پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
چیزیت نیست
شما بدون من بروید. من چیزیم نمی شود [من به چیزی نیاز ندارم. ]
من چیزیم نمی شود [من به چیزی نیاز ندارم. ]
اوضاع داشت خوب پیش می رفت تا اینکه تو پیدایت شد.
یک خانم زیبا
نه ممنون. من لازم ندارم.
جریمه پارک غیرقانونی
داری خوب انجام می دهی.
همینطور ادامه بده
هر شرکتی که فهمیده شود این قوانین را زیرپا گذاشته است مبلغ سنگینی جریمه خواهد شد.
او به خاطر سرعت غیرمجاز جریمه شد.
او یک روز در میان از خانه کار می کند.
چراغ های وسیله نقلیه اورژانس بین قرمز و آبی متناوب می شوند.
ما برای شام پختن نوبتی عمل می کنیم؛ من دوشنبه می پزم، او سه شنبه.
بچه ها بین بازی کردن داخل و بیرون تناوب دارن.
باید تمریناتت رو نوبتی انجام بدی تا گروه های عضلانی مختلف رو درگیر کنی.
باید کفش هات رو نوبتی استفاده کنی تا بیشتر دوام بیارن.
ما روزهای آفتابی و ابری داریم که یکی در میان میان.
باکتری ها گیاهان مرده را تجزیه می کنند decay=تجزیه کردن
هیئت دولت
پرواز بی آ 193 برای پاریس اکنون در گیت 37 آماده سوار کردن مسافران است. board به معنای سوار شدن به عمل وارد شدن به وسایل نقلیه ای از قبیل کشتی، قطار ...
یک تخته سیاه
هیئت مدیره از کاهش فروش ناراضی هستند. به گروهی از افراد اطلاق می شود که قدرت تصمیم گیری و کنترل شرکت، اداره یا وزارت خانه ای را دارند.
صفحه شطرنج
تابلو اعلانات
آنها چقدر برای اتاق و وعده غذایی هزینه می گیرند؟ board به وعده های غذایی گفته می شود که وقتی در هتل، مسافرخانه و . . . اقامت دارید برای شما تدارک دید ...
اتاق مباحثه
او برای یک هفته پول غذا و جا 90 پوند پرداخت کرد. board گاهی اوقات به پولی که برای هزینه غذا در هتل، مسافرخانه و . . . پرداخت می شود نیز اطلاق می شود.
او سوار قطار اشتباهی شد
سوار شدن به قطار یا کشتی یا . . .
من مملو از مشکلات شخصی ام
من بدون دهان صحبت می کنم و بدون گوش ها گوش می کنم.
می توانید این معما را حل کنید؟
هیچوقت از زیر یه چالش در نمیرم! shrink گاهی معنای" شانه خالی کردن" و" از زیر کاری در رفتن" هم میده
فقط میدونم که داری یکی از مراحل زندگیت رو طی میکنی phase=دوره تحول و تغییر
سود شرکت به حداقل رسیده است
او در پایین ترین مقیاس حقوقی قرار دارد
گربه در پایین پله ها نشسته است
پایین تپه
پایین هر صفحه
بطری شراب تقریبا تمام شده است
پاچه شلوارت خیلی تنگه. bottom در مورد شلوار : پاچه
چطور میتونم ته و توی قضیه را در بیارم؟
مهندس یه نمونه ی آزمایشی درست کرد برای نمایش. dummy ( فنی – کاربردی ) : ساختن یا استفاده از نسخه ی آزمایشی یا جعلی برای تست یا نمایش.
با یه حرکت فریبنده دو مدافع رو جا گذاشت و گل زد. dummy ( ورزشی – اصلی ) : حرکت فریبنده برای گول زدن حریف، معمولاً در فوتبال یا راگبی.
یه لبخند الکی زد تا احساساتش رو پنهان کنه. dummy ( استعاری – محاوره ای ) وانمود کردن یا تظاهر به انجام کاری.
ضمیر تهی
دما در آفتاب ۴۰ درجه ی سانتیگراد ولی در سایه ۳۰ درجه است.
زیر سایه ی درختی بزرگ در پارک ناهار خوردیم.
هرچه خورشید بیشتر رو به غروب می رفت سایه ها درازتر می شدند.