پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٩٥
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

از نو شروع کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نسیمی خنک

پیشنهاد
١

غذا ها شامل یک افزاینده اند که کمک میکند تازه بمانند

پیشنهاد
١

روز بعد با احساس شادابی از خواب برخاستیم.

پیشنهاد
١

این فرصتی است که وی برای شروع جدید به آن نیاز دارد.

پیشنهاد
١

هوای بامدادی بسیار ارامش بخش بود

پیشنهاد
١

من برای پدرم یک فنجان چای تازه اوردم

پیشنهاد
١

دیشب یک نان تازه را کامل خوردم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مرا درک می کنی؟ realize=درک کردن کسی، فهمیدن کسی

پیشنهاد
١

امروز کجا میری؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیش به سوی غرب

پیشنهاد
١

ممکنه به زندان فدرال منتقل بشه

پیشنهاد
١

به مدرسه بازگشتند

پیشنهاد
١

امواج کوبنده بخشی از اسکله را نابود کردند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

امواج کوبنده

پیشنهاد
١

باران شدید و کوبنده تمام روز ما را در خانه نگه داشت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

باران شدید و کوبنده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کوبیدن به در

پیشنهاد
١

بعد از دویدن، تپش شدید قلبم را در سینه احساس کردم.

پیشنهاد
١

برای سردرد ضربان دارم آسپرین خوردم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سردرد ضربان دار

پیشنهاد
١

عصر را صرف کوبیدن میخ ها به دیوار کرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کوبیدن میخ ها

پیشنهاد
١

نیمه شب کسی به در می کوبید!

پیشنهاد
١

بعد از فارغ التحصیلی، مدام دنبال کار می گشت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیاده روی طولانی / گشتن به دنبال کار

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

موسیقی بلند و کوبنده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

باخت شدید در جنگ یا رقابت

پیشنهاد
١

طبل ها یک ریتم کوبنده ایجاد کردند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ریتم کوبنده

پیشنهاد
١

موسیقی کوبنده کلاب تمام شب ادامه داشت.

پیشنهاد
١

سیاستمدار با انتقادات شدید رسانه ها روبرو شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرزنش های تند و بی رحمانه

پیشنهاد
١

تیم در فینال شکست سنگینی خورد.

پیشنهاد
١

او شش ماه بعد را صرف جستجوی کار در پیاده رو کرد pounding به معنی march یا پیمودن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تپش قلب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قلب تپنده! pounding ( صفت ) به معنای تپنده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

لحظات کلیدی ( مهم وحیاتی )

پیشنهاد
١

اینقدر فریاد نزن، من دارم باهات آروم حرف می زنم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

وای! او فریاد زد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مراقب باش! او فریاد زد.

پیشنهاد
١

باورم نمیشه! آنها فریاد زدند.

پیشنهاد
١

این شگفت انگیزه! او با صدای بلند گفت.

پیشنهاد
١

این منصفانه نیست! او با عصبانیت فریاد زد.

پیشنهاد
١

من بردم! او با خوشحالی فریاد زد.

پیشنهاد
١

چه روز زیبایی! او با صدای بلند گفت.

پیشنهاد
١

این یک معجزه است! او فریاد زد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عجله کن! آن ها فریاد زدند.

پیشنهاد
١

وای خدای من! او با صدای بلند گفت.

پیشنهاد
١

این باور نکردنیه! او فریاد زد.