پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
او همیشه تکیه گاه من بوده است او همیشه تکیه گاه من بوده ( مثل کوه )
رقص من به وضوح جلوه گری میکنه یا رقص من تابان تر میدرخشه یا رقص و چرخش من، لحظه به لحظه، خیره کننده تر میشه rock گاهی معنای رقص، حرکت، جنبیدن، چرخش ...
او همیشه تکیه گاه من بوده است او همیشه تکیه گاه من بوده ( مثل کوه )
تو فوق العاده ای مرد rock به معنی فوق العاده بودن . برای تعریف از کسی یا چیزی
اعضای تیم فوتبال بخاطر رسوایی ببار آمده، شوکه شدند. rock = شوکه کردن، ناراحت کردن ( به صورت مجهول به کار میرود )
کل بعد از ظهر رو تو پارک علافی کرد. loaf ( رفتاری – روزمره ) : گذراندن وقت بدون هدف یا فعالیت مفید؛ معمولاً با پرسه زدن، لم دادن، یا بی حرکتی
کل آخر هفته رو مثل سیب زمینی های مبل لم داده بودن. loaf ( طنزآمیز – استعاری ) : در توصیف حالتی که فرد خودش رو به بی خیالی زده، گاهی با لحن شوخی یا ا ...
نمی تونی کل روزو علافی کنی—برو سر کارت! loaf ( فرهنگی – انتقادی ) : برای توصیف سبک زندگی یا رفتارهایی که با بی هدفی، بی انگیزگی، یا تنبلی همراهه
مایع دستشویی
آیا فیلم خوبی در نتفلیکس پیدا کردی؟
هفته گذشته اصلاً باران نداشتیم.
من هیچ حیوان خانگی ای ندارم.
آیا صندلی ای باقی مانده است؟
آیا نانی باقی مانده است؟
او هیچ کدام از غذا را نخورد.
من هیچ پولی ندارم.
آیا در یخچال شیر هست؟
من هیچ دوستی ندارم.
او هیچ پولی ندارد.
آیا آبجویی داریم؟
آیا اطلاعاتی دارید؟
اگر سوالی دارید
آیا هیچ عینکی داریم
ناله ی گرفته، عرعر گرفته و خفیف
موفق شدن در انجام کاری، توانستن به انجام کاری
گوشهایت را بگیر چون اون صداخفه کن نداره
اگر پم توانست این کار را انجام دهد، من هم می توانم
اگر او توانست این کار را انجام دهد، من هم می توانم
اگر او توانست این کار را انجام دهد، من هم می توانم
من می توانم این یکی دیگر را مدیریت کنم manage=از پس کاری بر اومدن توانایی انجام کاری
آقا بالاسر لازم نداریم ( ما می توانیم خودمان را مدیریت کنیم )
من فکر نمی کنم که او بتواند خودش مغازه را اداره کند
سلایق موسیقی من با برادرم اصلا باهم" هم خوانی یا وجه مشترک" نداره overlap=هم خوانی / وجه مشترک
جسد
در آغوش کسی پرت شدن
در آغوش کسی پرت شدن
در آغوش کسی پرت شدن
در آغوش کسی پرت شدن
کشف اشیا جداافتاده ( تک و توک ) معمول تر هستند تا کشف کل یک سایت ( عمارت/ساختمان ) باستانی
این یه راهنمای آموزشی برای مبتدی هاست. how - to ( صفت – توصیفی ) : برای توصیف محتوایی که هدفش آموزش عملی و مستقیمه
A how - to guide about یک راهنمای عملی درباره ی. . .
کانالش پر از ویدیوهای آموزشی آرایشه. how - to ( رسانه ای – محتوایی ) : سبکی از تولید محتوا که در یوتیوب، وبلاگ ها یا شبکه های اجتماعی برای آموزش مه ...
دیدگاه سیاست خارجۀ او همچنان ثابت مانده بود
یک کلاس عملی در تزیین کیک how - to =عملی ( در مقابل تئوری ) . . . A how - to guide about یک راهنمای عملی درباره ی. . .
او بچه هایش را همان طور که مادرش ( آنها را ) تربیت کرده بود تربیت کرد.
هم اندازه
ما همه مثل هم هستیم.
او دقیقا لباسی یکسان با آن که من پوشیده بودم، پوشیده بود.
هم رنگ
زندگی بدون تو همانند قبل نیست.