پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
٢١,٧٩٧
پیشنهاد
١

صدای هر هر خندیدن دخترها از اتاق بغلی شنیده می شد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بودجه ی دفاعی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بلیط به صرفه budget = قبل از اسم میاد و بهش معنی به صرفه میده

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بودجه شما برای این هفته

پیشنهاد
١

من بوی خیلی عجیبی رو استنشاق کردم.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

من دیگه نیستم من کنار میکشم من در میرم من ( دیگه ) این کار را ادامه نمیدم من ( دیگه ) فلنگ رو می بندم من ( دیگه ) میخوام جیم بشم.

پیشنهاد
١

خرگوش یهو داخل بوته ها دوید . bolt ( حرکتی – ناگهانی ) : حرکت سریع و ناگهانی، معمولاً برای فرار یا دور شدن از خطری.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

من دیگه نیستم من کنار میکشم من در میرم من ( دیگه ) این کار را ادامه نمیدم من ( دیگه ) فلنگ رو می بندم من ( دیگه ) میخوام جیم بشم.

پیشنهاد
١

بعد از مشاجره، ناگهان جلسه را ترک کرد. bolt ( ادبی – استعاری ) : گاهی برای توصیف واکنش سریع یا ترک ناگهانی یک موقعیت.

پیشنهاد
١

مظنون وقتی پلیس را دید، زد به چاک و در خیابان دوید. bolt ( محاوره ای – فرار ) : وقتی کسی ناگهان از مکانی می گریزد، اغلب برای اجتناب از دستگیری یا مو ...

پیشنهاد
١

غذاتو اینجوری قورت نده bolt=تند تند غذا خوردن

پیشنهاد
١

میخواستم برم تراپی ولی تو تنها چیزی بودی که نیاز داشتم

پیشنهاد
١

almost=نزدیک بود که . . . /چیزی نمانده بود که . . . نزدیک بود که او شمع را بیندازد ( رها کند ) چیزی نمانده بود که او شمع را بیندازد ( رها کند )

پیشنهاد
١

almost=نزدیک بود که . . . /چیزی نمانده بود که . . . نزدیک بود که او شمع را بیندازد ( رها کند ) چیزی نمانده بود که او شمع را بیندازد ( رها کند )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

نزدیک بود پام بشکنه almost قبل از فعل بیاید به معنای نزدیک بود که/چیزی نمونده بود

پیشنهاد
١

نزدیک به سه سال هست که ندیدمش

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیزی نمانده بود که اتوبوس را از دست بدهم almost=چیزی نمانده بود که

پیشنهاد
١

او تقریبا همه چیزهایی که در بشقاب بود رو خورد

پیشنهاد
١

ولی او به همان اندازه آسوده خاطر بود، یهجورایی ( حتی ) خوشحال!!

پیشنهاد
١

منتظر یک روز با هوای گرم و آفتابی هستم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک فرد همجنسگرا

پیشنهاد
١

این نوبت توست که برای شام امشب هزینه کنی! در برخی زمینه ها، "shout" می تواند به معنای پرداخت هزینه برای دیگران نیز باشد، مانند خرید نوشیدنی یا غذا.

پیشنهاد
١

این نوبت توست که برای شام امشب هزینه کنی! در برخی زمینه ها، "shout" می تواند به معنای پرداخت هزینه برای دیگران نیز باشد، مانند خرید نوشیدنی یا غذا.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

این نوبت یا فرصت شماست که تصمیم بگیرید یا کاری انجام دهید. در اصطلاح عامیانه، "shout" به معنای نوبت یا حق انتخاب است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

این نوبت یا فرصت شماست که تصمیم بگیرید یا کاری انجام دهید. در اصطلاح عامیانه، "shout" به معنای نوبت یا حق انتخاب است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

باصدای بلند گفت" دویست هزار دولار! "

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک داد و فریاد از درد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

او فریاد زد: کمک!

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

چرا دارید با صدای بلند فریاد میزنید؟

پیشنهاد
١

این باعث می شود که طناب رشته رشته نشود و تا حدی تاب خوردگی طناب ایجاد شود.

پیشنهاد
١

او کرپ مشکی بر تن کرده بود.

پیشنهاد
١

او خیلی علاقمند به تاریخ است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

علایق او چیست؟

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

علایق او چیست؟

پیشنهاد
١

ما هر دو یک سلیقه داریم در موزیک یا هم سلیقه هستیم در موزیک

پیشنهاد
١

به نفع خودتونه که سخت درس بخونید.

پیشنهاد
١

من علاقه زیادی به تاریخ دارم.

پیشنهاد
١

این یک ایده جالب است

پیشنهاد
١

بانک به حساب های پس انداز سود می دهد.

پیشنهاد
١

سیاست واقعاً منو علاقه مند نمی کنه.

پیشنهاد
١

توی این خط ها نیستم اهل این کارها نیستم اهلش نیستم من نیستم!

پیشنهاد
١

نظرت را جلب کنه

پیشنهاد
١

نظرت را جلب کنه

پیشنهاد
١

نظرت را جلب کنه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

نظرت را جلب کنه

پیشنهاد
١

ما یک وام بانکی گرفتیم اما الان بهره ( درصد وام ) زیادی پرداخت میکنیم. interest=علاقه - درصد - بهره پول

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

علاقه ای که بهت ندارم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

اماکن دیدنی/ مورد علاقه

پیشنهاد
١

پس از استخراج کردنِ سود نیروگاه های مجازی having=پس از، بعد از

پیشنهاد
١

1 - متقاعد کردن، راضی کردن، قبولاندن ( رای، نظر ) 2 - مغلوب کردن، وادار به تسلیم کردن 3 - مجاب کردن