پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٩٠
پیشنهاد
١

وقتی از او کمک خواستم کمی با من تند برخورد کرد.

پیشنهاد
١

این پیشنهادات با انتقادات تندی همراه شد.

پیشنهاد
١

لبه ها تیز را سوهان بزنید.

پیشنهاد
١

تغییر ناگهانی رطوبت پس از طوفان به وجود آمد.

پیشنهاد
١

او با آرنج نوک تیزش به من زد تا بگوید ساکت باش.

پیشنهاد
١

دکتر، من این درد شدید را در قفسه سینه دارم .

پیشنهاد
١

ما به یک پیچ تند در جاده رسیدیم.

پیشنهاد
١

ناگهان دردی شدید در کمرم حس کردم.

پیشنهاد
١

او تمایزی شفاف بین سیاست داخلی و بین المللی قائل شد.

پیشنهاد
١

اجرا رأس ساعت 7 شروع خواهد شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

"تاد" یک فرد شیک پوش است.

پیشنهاد
١

دندان های آن بسیار تیز هستند.

پیشنهاد
١

مطمئن شوید که از یک چاقوی تیز خوب استفاده می کنید.

پیشنهاد
١

یک مدیر تجاری شیک پوش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بالاتر از نوت ( موسیقی ) خوندن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در تضاد شدید ( به گونه ای که به وضوح با چیزهای دیگر متفاوت است )

پیشنهاد
١

ضربه ناگهانی به سر وارد شدن

پیشنهاد
١

افت شدید دما

پیشنهاد
١

پیچ تند در جاده

پیشنهاد
١

یک چاقو با لبه/تیغه تیز

پیشنهاد
١

یک چاقو با لبه/تیغه تیز

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

راس ساعت/زمان

پیشنهاد
١

تفاوت های آشکار عقیدتی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

درد شدید

پیشنهاد
١

افزایش شدید در قیمت ها

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک پیچ تند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک پیچ تند

پیشنهاد
١

کاهش شدید در بیکاری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک فرد شیک پوش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ذهنی هوشیار

پیشنهاد
١

یک خبرنگار با ذهنی بسیار هوشیار

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کت شلوار شیک

پیشنهاد
١

پنیر مزه ای تند و شور داشت.

پیشنهاد
١

آب لیمو به سس یک طعم تند و اسیدی می دهد.

پیشنهاد
١

این پنیر چدار طعم تند و فوق العاده ای دارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حافظه قوی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حس فرو رفتن جسم نوک تیز ( در قفسه سینه )

پیشنهاد
١

تورم افزایش ناگهانی و چشمگیری داشت

پیشنهاد
١

جلسه سر ساعت ۷ صبح شروع می شود sharp=دقیقا ، سر ساعت

پیشنهاد
١

احساساتت را توی خودت نگه ندار. بریزشون بریز.

پیشنهاد
١

احساساتت را توی خودت نگه ندار

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بد شانس تر خواهی شد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بد شانس تر خواهی شد

پیشنهاد
١

من نوشیدنی گازدار میخوام punch=نوشیدنی گازدار

پیشنهاد
١

در نقد کردن ملاحظه ی هیچ کس رو نمی کرد punch=ملاحظه

پیشنهاد
١

می دونم که خوشم میاد رئیس بازی دربیارم. قبول دارم که این اخلاقم درست نیست و این رفتار اشتباهه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دررفتن - گریختن - پا به فرار گذاشتن

پیشنهاد
١

همه ی پاستاها و کنسروهام رو توی آبدارخونه نگه می دارم. pantry ( خانگی – آشپزخانه ای ) : فضایی کوچک یا اتاقی در خانه برای نگهداری مواد غذایی خشک، کنس ...

پیشنهاد
١

آشپزخونه ی جدید یه آبدارخونه ی قابل ورود داره. pantry ( معماری – طراحی داخلی ) : بخشی از طراحی آشپزخانه که شامل قفسه ها، کشوها یا اتاقک مخصوص ذخیره ...

پیشنهاد
١

مرکز خیریه محلی به خانواده های نیازمند کمک می کنه. pantry ( اجتماعی – خیریه ای ) : در آمریکا و برخی کشورها، *food pantry* به مراکز خیریه ای گفته می ...