پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
وقتی از او کمک خواستم کمی با من تند برخورد کرد.
این پیشنهادات با انتقادات تندی همراه شد.
لبه ها تیز را سوهان بزنید.
تغییر ناگهانی رطوبت پس از طوفان به وجود آمد.
او با آرنج نوک تیزش به من زد تا بگوید ساکت باش.
دکتر، من این درد شدید را در قفسه سینه دارم .
ما به یک پیچ تند در جاده رسیدیم.
ناگهان دردی شدید در کمرم حس کردم.
او تمایزی شفاف بین سیاست داخلی و بین المللی قائل شد.
اجرا رأس ساعت 7 شروع خواهد شد.
"تاد" یک فرد شیک پوش است.
دندان های آن بسیار تیز هستند.
مطمئن شوید که از یک چاقوی تیز خوب استفاده می کنید.
یک مدیر تجاری شیک پوش
بالاتر از نوت ( موسیقی ) خوندن
در تضاد شدید ( به گونه ای که به وضوح با چیزهای دیگر متفاوت است )
ضربه ناگهانی به سر وارد شدن
افت شدید دما
پیچ تند در جاده
یک چاقو با لبه/تیغه تیز
یک چاقو با لبه/تیغه تیز
راس ساعت/زمان
تفاوت های آشکار عقیدتی
درد شدید
افزایش شدید در قیمت ها
یک پیچ تند
یک پیچ تند
کاهش شدید در بیکاری
یک فرد شیک پوش
ذهنی هوشیار
یک خبرنگار با ذهنی بسیار هوشیار
کت شلوار شیک
پنیر مزه ای تند و شور داشت.
آب لیمو به سس یک طعم تند و اسیدی می دهد.
این پنیر چدار طعم تند و فوق العاده ای دارد.
حافظه قوی
حس فرو رفتن جسم نوک تیز ( در قفسه سینه )
تورم افزایش ناگهانی و چشمگیری داشت
جلسه سر ساعت ۷ صبح شروع می شود sharp=دقیقا ، سر ساعت
احساساتت را توی خودت نگه ندار. بریزشون بریز.
احساساتت را توی خودت نگه ندار
بد شانس تر خواهی شد
بد شانس تر خواهی شد
من نوشیدنی گازدار میخوام punch=نوشیدنی گازدار
در نقد کردن ملاحظه ی هیچ کس رو نمی کرد punch=ملاحظه
می دونم که خوشم میاد رئیس بازی دربیارم. قبول دارم که این اخلاقم درست نیست و این رفتار اشتباهه
دررفتن - گریختن - پا به فرار گذاشتن
همه ی پاستاها و کنسروهام رو توی آبدارخونه نگه می دارم. pantry ( خانگی – آشپزخانه ای ) : فضایی کوچک یا اتاقی در خانه برای نگهداری مواد غذایی خشک، کنس ...
آشپزخونه ی جدید یه آبدارخونه ی قابل ورود داره. pantry ( معماری – طراحی داخلی ) : بخشی از طراحی آشپزخانه که شامل قفسه ها، کشوها یا اتاقک مخصوص ذخیره ...
مرکز خیریه محلی به خانواده های نیازمند کمک می کنه. pantry ( اجتماعی – خیریه ای ) : در آمریکا و برخی کشورها، *food pantry* به مراکز خیریه ای گفته می ...