پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٠٠
پیشنهاد
١

سرانجام سایه ی درختی پیدا کردیم و در آن نشستیم.

پیشنهاد
١

درخت سایه اش را روی ساختمان انداخت. / سایه ی درخت روی ساختمان افتاد.

پیشنهاد
١

می تونی با دست روی دیوار سایه شکلک درست کنی؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سایه شکلک درست کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سایه شکلک درست کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سایه شوم، به فارسی میگوئیم بختک شوم

پیشنهاد
١

عاشق اینم که سایه شکلک درست کنم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سایه همای سعادت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سایه کسی را تعقیب کردن، تاکید بر فاصله طولی و یا زمانی و کم دارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سایه کسی را تعقیب کردن، تاکید بر فاصله طولی و یا زمانی و کم دارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تاریکی های ذهنی و روانی

پیشنهاد
١

هریک از ذرات زیر چه باری دارند؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

از کسی پول گرفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

از کسی پول گرفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

این را پای من حساب کنید ( جزءبدهی من بنویس )

پیشنهاد
١

لطفا هزینه را به حسابم بگذارید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کارت می کشی یا نقد میدی ؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

متهم کردن کسی

پیشنهاد
١

گفته های او نمونه ای از خردمندی مدرن هستند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه دسته طوطی company به یه دسته طوطی گفته می شه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من از همراهی با اون لذت میبرم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من از همراهی با اون لذت میبرم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من مهمون دارم.

پیشنهاد
١

آنها گنج را یک جایی پنهان کردند.

پیشنهاد
١

جایی پیدا میشه یه جفت کفش بگیرم؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرتو بگیر پایین! توپ داره میاد! Duck ( فیزیکی – خم شدن سریع ) : خم شدن یا پایین آوردن سریع بدن یا سر برای اجتناب از ضربه، برخورد، یا دیده شدن

پیشنهاد
١

همیشه وقتی اوضاع سخت می شه از جلسه ها در می ره. duck ( استعاری – فرار از مسئولیت یا موقعیت ) : پرهیز از مواجهه با مسئولیت، سؤال، یا موقعیت ناخوشایند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرتو بگیر پایین! توپ داره میاد! duck ( فیزیکی – خم شدن سریع ) خم شدن یا پایین آوردن سریع بدن یا سر برای اجتناب از ضربه، برخورد، یا دیده شدن

پیشنهاد
١

رفت تو یه مغازه که از دست دوست پسر سابقش قایم شه. duck ( محاوره ای – قایم شدن یا ناپدید شدن ) : ناپدید شدن موقتی یا پنهان شدن برای اجتناب از دیده شد ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چاره ای وجود نداره

پیشنهاد
١

پشت کسی یا چیزی پنهان گرفتن

پیشنهاد
١

پشت کسی یا چیزی پنهان گرفتن

پیشنهاد
١

پشت کسی یا چیزی پنهان گرفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بپیچونش ( از زیر کار در رفتن هم اومده و همچنین زیر آبی رفتن )

پیشنهاد
١

نمیتونی منو واسه همیشه بپیچونی تو که نمیتونی برای همیشه از من فرار کنی

پیشنهاد
١

وظایف جدیدم شامل مدیریت کل تیم می شود. involve=شامل بودن

پیشنهاد
١

این شغل شامل سفرهای زیادی است. involve= شامل بودن

پیشنهاد
١

او در فعالیت های اجتماعی زیادی شرکت دارد. involve=درگیر شدن / شرکت کردن در کاری

پیشنهاد
١

او نمی خواست وارد دعوا شود ( درگیر شود ) . involve=درگیر شدن / شرکت کردن در کاری

پیشنهاد
١

پزشکی خواندن مستلزم سال ها تلاش سخت است. involve=مستلزم بودن ( نیاز داشتن به چیزی )

پیشنهاد
١

او نمی خواست در مشکلات شخصی آنها درگیر شود.

پیشنهاد
١

مشارکت او در پروژه حیاتی بود. involvement = مشارکت، درگیری

پیشنهاد
١

من را در مشکلاتت درگیر نکن.

پیشنهاد
١

ما باید با مردم در ارتباط باشیم involve=در ارتباط بودن

پیشنهاد
١

اگر او درگیر تجارت نبود، مدیر اجرایی قوی میشد.

پیشنهاد
١

باشگاه کشاورزان یک سازمان برای افرادی است که با کشاورزی سر و کار دارند. ( یعنی افرادی که درگیر کار کشاورزی هستند )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در صورتی که بخواهیم در مورد کار و شغل و فعالیت کسی و یا یک موقعیتی که در آن گیر افتادیم و درگیرش شدیم صحبت کنیم از این عبارت استفاده می کنیم. علاوه ب ...

پیشنهاد
١

حدود دوسال پیش با جورجینا ارتباط داشتم و هردومون خیلی خوشحال بودیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

داشتن ارتباط عاطفی، عاشقانه، و یا جنسی با کسی و یا همکاری کردن با کسی

پیشنهاد
١

خانواده به شدت در گیر فرهنگ یهود بود. ( یعنی به شدت دارای فرهنگ یهود بودند )