پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٩٥
پیشنهاد
١

آب وان حمام کم کم خارج شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آب مخزن را کشیدن و خالی کردن

پیشنهاد
١

همه ی ثروت او تمام شده بود.

پیشنهاد
١

آب های اروپای مرکزی به رود دانوب می ریزد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آب حوض را کشیدم.

پیشنهاد
١

شجاعت او ته کشید.

پیشنهاد
١

جنگ نیروی انسانی کشور را تحلیل برده بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دارید سر کارم می گذارید! دارید مسخره ام می کنید!

پیشنهاد
١

ادم بی شیله پیله ای هستی ( اصطلاح )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

bone به عنوان فعل معنی sex میده

پیشنهاد
١

اون هنوز خامِ / تازه کاره.

پیشنهاد
١

اون هنوز خامِ / تازه کاره.

پیشنهاد
١

اون خیلی بی عرضه ست برای رهبری تیم.

پیشنهاد
١

اون خیلی بی عرضه ست برای رهبری تیم.

پیشنهاد
١

اون خیلی بی عرضه ست برای رهبری تیم.

پیشنهاد
١

اون خیلی بی عرضه ست برای رهبری تیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او خیلی بی عرضه است wet=بی عرضه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او خیلی بی عرضه است wet=بی عرضه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او خیلی بی عرضه است wet=بی عرضه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او خیلی بی عرضه است wet=بی عرضه

پیشنهاد
١

او خیلی بی عرضه است، از انواع تصمیمات طفره می رود wet=بی عرضه

پیشنهاد
١

بوی سیگار روی کت او به من گفت که او سیگاری است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوب به نظر میرسه smell در اینجا به معنی به نظر رسیدن هست. اما معنی اصلی همون بوییدن میشه یا هم خانواده های بوییدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تجاوز جنسی assault معنی تجاوز ( ب عنف )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شاگرد ممتاز دانش آموز برگزیده

پیشنهاد
١

خودم از پسش برمیام

پیشنهاد
١

او با مشکلات رفتاری ناشی از از دست دادن شغل خود دست و پنجه نرم می کرد.

پیشنهاد
١

به من مسئولیت داده شد تا خودم تنهایی از عهده ش بربیام منو تنها گذاشت/گذاشتند تا خودم تنهایی از پس ش بربیام

پیشنهاد
١

- اون گروه بدقت بررسی خواهند کرد تا بفهمند چگونه آن منطقه از پس از دست دادن هزاران شغل برآمده است - این گروه بررسی میکنن که این منطقه چجور تونست بر ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

Make - believe friend دوست خیالی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

Make - believe story داستان خیالی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

Make - believe world دنیای خیالی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

Make - believe adventure ماجراجویی خیالی

پیشنهاد
١

روزی روزگاری شاه و ملکه ای در سرزمینی خیالی زندگی می کردند.

پیشنهاد
١

اذیتم می کنه که قهوه م همیشه قبل از اینکه تمومش کنم سرد می شه.

پیشنهاد
١

واقعاً اذیتم می کنه وقتی راننده ها از راهنما استفاده نمی کنن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

می دونی چی اذیتم می کنه؟ وقتی اصلاح خودکار "haha" رو تبدیل می کنه به "harass"

پیشنهاد
١

کامپیوترم مدام هنگ می کنه؛ فکر کنم یه اشکال داره.

پیشنهاد
١

آپدیت جدید نرم افزار کلی ایراد داره که باید رفع کنن.

پیشنهاد
١

اذیتم می کنه وقتی مردم وسط فیلم حرف می زنن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حتماً داره شنودمون می کنه bugging=شنود کردن هم میشه

پیشنهاد
١

توی خونه شون میکروفون مخفی گذاشتن

پیشنهاد
١

وقتی مردم با صدای بلند چیزی را می جوند، اذیت می شوم bug در نقش فعل به معنای آزار دادن

پیشنهاد
١

هی بچه! مثل یه احمق خیلی سخت به نرده تکیه نده

پیشنهاد
١

یکبار دیگ آزارم بدی در یک دم مسدودت میکنم

پیشنهاد
١

کامپیوترم مشکلی داره که نمیتونم چیزی رو به اشتراک بگذارم.

پیشنهاد
١

ظاهرا یک حشره رو در رختخوابم له کردم

پیشنهاد
١

هی بچه! مثل یه احمق خیلی سخت به نرده تکیه نده، ممکنه تو آب بیفتی

پیشنهاد
١

چیزی که جدا منو اذیت میکنه یا میرنجونه در مورده . . . . bugged به معنی اذیت کردن کسی

پیشنهاد
١

ایده ها یا چالش جدید