونده خود می گیم هر سوال یا سوالی را که از ما داره بپرسه. حتما بپرس ( تعارف نکن ) بقیه مترادف ها: feel free to ask ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

ختم شدن به

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

after

پیشنهاد
٠

دیدگاه متفاوت