پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٩٠
پیشنهاد
١

او همیشه تکیه گاه من بوده است او همیشه تکیه گاه من بوده ( مثل کوه )

پیشنهاد
١

رقص من به وضوح جلوه گری میکنه یا رقص من تابان تر میدرخشه یا رقص و چرخش من، لحظه به لحظه، خیره کننده تر میشه rock گاهی معنای رقص، حرکت، جنبیدن، چرخش ...

پیشنهاد
١

او همیشه تکیه گاه من بوده است او همیشه تکیه گاه من بوده ( مثل کوه )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تو فوق العاده ای مرد rock به معنی فوق العاده بودن . برای تعریف از کسی یا چیزی

پیشنهاد
١

اعضای تیم فوتبال بخاطر رسوایی ببار آمده، شوکه شدند. rock = شوکه کردن، ناراحت کردن ( به صورت مجهول به کار میرود )

پیشنهاد
١

کل بعد از ظهر رو تو پارک علافی کرد. loaf ( رفتاری – روزمره ) : گذراندن وقت بدون هدف یا فعالیت مفید؛ معمولاً با پرسه زدن، لم دادن، یا بی حرکتی

پیشنهاد
١

کل آخر هفته رو مثل سیب زمینی های مبل لم داده بودن. loaf ( طنزآمیز – استعاری ) : در توصیف حالتی که فرد خودش رو به بی خیالی زده، گاهی با لحن شوخی یا ا ...

پیشنهاد
١

نمی تونی کل روزو علافی کنی—برو سر کارت! loaf ( فرهنگی – انتقادی ) : برای توصیف سبک زندگی یا رفتارهایی که با بی هدفی، بی انگیزگی، یا تنبلی همراهه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مایع دستشویی

پیشنهاد
١

آیا فیلم خوبی در نتفلیکس پیدا کردی؟

پیشنهاد
١

هفته گذشته اصلاً باران نداشتیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من هیچ حیوان خانگی ای ندارم.

پیشنهاد
١

آیا صندلی ای باقی مانده است؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آیا نانی باقی مانده است؟

پیشنهاد
١

او هیچ کدام از غذا را نخورد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من هیچ پولی ندارم.

پیشنهاد
١

آیا در یخچال شیر هست؟

پیشنهاد
١

من هیچ دوستی ندارم.

پیشنهاد
١

او هیچ پولی ندارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آیا آبجویی داریم؟

پیشنهاد
١

آیا اطلاعاتی دارید؟

پیشنهاد
١

اگر سوالی دارید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آیا هیچ عینکی داریم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناله ی گرفته، عرعر گرفته و خفیف

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

موفق شدن در انجام کاری، توانستن به انجام کاری

پیشنهاد
١

گوشهایت را بگیر چون اون صداخفه کن نداره

پیشنهاد
١

اگر پم توانست این کار را انجام دهد، من هم می توانم

پیشنهاد
١

اگر او توانست این کار را انجام دهد، من هم می توانم

پیشنهاد
١

اگر او توانست این کار را انجام دهد، من هم می توانم

پیشنهاد
١

من می توانم این یکی دیگر را مدیریت کنم manage=از پس کاری بر اومدن توانایی انجام کاری

پیشنهاد
١

آقا بالاسر لازم نداریم ( ما می توانیم خودمان را مدیریت کنیم )

پیشنهاد
١

من فکر نمی کنم که او بتواند خودش مغازه را اداره کند

پیشنهاد
١

سلایق موسیقی من با برادرم اصلا باهم" هم خوانی یا وجه مشترک" نداره overlap=هم خوانی / وجه مشترک

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جسد

پیشنهاد
١

در آغوش کسی پرت شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در آغوش کسی پرت شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در آغوش کسی پرت شدن

پیشنهاد
١

در آغوش کسی پرت شدن

پیشنهاد
١

کشف اشیا جداافتاده ( تک و توک ) معمول تر هستند تا کشف کل یک سایت ( عمارت/ساختمان ) باستانی

پیشنهاد
١

این یه راهنمای آموزشی برای مبتدی هاست. how - to ( صفت – توصیفی ) : برای توصیف محتوایی که هدفش آموزش عملی و مستقیمه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

A how - to guide about یک راهنمای عملی درباره ی. . .

پیشنهاد
١

کانالش پر از ویدیوهای آموزشی آرایشه. how - to ( رسانه ای – محتوایی ) : سبکی از تولید محتوا که در یوتیوب، وبلاگ ها یا شبکه های اجتماعی برای آموزش مه ...

پیشنهاد
١

دیدگاه سیاست خارجۀ او همچنان ثابت مانده بود

پیشنهاد
١

یک کلاس عملی در تزیین کیک how - to =عملی ( در مقابل تئوری ) . . . A how - to guide about یک راهنمای عملی درباره ی. . .

پیشنهاد
١

او بچه هایش را همان طور که مادرش ( آنها را ) تربیت کرده بود تربیت کرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هم اندازه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ما همه مثل هم هستیم.

پیشنهاد
١

او دقیقا لباسی یکسان با آن که من پوشیده بودم، پوشیده بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هم رنگ

پیشنهاد
١

زندگی بدون تو همانند قبل نیست.