پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٩٥
پیشنهاد
١

دلم می خواست همه چی همانطور مثل قبل بود.

پیشنهاد
١

همه چیز همین جوری می مانه! هیچی تغیر نمیکنه.

پیشنهاد
١

زندگی بدون او چه جوری میشه ( مثله قبل و بی تفاوت ) باشه؟!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک مقدار کمی کره به اندازه یک قاشق غذاخوری

پیشنهاد
١

بوی عطری رو حس میکنم؟ به مشامم میرسه؟

پیشنهاد
١

اگر خصومت و قدرت تسلط را در یک حیوان تشخیص دهید، دیگر به نظر شما کیوت/بامزه نخواهد بود.

پیشنهاد
١

این ابزار کوچک ترین تغییر درجه ی حرارت را کشف و ثبت می کند.

پیشنهاد
١

به کاستی های استدلال او پی بردم.

پیشنهاد
١

او قاتل حقیقی را به آسانی شناسایی کرد.

پیشنهاد
١

او برخی از خطاها را در گزارش پیدا کرده است.

پیشنهاد
١

بسیاری از ماهی ها روش های مبتکرانه ای برای محافظت از تخم های خود از {حمله} حیوانات شکاری دارند.

پیشنهاد
١

آنها شانس آوردند ک راهشان را در طوفان پیدا کردند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چه شانس بزرگی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوعی تله است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نوعی تله است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دهنت را ببند

پیشنهاد
١

ویرانی کامل شهر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جیکت در نیاد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمیتونم اسمش رو بگم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تاریکی مطلق

پیشنهاد
١

از درد دادش دراومد utter=صدای کسی درآمدن

پیشنهاد
١

فریاد زدم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

وقت هدر دادن مطلق

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اگه گم شدی چی؟؟ What if=اگه. . . . چی؟؟؟

پیشنهاد
١

اومدیم ُ نتونستی پولم را پس بدی! what if=اومدیم اُ

پیشنهاد
١

چه اتفاقی می افته اگر من قوانین را زیر پا بگذارم؟

پیشنهاد
١

اتو داغ پیراهنش را سوزاند. scorch ( فیزیکی – واقعی ) : سوختن یا سوزاندن سطح چیزی بدون اینکه کاملاً آتش بگیرد.

پیشنهاد
١

آفتاب بیابان زمین را سوزاند. scorch ( از گرما یا خورشید ) : تأثیر شدید گرما یا آفتاب که باعث خشک یا سوخته شدن چیزی می شود.

پیشنهاد
١

حرف هایش غرورش را سوزاند. scorch ( استعاری – احساسی یا اخلاقی ) : آزار دادن یا سوزاندن کسی از درون با خشم، شرم یا غم.

پیشنهاد
١

روی میز آثار سوختگی دیده می شد. scorch ( اسم ) : علامت سوختگی یا اثر حرارت.

پیشنهاد
١

ساختمانها توسط آتش ( بصورت سطحی ) سوخته بودند.

پیشنهاد
١

چمن توسط خورشید خشک شده بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سخنرانی داغ

پیشنهاد
١

می دونم هیجان زده ای، ولی قبل از خریدش یه کم صبر کن.

پیشنهاد
١

صبر کن! هنوز سوال آخر رو جواب ندادیم.

پیشنهاد
١

مامان، یه لحظه صبر کن! پنج دقیقه دیگه راه می افتیم.

پیشنهاد
١

دندون رو جیگر بزار بیا یه لحظه در موردش فکر کنیم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شعبده بازی کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

درمانی معجزه گر یک درمان معجزه آسا

پیشنهاد
١

سیستم تخلیه به جلوگیری از سیلاب کمک می کند.

پیشنهاد
١

کف شور گرفته بود و آب تخلیه نمی شد.

پیشنهاد
١

پس از پیاده روی طولانی، کاملاً خسته بودم.

پیشنهاد
١

یک آبکش آشپزخانه برای خشک کردن ظروف مفید است.

پیشنهاد
١

فاضلاب طوفان به جلوگیری از سیلاب کمک کرد.

پیشنهاد
١

لطفاً آب را از ماکارونی خالی کن.

پیشنهاد
١

آنها تصمیم گرفتند برکه را برای تعمیرات دوباره پر کنند.

پیشنهاد
١

او باری بر دوش والدینش بود.

پیشنهاد
١

این کار می تواند واقعا انرژی شما را از بین ببرد.

پیشنهاد
١

او خانه اش را خودش ساخت و زهکشی های آن را خود انجام داد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خالی کردن جیب