پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٨٥
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای بیست دقیقه ی تموم برای بیست دقیقه کامل solid=کامل یا تمام

پیشنهاد
١

سیاست این دولت از حمایت همه جانبه ( یکپارچه ) مردم این کشور برخوردار است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

استوار ، محکم محکم و خوش ساخت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شغل ثابت و مطمئن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک لباس قرمز کامل ( یکنواخت ) / یک لباس قرمزِ یکدست solid=یکنواخت - یکپارچه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کُره توپر

پیشنهاد
١

شرایط او ناامید کننده بود اما او جان سالم به در برد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

روزِ سردی است bleak=سرد = cold

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آینده نا امیدکننده به نظر می رسد bleak= نا امیدکننده = without hope

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نان کامل

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک تکه نان

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک برش نان

پیشنهاد
١

من یک قطعه کوچک شیشه روی زمین پیدا کردم.

پیشنهاد
١

تو جلسه عمومی، همه فرصت داشتن نظرشون رو درباره قانون جدید بگن. say your piece ( محاوره ای – بیان نظر ) : به معنای بیان صریح نظر، عقیده یا احساسات خو ...

پیشنهاد
١

عضو کمیته نظرشو گفت و گذاشت بحث ادامه پیدا کنه. say your piece ( نیمه رسمی – قاطع ) : بیان یه نظر یا موضع به صورت مختصر و محترمانه، معمولاً تو موقعی ...

پیشنهاد
١

بعد از بحث، حرفشو زد و رفت. say your piece ( احساسی – تخلیه هیجان ) : گفتن چیزی که مدت ها تو ذهن بوده، اغلب برای احساس راحتی یا پایان دادن به یه موض ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

توپ ( پارچه ) به صورت توپ

پیشنهاد
١

بعد از کار با یک ضمه صدا روی مبل افتاد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

روی چیزی ولو شدن

پیشنهاد
١

او خسته و بی حال خودش را توی صندلی انداخت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خود را با بی حواسی انداختن

پیشنهاد
١

یک قورباغه با صدای چلپ داخل برکه افتاد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

با صدای چلپ داخل چیزی افتادن

پیشنهاد
١

صدای تاپ تاپ قطره های باران روی سقف را می شنیدیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چکه باران ( با صدای مشخص )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

صدای چلپ چلپ

پیشنهاد
١

سنگ با یک صدای توپ از دستش افتاد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

با صدای توپ افتادن داخل چیزی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

با صدای توپ افتادن خارج چیزی

پیشنهاد
١

بچه اسباب بازی را با یک صدای چلپ توی حمام انداخت.

پیشنهاد
١

صدای چلپ چلپ قطره های آب آرامش بخش بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شرایط اضطراری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نشانه های اضطراب

پیشنهاد
١

او شکایت کرد که اتاق خیلی سرد است.

پیشنهاد
١

او همیشه از شغلش شکایت می کند.

پیشنهاد
١

من به مدیر بابت خدمات بد شکایت کردم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او اعتماد به نفس ندارد.

پیشنهاد
١

آنها مهارت های لازم را ندارند.

پیشنهاد
١

نبود مدرک وجود دارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمی تونم شکایتی داشته باشم

پیشنهاد
١

غرغر نکن فقط انجامش بده

پیشنهاد
١

اگه ناراحتی، x رو سرزنش کن اگه اعتراضی داری، x رو سرزنش کن.

پیشنهاد
١

دوره گزارش دهی به پیش از ایکس برمیگردد.

پیشنهاد
١

تعداد کمی از ساختمانهای خوب این شهر ( پیش از ) زلزله ۱۷۵۵ است. predate=پیش از/قبل از تاریخ یا زمان مشخص اتفاق افتد یا واقع شود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او به زندان افتاده بود.

پیشنهاد
١

او بدلیل کشتن شوهرش زندانی شده بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمونه ی بارز

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چاپلوسی تابلو

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ظاهرنمایی تابلو

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آدم بی غل و غش، ساده، بی شیله پیله، بدون خرده شیشه