پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
دلم می خواست همه چی همانطور مثل قبل بود.
همه چیز همین جوری می مانه! هیچی تغیر نمیکنه.
زندگی بدون او چه جوری میشه ( مثله قبل و بی تفاوت ) باشه؟!
یک مقدار کمی کره به اندازه یک قاشق غذاخوری
بوی عطری رو حس میکنم؟ به مشامم میرسه؟
اگر خصومت و قدرت تسلط را در یک حیوان تشخیص دهید، دیگر به نظر شما کیوت/بامزه نخواهد بود.
این ابزار کوچک ترین تغییر درجه ی حرارت را کشف و ثبت می کند.
به کاستی های استدلال او پی بردم.
او قاتل حقیقی را به آسانی شناسایی کرد.
او برخی از خطاها را در گزارش پیدا کرده است.
بسیاری از ماهی ها روش های مبتکرانه ای برای محافظت از تخم های خود از {حمله} حیوانات شکاری دارند.
آنها شانس آوردند ک راهشان را در طوفان پیدا کردند
چه شانس بزرگی
نوعی تله است
نوعی تله است
دهنت را ببند
ویرانی کامل شهر
جیکت در نیاد.
نمیتونم اسمش رو بگم
تاریکی مطلق
از درد دادش دراومد utter=صدای کسی درآمدن
فریاد زدم.
وقت هدر دادن مطلق
اگه گم شدی چی؟؟ What if=اگه. . . . چی؟؟؟
اومدیم ُ نتونستی پولم را پس بدی! what if=اومدیم اُ
چه اتفاقی می افته اگر من قوانین را زیر پا بگذارم؟
اتو داغ پیراهنش را سوزاند. scorch ( فیزیکی – واقعی ) : سوختن یا سوزاندن سطح چیزی بدون اینکه کاملاً آتش بگیرد.
آفتاب بیابان زمین را سوزاند. scorch ( از گرما یا خورشید ) : تأثیر شدید گرما یا آفتاب که باعث خشک یا سوخته شدن چیزی می شود.
حرف هایش غرورش را سوزاند. scorch ( استعاری – احساسی یا اخلاقی ) : آزار دادن یا سوزاندن کسی از درون با خشم، شرم یا غم.
روی میز آثار سوختگی دیده می شد. scorch ( اسم ) : علامت سوختگی یا اثر حرارت.
ساختمانها توسط آتش ( بصورت سطحی ) سوخته بودند.
چمن توسط خورشید خشک شده بود.
سخنرانی داغ
می دونم هیجان زده ای، ولی قبل از خریدش یه کم صبر کن.
صبر کن! هنوز سوال آخر رو جواب ندادیم.
مامان، یه لحظه صبر کن! پنج دقیقه دیگه راه می افتیم.
دندون رو جیگر بزار بیا یه لحظه در موردش فکر کنیم
شعبده بازی کردن
درمانی معجزه گر یک درمان معجزه آسا
سیستم تخلیه به جلوگیری از سیلاب کمک می کند.
کف شور گرفته بود و آب تخلیه نمی شد.
پس از پیاده روی طولانی، کاملاً خسته بودم.
یک آبکش آشپزخانه برای خشک کردن ظروف مفید است.
فاضلاب طوفان به جلوگیری از سیلاب کمک کرد.
لطفاً آب را از ماکارونی خالی کن.
آنها تصمیم گرفتند برکه را برای تعمیرات دوباره پر کنند.
او باری بر دوش والدینش بود.
این کار می تواند واقعا انرژی شما را از بین ببرد.
او خانه اش را خودش ساخت و زهکشی های آن را خود انجام داد.
خالی کردن جیب