پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٧٩
پیشنهاد
١

هیاهوی جمعیت

پیشنهاد
١

سی سال بعد از آن آتش سوزی هنوز صحنه های مرگ و ویرانیِ آن حادثه مرتب آزارش می دهد.

پیشنهاد
١

تصمیمش مبنی بر ترک بچه هایش اکنون مرتب رنجش می دهد.

پیشنهاد
١

این کافه یکی از پاتوق های قدیمی ات بود. کلمه haunt در حالت اسمی به معنی پاتوق است.

پیشنهاد
١

یک روح جزیره را تسخیر کرده است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قیافه ش دائماً تو ذهنمه

پیشنهاد
١

صنه های غم انگیز هنوز روح او را می آزارد ( هنوز تداعی می شود برایش )

پیشنهاد
١

آنچه پیش آمد، یک حادثه بود، اما مرگ آن زن برای همیشه روحش را آزار می دهد ( تداعی میشود برایش )

پیشنهاد
١

جنگ در ویتنام تجربه ای بود که برای باقی عمرش ( تا آخر عمرش ) او را مکرراً می آزرد فعلhaunt: "مکرراً آزردن"، ( دقت شود که فاعل آن یک فکر یا خاطره است ...

پیشنهاد
١

پلیس مجرم فراری را تعقیب و دستگیر کرد.

پیشنهاد
١

آنها در حال جستجو برای یک آپارتمان جدید در شهر هستند.

پیشنهاد
١

مجبور شدیم میان صدها پرونده بگردیم تا گزارش را پیدا کنیم.

پیشنهاد
١

او عکس های دوران کودکی اش را از انباری پیدا کرد.

پیشنهاد
١

باید برخی اسناد قدیمی مربوط به پرونده را پیدا کنم.

پیشنهاد
١

کمپین سیاسی به یک پیگرد بی دلیل تبدیل شد.

پیشنهاد
١

بچه ها یک بازی گنج یابی در حیاط پشتی ترتیب دادند.

پیشنهاد
١

پس از فارغ التحصیلی، او جستجوی کار را شروع کرد.

پیشنهاد
١

در تجارت، او مانند یک گرگ به دنبال فرصت ها می گردد.

پیشنهاد
١

همه جا را برای پیدا کردن کلیدهای گم شده ام گشتم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جست و جو برای یک کتاب گمشده جستجو کردن تفحص کردن= ( search for ( sth/sb

پیشنهاد
٢

تمام این ماجرا رسوایی به بار آورد. affair ( ماجرا – کاربردی ) : به معنای قضیه یا موضوعی مهم.

پیشنهاد
١

مراسم خیریه ی دیشب بسیار موفق بود. affair ( رویداد – اصلی ) : به معنای مراسم یا برنامه ی اجتماعی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

امور مشتری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چگونگی اوضاع

پیشنهاد
١

در کارهای او مداخله نکن!

پیشنهاد
١

مدیر امور عمومی شرکت است. [=کسی که روابط یک شرکت را با مردم مدیریت می کند]

پیشنهاد
١

به ما گفته شد که به امورمان نظم بدهیم

پیشنهاد
١

او یک متخصص در امور خارجی است.

پیشنهاد
١

پس از جنگ، دولت بر روی امور داخلی خود تمرکز کرد

پیشنهاد
١

این ربطی به تو نداره. این موضوع و کار ( ی که ازش سر دربیاری و مربوط باشه بهت ) تو نیست. [سوژه نگرانی و دغدغه]

پیشنهاد
١

این ربطی به تو نداره. این موضوع و کار ( ی که ازش سر دربیاری و مربوط باشه بهت ) تو نیست. [سوژه نگرانی و دغدغه]

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به من مربوط نیست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به من مربوط نیست

پیشنهاد
١

با یک همکار رابطه جنسی مخفیانه داشت

پیشنهاد
١

او ( آن زن ) بعد از اینکه متوجه شد شوهرش رابطه ( جنسی ) مخفیانه دارد ( با یه زن دیگه ) طلاق گرفت.

پیشنهاد
١

این مسئله باید محرمانه بماند

پیشنهاد
١

همسرش متوجه شد که او با زن دیگری رابطه عاشقانه دارد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عشق بازی، رابطه ی عاشقانه

پیشنهاد
١

با چند زن رابطه ی نامشروع داشت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ماجرای عشقی با شخص ثالث ( با غیر همسر )

پیشنهاد
١

این کتاب عشق بی حد و مرز آمریکا به بیسبال را شرح می دهد.

پیشنهاد
١

عشق آنها یک عشق بزرگ بود. [=خیلی عاشق بودند]

پیشنهاد
١

ما به یک مراسم کراوات مشکی [=میهمانی که در آن مردان لباس های کوتاه و زنان لباس های شیک می پوشند] در عمارت فرماندار دعوت شده بودیم

پیشنهاد
١

او می خواهد روز عروسی آنها را به خاطره ای تبدیل کند. [=یک رویداد ویژه]

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک موضوع/پیشامد/ واقعه ساده و مفصل

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک موضوع/پیشامد/ واقعه ساده و مفصل

پیشنهاد
١

مردم علاقه چندانی به کل این ماجرا نشان نداده اند.

پیشنهاد
١

ماجرای گروگان گیری معروف در اواخر دهه 1970

پیشنهاد
١

وزارت امور خارجه

پیشنهاد
١

تنها پل روی رودخانه، یک چیزِ سست از طناب و چوب های پوسیده بود