پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٧٤
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیا باهم یه عصرونه بزنیم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

tea در معنای ماریجوانا، همراه با فعل take می آید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اما خانواده ی من سر سخت تر از این چیزاست boot ( عامیانه ) به معنای خانواده/ جایگاه ( شأن خانوادگی )

پیشنهاد
١

رو اعصابم نرو با اردنگی میندازمت بیرون

پیشنهاد
١

با اردنگی میندازمت بیرون

پیشنهاد
١

رئیس اون دختره را از شرکت انداختش بیرون، به همین خاطر الان بیکاره boot=در مکالمات روزمره و غیررسمی به معنی بیرون کردن

پیشنهاد
١

گهی پشت بر زین ، گهی زین به پشت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زندگی یک هدیه است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دست کشیدن ( از کاری ) متوقف کردن ( کاری ) تمام کردن ( کاری ) بس کردن، ( بس کن! ) ادامه ندادن ( کاری )

پیشنهاد
١

اگر زنم بفهمد پوستم را خواهد کند!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پوست گاو را کندن

پیشنهاد
١

مالیات های زیاد مردم را بیچاره کرده بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

رادیاتور نشتی دارد

پیشنهاد
١

اسنادِ درز پیدا کرده ثابت کرد که سیا پشت آن کودتا بود

پیشنهاد
١

آنها در مهمانی صدا را بالا بردند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

با زور باز کردن

پیشنهاد
١

این کارخانه روزانه هزاران کفش تولید انبوه می کند.

پیشنهاد
١

حرفهای بی ادبانه اش او را عصبانی کرد.

پیشنهاد
١

او پنجره قدیمی را با زور باز کرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زندگی خود را پس بگیرید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عرضه و تقاضا

پیشنهاد
١

با اینکه قول داده بود در رستوران او را ملاقات کند، بدون هیچ توضیحی سر قرار حاضر نشد.

پیشنهاد
١

او وقتی که شریک کاری اش برای یک جلسه مهم نیامد، بسیار عصبانی شد.

پیشنهاد
١

اگر مدام مردم را سر قرار تنها بگذاری، دیگر هیچ کس نمی خواهد با تو برنامه ای بچیند.

پیشنهاد
١

با اینکه بیش از یک ساعت منتظر ماند، سرانجام پذیرفت که او سر قرار حاضر نشده است.

پیشنهاد
١

چون قبلاً سر قرار تنها گذاشته شده بود، در اعتماد کردن به کسی برای قرار مجدد مردد بود.

پیشنهاد
١

وقتی فهمید که در اولین قرارش تنها گذاشته شده است، خیلی خجالت زده شد.

پیشنهاد
١

مهم نیست چقدر سرت شلوغ باشد، سر قرار نیامدن بدون اطلاع دادن فقط بی احترامی است.

پیشنهاد
١

علاوه بر دیر کردن، او را بدون حتی زحمت فرستادن یک پیام سر قرار تنها گذاشت.

پیشنهاد
١

با وجود عذرخواهی های مکررش، او حاضر نشد او را به خاطر تنها گذاشتن در سالگردشان ببخشد.

پیشنهاد
١

چون او قبلاً هرگز کسی را سر قرار تنها نگذاشته بود، بابت از دست دادن قرارشان احساس گناه کرد.

پیشنهاد
١

قرار بود تا 7 اینجا باشه ، اما الان متوجه شدم اون من رو اینجا کاشته .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برگ برنده تو رو کردی. سنگ تمام گذاشتی.

پیشنهاد
١

اون ایده انگار مستقیم از تیمارستان اومده! booby hatch ( طنزآمیز – فرهنگی ) : گاهی در ادبیات یا رسانه ها برای ایجاد حس اغراق یا شوخی درباره ی وضعیت رو ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک دوره رکود/خواب

پیشنهاد
١

اندیشه هایی که سال ها در خواب می ماند

پیشنهاد
١

عشق خفته اش دوباره شعله ور شد.

پیشنهاد
١

این آتشفشان سال هاست که در حالت خاموشی به سر می برد.

پیشنهاد
١

احساسات او سال هاست که خفته است.

پیشنهاد
١

: معلمی که صحبت خود را قطع کرد تا دانشجوی به خواب رفته را سرزنش کند.

پیشنهاد
١

برخی بیماری ها مدت ها در کمون باقی می ماند.

پیشنهاد
١

تا سن بیست سالگی استعدادهای او خفته ( نا پیدا ) بودند و سپس ناگهان شکوفا شدند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک آتشفشان خاموش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تحت تاثیر این گرایشات

پیشنهاد
١

یک داستان عاشقانه و فانتزی غیرقابل پیش بینی بین آن ها رقم می خورد. unfold=رقم خوردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

گفتگویی ( بین آن دو نفر ) آغاز می شود

پیشنهاد
١

یک عضو از اشرافِ زمین دار

پیشنهاد
١

او برای بازی هفته آینده جام جهانی انرژی می گیرد revving=فعال تر یا پرانرژی تر شدن

پیشنهاد
١

او موتور را روشن کرد و حرکت کرد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حیوونی ، چقدر زجر کشید