پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٩٥
پیشنهاد
١

دیدی چی شد؟ آنها فریاد زدند.

پیشنهاد
١

الکل هر سال ده ها نفر رو قربانی می کنه. claim ( استعاری – مرگ آور ) : در گزارش های خبری یا پزشکی، *claim* به صورت استعاری برای اشاره به مرگ افراد تو ...

پیشنهاد
١

جنگ همچنان امیدهای یک نسل رو قربانی می کنه. claim ( ادبی – استعاری ) : در نوشتار ادبی یا روایی، برای نشان دادن قدرت ویرانگر یا بی رحمانه ی یک پدیده

پیشنهاد
١

زلزله بیش از ۵۰۰ نفر رو به کام مرگ کشوند. claim ( رسمی – آماری ) : برای بیان تأثیر مرگ بار یک بیماری، حادثه، یا ماده، به گونه ای که هم احساسی و هم آ ...

پیشنهاد
١

هنرمند توسط منتقدان ستایش شد. acclaim=ستایش کردن / تحسین کردن

پیشنهاد
١

او ادعا می کند که بی گناه است.

پیشنهاد
١

او ادعا کرد که بی گناه است، اما وقتی حکم قرائت شد، از تعجب فریاد زد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جان کسی را گرفتن

پیشنهاد
١

تو فقط میتونی ادعا کنی ، تو نمیتونی چیزی را ثابت کنی

پیشنهاد
١

لامبورگینی تو گرد و خاک پشت بی ام و محو شد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آنها دوسال تفاوت سنی دارند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اشک توی چشم جمع شدن هستش، سوزش اشک رو در چشم حس کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اشک توی چشم جمع شدن هستش، سوزش اشک رو در چشم حس کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیش عقرب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اشک توی چشم جمع شدن هستش، سوزش اشک رو در چشم حس کردن

پیشنهاد
١

شما 100 دلار در امد دارید

پیشنهاد
١

باعث شد در مسابقه برتری پیدا کند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به چیزی برتری یا مزیت دادن.

پیشنهاد
١

انگلیسی خوب به دانشجوها خارج از کشور برتری می دهد.

پیشنهاد
١

این مهارت به تو در کار مزیت می دهد.

پیشنهاد
١

صداش یه تیزی داشت که قبلاً نشنیده بودم. edge ( بیانی – صوتی ) : لحن یا صدایی که تند، قاطع، یا تهاجمی باشه—اغلب در موقعیت های جدی یا بحث برانگیز

پیشنهاد
١

پیاده روی صبحگاهی ( در مقایسه با پیاده روی عصر ) ممکن است مزیت و برتری داشته باشد. ( وقتی صحبت کاهش وزن مطرح است )

پیشنهاد
١

تو حرفاش یه حالت تند و عصبی بود که همه رو نگران کرد. edge ( احساسی – رفتاری ) : حالت یا نگرشی که نشون دهنده ی شدت، عصبانیت، یا قاطعیت باشه

پیشنهاد
١

اون بهتر از بقیه است

پیشنهاد
١

این مسایل بعضی وجوه/جنبه های سیاسی هم دارند edge=جنبه، وجه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بهم یه لطفی بکن و برو

پیشنهاد
١

پیشنهادش درباره ی برگزاری کلاسها در طبیعت بویسله معلمها مورد پسند قرار گرفت ( طرفداری کردن )

پیشنهاد
١

با چیزی به ما لطف می کنند با انجام کاری به ما لطف کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

میتونم یه خواهشی بکنم؟

پیشنهاد
١

برخی از اعضا نسبت به دیگران برتری ندارند favor در این جا به معنای ترجیح دادن است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من طرفدار . . . هستم. favor=طرفداری و حمایت کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من طرفدار . . . هستم. favor=طرفداری و حمایت کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

گرد و غبار غلیظ او را به حال خفگی انداخت. / گرد و غبار غلیظ نفسش را بند آورد.

پیشنهاد
١

او با خفه شدن مرده بود

پیشنهاد
١

ناودان با برگها مسدود شده بود.

پیشنهاد
١

او می توانست به میل خود در مسابقات مقدماتی امتیاز بگیرد، اما در فینال کاملاً خراب می کرد. choke= خراب کردن/دستپاچه شدن

پیشنهاد
١

او همیشه در تمرین خوب می دوید، اما در رقابت های اصلی معمولاً دستپاچه می شد و آخر می شد. choke=خراب کردن/دستپاچه شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نفسش بند اومد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نفسش بند اومد

پیشنهاد
١

او آخرین بازیش رو خراب کرد. choke ( خودمونی ) ( در بازی های ورزشی ) خراب کردن

پیشنهاد
١

از اون معامله هیچی گیرم نیومد. zip ( عامیانه – عددی ) : استفاده از "zip" به جای صفر یا هیچ در گفت وگوهای غیررسمی

پیشنهاد
١

هیچ مدرکی برای اثبات ادعا پیدا نکردیم. zip ( خنثی – توصیفی ) : اشاره به نبودن چیزی، یا فقدان کامل یک ویژگی یا نتیجه

پیشنهاد
١

نظرش برای من هیچ ارزشی نداره. zip ( طعنه دار – ارزشی ) : بیان فقدان ارزش، اهمیت یا نتیجه در یک موقعیت

پیشنهاد
١

ده ساله که یه همچین نشاطی ( سرزندگی یا اشتیاقی ) رو در تو ندیدم.

پیشنهاد
١

نمیخوام سر راهت باشم.

پیشنهاد
١

جسارت نباشه/دلخور نشوید ولی زیپ شلوارتان باز است !

پیشنهاد
١

میتونیم سریع همه جا بریم

پیشنهاد
١

من در مورد کامپیوترها هیچی بلد نیستم zip به معنی nothing ( هیچی ) هم هست.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زیپ دهانت را ببند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک اجرای خیلی خوب