پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٠٠
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

راهکار کلینیکی رویکرد بالینی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بهت نزدیک شدن /شده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

رویکرد آموزشی

پیشنهاد
١

می توانید روش های مختلفی را برای حل مشکلات امتحان کنید.

پیشنهاد
١

دزد ها روش های مختلفی را برای سفت از خانه ها استفاده می کنند.

پیشنهاد
١

مطمئن نیستم چطور با مشکل مواجه شوم approach=مواجه شدن، روبه رو شده ( dealing with )

پیشنهاد
١

گربه برای شکار کردن نزدیک یک پرنده شد.

پیشنهاد
١

ما باید از نزدیک شدن به یک دیگر به دلیل ویروس کرونا پرهیز کنیم.

پیشنهاد
١

سود، ضرر را جبران کرد cover=جبران کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نقشم رو خراب نکن/ پوششم رو از بین نبر cover=پوشش، نقش

پیشنهاد
١

مساحت آن سیصد و چهل کیلومتر مربع است. cover: مساحت

پیشنهاد
١

باید از یکی از نگهبان ها اجازه بگیری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من از تعجب نفسم بند آمد.

پیشنهاد
١

او {در حالی که} نفس نفس میزد غش کرد روی زمین.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آخرین نفس های ( تلاش و زور ) . . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من در حالی که سخت نفس میکشیدم گفتم

پیشنهاد
١

تمام روز یه درد خفیف تو کمرم داشتم. ache ( پزشکی – درد فیزیکی ) : احساس درد مداوم و خفیف در بدن، مثل سردرد یا درد عضلانی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

درد غیرقابل توصیف

پیشنهاد
١

دلش برای دوباره دیدنش تنگ شده بود ache ( استعاری – درد روانی یا عاطفی ) : وقتی فردی از نظر روانی یا احساسی دچار درد یا بی قراری می شه، اغلب در زمینه ...

پیشنهاد
١

دما به 40 درجه نزدیکه push در دمای هوا به معنای نزدیک بودن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من جهان رو پس زدم کنار گذاشتم Push away = پس زدن/ کنار زدن/ قطعه رابطه کردن

پیشنهاد
١

یک خلع بزرگ در زندگی ما ایجاد می کند hole=کسی می میرد و خلع بزرگی در زندگی افراد ایجاد میشود.

پیشنهاد
١

صندوقدار پول را در صندوق گذاشت. the till=صندوق پول / کشوی پول ( در فروشگاه )

پیشنهاد
١

من یک پیشنهاد ویژه ، درست در کنار صندوق دیدم.

پیشنهاد
١

صندوق دار در پایان روز پول داخل صندوق را شمرد.

پیشنهاد
١

مجبور شدیم ده دقیقه در صف صندوق منتظر بمانیم.

پیشنهاد
١

او پولهایی که در دخل بود شمرد. till=دخل دکان

پیشنهاد
١

من اینجا می مانم تا تو برگردی. till=تا، تااینکه ، تاانکه ، تاوقتیکه

پیشنهاد
١

ما برگشتیم تا در زمین زراعت کنیم. ( تا زمین را کشت کنیم. ) till=کشت کردن ، زراعت کردن ، زمین را کاشتن

پیشنهاد
١

او اغلب با اظهارنظرهای طعنه آمیز همکلاسی هایش را مسخره می کرد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دعوای ساختگی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسابقات ریاضی آزمایشی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

داده ساختگی/غیرواقعی

پیشنهاد
١

چرا میخوای مسخره ام کنی رفیق؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من دلقک نیستم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من دلقک نیستم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسخره کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسخره کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسخره کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مسخره کردن

پیشنهاد
١

هارد دیسک برای مرحله پاکسازی اطلاعات آماده ست mock=آماده اقدام برای کاری شدن - وارد عمل شدن

پیشنهاد
١

آن ها از کودکی دوستانی صمیمی بوده اند. intimate ( روابط انسانی – احساسی ) : نزدیک و صمیمی در رابطه، همراه با اعتماد و درک عمیق.

پیشنهاد
١

او خصوصی ترین افکارش را در دفترچه یادداشتش نوشت. intimate ( احساسی – شخصی ) : مربوط به احساسات درونی یا امور شخصی و خصوصی.

پیشنهاد
١

چند ماه پس از آشنایی، رابطه ای نزدیک پیدا کردند. intimate ( جنسی – عاشقانه ) : بیانگر رابطه ی نزدیک عاشقانه یا جسمی بین دو نفر.

پیشنهاد
١

او غیرمستقیم اشاره کرد که شاید به زودی استعفا دهد. intimate ( فعل – رسمی ) : to intimate = به طور غیرمستقیم بیان کردن / اشاره کردن

پیشنهاد
١

آن رستوران فضایی دنج و صمیمی دارد. intimate ( محیط – فضا ) : گرم، دنج، و آرام؛ مناسب برای ارتباط نزدیک یا احساس راحتی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

فهماندن، حالی کردن غیر مستقیم

پیشنهاد
١

فهماندن، حالی کردن غیر مستقیم

پیشنهاد
١

فهماندن، حالی کردن غیر مستقیم

پیشنهاد
١

فهماندن، حالی کردن غیر مستقیم