پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٠٠
پیشنهاد
١

صدای هر هر خندیدن دخترها از اتاق بغلی شنیده می شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بودجه ی دفاعی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بلیط به صرفه budget = قبل از اسم میاد و بهش معنی به صرفه میده

پیشنهاد
١

بودجه شما برای این هفته

پیشنهاد
١

من بوی خیلی عجیبی رو استنشاق کردم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من دیگه نیستم من کنار میکشم من در میرم من ( دیگه ) این کار را ادامه نمیدم من ( دیگه ) فلنگ رو می بندم من ( دیگه ) میخوام جیم بشم.

پیشنهاد
١

خرگوش یهو داخل بوته ها دوید . bolt ( حرکتی – ناگهانی ) : حرکت سریع و ناگهانی، معمولاً برای فرار یا دور شدن از خطری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من دیگه نیستم من کنار میکشم من در میرم من ( دیگه ) این کار را ادامه نمیدم من ( دیگه ) فلنگ رو می بندم من ( دیگه ) میخوام جیم بشم.

پیشنهاد
١

بعد از مشاجره، ناگهان جلسه را ترک کرد. bolt ( ادبی – استعاری ) : گاهی برای توصیف واکنش سریع یا ترک ناگهانی یک موقعیت.

پیشنهاد
١

مظنون وقتی پلیس را دید، زد به چاک و در خیابان دوید. bolt ( محاوره ای – فرار ) : وقتی کسی ناگهان از مکانی می گریزد، اغلب برای اجتناب از دستگیری یا مو ...

پیشنهاد
١

غذاتو اینجوری قورت نده bolt=تند تند غذا خوردن

پیشنهاد
١

میخواستم برم تراپی ولی تو تنها چیزی بودی که نیاز داشتم

پیشنهاد
١

almost=نزدیک بود که . . . /چیزی نمانده بود که . . . نزدیک بود که او شمع را بیندازد ( رها کند ) چیزی نمانده بود که او شمع را بیندازد ( رها کند )

پیشنهاد
١

almost=نزدیک بود که . . . /چیزی نمانده بود که . . . نزدیک بود که او شمع را بیندازد ( رها کند ) چیزی نمانده بود که او شمع را بیندازد ( رها کند )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نزدیک بود پام بشکنه almost قبل از فعل بیاید به معنای نزدیک بود که/چیزی نمونده بود

پیشنهاد
١

نزدیک به سه سال هست که ندیدمش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیزی نمانده بود که اتوبوس را از دست بدهم almost=چیزی نمانده بود که

پیشنهاد
١

او تقریبا همه چیزهایی که در بشقاب بود رو خورد

پیشنهاد
١

ولی او به همان اندازه آسوده خاطر بود، یهجورایی ( حتی ) خوشحال!!

پیشنهاد
١

منتظر یک روز با هوای گرم و آفتابی هستم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک فرد همجنسگرا

پیشنهاد
١

این نوبت توست که برای شام امشب هزینه کنی! در برخی زمینه ها، "shout" می تواند به معنای پرداخت هزینه برای دیگران نیز باشد، مانند خرید نوشیدنی یا غذا.

پیشنهاد
١

این نوبت توست که برای شام امشب هزینه کنی! در برخی زمینه ها، "shout" می تواند به معنای پرداخت هزینه برای دیگران نیز باشد، مانند خرید نوشیدنی یا غذا.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

این نوبت یا فرصت شماست که تصمیم بگیرید یا کاری انجام دهید. در اصطلاح عامیانه، "shout" به معنای نوبت یا حق انتخاب است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

این نوبت یا فرصت شماست که تصمیم بگیرید یا کاری انجام دهید. در اصطلاح عامیانه، "shout" به معنای نوبت یا حق انتخاب است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

باصدای بلند گفت" دویست هزار دولار! "

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک داد و فریاد از درد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او فریاد زد: کمک!

پیشنهاد
١

چرا دارید با صدای بلند فریاد میزنید؟

پیشنهاد
١

این باعث می شود که طناب رشته رشته نشود و تا حدی تاب خوردگی طناب ایجاد شود.

پیشنهاد
١

او کرپ مشکی بر تن کرده بود.

پیشنهاد
١

او خیلی علاقمند به تاریخ است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

علایق او چیست؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

علایق او چیست؟

پیشنهاد
١

ما هر دو یک سلیقه داریم در موزیک یا هم سلیقه هستیم در موزیک

پیشنهاد
١

به نفع خودتونه که سخت درس بخونید.

پیشنهاد
١

من علاقه زیادی به تاریخ دارم.

پیشنهاد
١

این یک ایده جالب است

پیشنهاد
١

بانک به حساب های پس انداز سود می دهد.

پیشنهاد
١

سیاست واقعاً منو علاقه مند نمی کنه.

پیشنهاد
١

توی این خط ها نیستم اهل این کارها نیستم اهلش نیستم من نیستم!

پیشنهاد
١

نظرت را جلب کنه

پیشنهاد
١

نظرت را جلب کنه

پیشنهاد
١

نظرت را جلب کنه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نظرت را جلب کنه

پیشنهاد
١

ما یک وام بانکی گرفتیم اما الان بهره ( درصد وام ) زیادی پرداخت میکنیم. interest=علاقه - درصد - بهره پول

پیشنهاد
١

علاقه ای که بهت ندارم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اماکن دیدنی/ مورد علاقه

پیشنهاد
١

پس از استخراج کردنِ سود نیروگاه های مجازی having=پس از، بعد از

پیشنهاد
١

1 - متقاعد کردن، راضی کردن، قبولاندن ( رای، نظر ) 2 - مغلوب کردن، وادار به تسلیم کردن 3 - مجاب کردن