پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
از نو شروع کردن
نسیمی خنک
غذا ها شامل یک افزاینده اند که کمک میکند تازه بمانند
روز بعد با احساس شادابی از خواب برخاستیم.
این فرصتی است که وی برای شروع جدید به آن نیاز دارد.
هوای بامدادی بسیار ارامش بخش بود
من برای پدرم یک فنجان چای تازه اوردم
دیشب یک نان تازه را کامل خوردم
مرا درک می کنی؟ realize=درک کردن کسی، فهمیدن کسی
امروز کجا میری؟
پیش به سوی غرب
ممکنه به زندان فدرال منتقل بشه
به مدرسه بازگشتند
امواج کوبنده بخشی از اسکله را نابود کردند.
امواج کوبنده
باران شدید و کوبنده تمام روز ما را در خانه نگه داشت.
باران شدید و کوبنده
کوبیدن به در
بعد از دویدن، تپش شدید قلبم را در سینه احساس کردم.
برای سردرد ضربان دارم آسپرین خوردم.
سردرد ضربان دار
عصر را صرف کوبیدن میخ ها به دیوار کرد.
کوبیدن میخ ها
نیمه شب کسی به در می کوبید!
بعد از فارغ التحصیلی، مدام دنبال کار می گشت.
پیاده روی طولانی / گشتن به دنبال کار
موسیقی بلند و کوبنده
باخت شدید در جنگ یا رقابت
طبل ها یک ریتم کوبنده ایجاد کردند.
ریتم کوبنده
موسیقی کوبنده کلاب تمام شب ادامه داشت.
سیاستمدار با انتقادات شدید رسانه ها روبرو شد.
سرزنش های تند و بی رحمانه
تیم در فینال شکست سنگینی خورد.
او شش ماه بعد را صرف جستجوی کار در پیاده رو کرد pounding به معنی march یا پیمودن
تپش قلب
قلب تپنده! pounding ( صفت ) به معنای تپنده
لحظات کلیدی ( مهم وحیاتی )
اینقدر فریاد نزن، من دارم باهات آروم حرف می زنم.
وای! او فریاد زد.
مراقب باش! او فریاد زد.
باورم نمیشه! آنها فریاد زدند.
این شگفت انگیزه! او با صدای بلند گفت.
این منصفانه نیست! او با عصبانیت فریاد زد.
من بردم! او با خوشحالی فریاد زد.
چه روز زیبایی! او با صدای بلند گفت.
این یک معجزه است! او فریاد زد.
عجله کن! آن ها فریاد زدند.
وای خدای من! او با صدای بلند گفت.
این باور نکردنیه! او فریاد زد.