پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٩٥
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیزیت نیست

پیشنهاد
١

شما بدون من بروید. من چیزیم نمی شود [من به چیزی نیاز ندارم. ]

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من چیزیم نمی شود [من به چیزی نیاز ندارم. ]

پیشنهاد
١

اوضاع داشت خوب پیش می رفت تا اینکه تو پیدایت شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک خانم زیبا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نه ممنون. من لازم ندارم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جریمه پارک غیرقانونی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

داری خوب انجام می دهی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

همینطور ادامه بده

پیشنهاد
١

هر شرکتی که فهمیده شود این قوانین را زیرپا گذاشته است مبلغ سنگینی جریمه خواهد شد.

پیشنهاد
١

او به خاطر سرعت غیرمجاز جریمه شد.

پیشنهاد
١

او یک روز در میان از خانه کار می کند.

پیشنهاد
١

چراغ های وسیله نقلیه اورژانس بین قرمز و آبی متناوب می شوند.

پیشنهاد
١

ما برای شام پختن نوبتی عمل می کنیم؛ من دوشنبه می پزم، او سه شنبه.

پیشنهاد
١

بچه ها بین بازی کردن داخل و بیرون تناوب دارن.

پیشنهاد
١

باید تمریناتت رو نوبتی انجام بدی تا گروه های عضلانی مختلف رو درگیر کنی.

پیشنهاد
١

باید کفش هات رو نوبتی استفاده کنی تا بیشتر دوام بیارن.

پیشنهاد
١

ما روزهای آفتابی و ابری داریم که یکی در میان میان.

پیشنهاد
١

باکتری ها گیاهان مرده را تجزیه می کنند decay=تجزیه کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هیئت دولت

پیشنهاد
١

پرواز بی آ 193 برای پاریس اکنون در گیت 37 آماده سوار کردن مسافران است. board به معنای سوار شدن به عمل وارد شدن به وسایل نقلیه ای از قبیل کشتی، قطار ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک تخته سیاه

پیشنهاد
١

هیئت مدیره از کاهش فروش ناراضی هستند. به گروهی از افراد اطلاق می شود که قدرت تصمیم گیری و کنترل شرکت، اداره یا وزارت خانه ای را دارند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

صفحه شطرنج

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تابلو اعلانات

پیشنهاد
١

آنها چقدر برای اتاق و وعده غذایی هزینه می گیرند؟ board به وعده های غذایی گفته می شود که وقتی در هتل، مسافرخانه و . . . اقامت دارید برای شما تدارک دید ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اتاق مباحثه

پیشنهاد
١

او برای یک هفته پول غذا و جا 90 پوند پرداخت کرد. board گاهی اوقات به پولی که برای هزینه غذا در هتل، مسافرخانه و . . . پرداخت می شود نیز اطلاق می شود.

پیشنهاد
١

او سوار قطار اشتباهی شد

پیشنهاد
١

سوار شدن به قطار یا کشتی یا . . .

پیشنهاد
١

من مملو از مشکلات شخصی ام

پیشنهاد
١

من بدون دهان صحبت می کنم و بدون گوش ها گوش می کنم.

پیشنهاد
١

می توانید این معما را حل کنید؟

پیشنهاد
١

هیچوقت از زیر یه چالش در نمیرم! shrink گاهی معنای" شانه خالی کردن" و" از زیر کاری در رفتن" هم میده

پیشنهاد
١

فقط میدونم که داری یکی از مراحل زندگیت رو طی میکنی phase=دوره تحول و تغییر

پیشنهاد
١

سود شرکت به حداقل رسیده است

پیشنهاد
١

او در پایین ترین مقیاس حقوقی قرار دارد

پیشنهاد
١

گربه در پایین پله ها نشسته است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پایین تپه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پایین هر صفحه

پیشنهاد
١

بطری شراب تقریبا تمام شده است

پیشنهاد
١

پاچه شلوارت خیلی تنگه. bottom در مورد شلوار : پاچه

پیشنهاد
١

چطور میتونم ته و توی قضیه را در بیارم؟

پیشنهاد
١

مهندس یه نمونه ی آزمایشی درست کرد برای نمایش. dummy ( فنی – کاربردی ) : ساختن یا استفاده از نسخه ی آزمایشی یا جعلی برای تست یا نمایش.

پیشنهاد
١

با یه حرکت فریبنده دو مدافع رو جا گذاشت و گل زد. dummy ( ورزشی – اصلی ) : حرکت فریبنده برای گول زدن حریف، معمولاً در فوتبال یا راگبی.

پیشنهاد
١

یه لبخند الکی زد تا احساساتش رو پنهان کنه. dummy ( استعاری – محاوره ای ) وانمود کردن یا تظاهر به انجام کاری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ضمیر تهی

پیشنهاد
١

دما در آفتاب ۴۰ درجه ی سانتیگراد ولی در سایه ۳۰ درجه است.

پیشنهاد
١

زیر سایه ی درختی بزرگ در پارک ناهار خوردیم.

پیشنهاد
١

هرچه خورشید بیشتر رو به غروب می رفت سایه ها درازتر می شدند.