پیشنهاد‌های سعید امدادی (١,٣٣١)

بازدید
٣,٦٨٧
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیر گفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

من . . . . . را دارم، مال خودمه او . . . . . را دارد، مال خودشه My uncle owns a farm دایی من مزرعه داره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ترکی: داریخ دیران کلافه کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میشه پیاده رفت Everything is in walking distance همه چی دورو برامون هست و پیاده هم میشه رفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمل مان باحرف مان یکی است. Talk to talk تو حرف زدن کم نمیاریم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دایره المعارف سیار دانش آموز زرنگ و حاضر جواب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از خُدامه که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

اتفاقا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طرح ابتکاری صلح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعداد ساعت های کاری یک فرد در یک روز ساعات کاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

حساب شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خود را وقف کاری کردن He lost himself in his work. خودش رو وقف کارش کرده است. a musician who completely loses herself in the music موزیسینی که خودش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحت تاثیر بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پی چیزی را گرفتن دنبال چیزی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

داشتن، I lead a healthy lifestyle سبک زندگی سالمی دارم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فراگیری همه شمولی چتری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از هر لحاظ مناسب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی حاصل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٨

سلام خدمت عزیزان و اساتید، واژه زیبا و در عین سخت due را مرور می کنیم، به نقل از کمبریج، ۱ - قرار بود که. . . انتظار می رفت که. . . در جمله انگل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

میای میری Why are you pacing back and forth؟ چرا هی میای میری ( داخل اتاق وقتی از عصبانیت یک مسیر را میری و دوباره بر می گردی ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نابرابری ها بی عدالتی ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرف تند نوشته تند و تیز این کلمه noun است . صفت این کلمه polemical است می توانیم مجادله بر انگیز وسایر صفات را برایش در نظر بگیریم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

تفاوت vapor یا fume Vapor به گازهای حاصل از تبخیر مایعات یا مواد جامد گفته می شود Fume به گازهای متصاعد شده از سوختن و اشتعال مواد مثل گازهای خروجی ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیداکردن پس از بررسی به نتیجه رسیدن پس از استدلال صفحه 150 از collocations in use: These are the collocations with the strongest positive or negativ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

دستهای کثیف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اقدامات اورژانسی برای مریض

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسیار باهوش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک نقطه نورانی در دوردست ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هرچه زودتر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه نوری A beam of light shone into the room and a police officer entered. یه نوری داخل اتاق افتاد و مأمور وارد خونه شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

علاوه بر معادل های صحیح درج شده در اینجا، می توان ، واژه - همه کاره - را نیز اضافه نمود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مطالعه آزمایشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسب سوار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کار نفس گیر کار شاق کار سخت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طرح تخفیف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برگزار می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

جور شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ذوب شدن در چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

در زبان فارسی معادل * معمولا هست*ترجمه می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کلوخه شده مثلاً در شکر متضادش میشه distributed

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ساده و سرراست برای راه اندازی لوازم در اولین بار دلی و درونی در مورد شناخت امور که متضادش می شود grounded یعنی برمبنای حساب و کتاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

سه معادل در کمبریج ذکر شده برای این واژه: - آدم عاقل، با جنبه، تودار، متین - زندونی تو خونه - اصطلاح مخصوص برای منع بیرون رفتن بچه ها از خونه که نو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حس درونی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هوای همدیگر را داشتن Stick together نیز به همین معناست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Coined یعنی سکه زد، سکه را به نام خود زد، این اصطلاح را ابداع کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لجام گسیخته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چند ساعت تا محل کار

پیشنهاد
٠

فاصله زیاد داشتن