پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
من گم شده بودم، اما از بخت خوش، یک مأمور پلیس درست سر همان کوچه بود.
باید شکرگزار ستاره های بخت خود باشی که رئیس تان ندید دیر رسیدی.
اگر کمی بخت با ما یار باشد، ترافیک سبک خواهد بود و زود می رسیم.
تمام روز دنبال یک راه حل گشتیم اما بدون هیچ موفقیتی.
به جلسه دیر رسیدم، و از بدبیاری، همان روز مدیرعامل آنجا بود.
امتحانم را قبول نشدم. اوه، بد شانسی.
اگر بخت با ما یار نباشد، مراسم عروسی فضای باز باران خواهد آمد.
از وقتی کارش را از دست داده، بدبیار بوده.
آخرین اتوبوس را از دست دادی؟ بد اقبالی بود.
اینکه چه کسی کدام شیفت را بگیرد فقط شانسی است. ( مربوط به بخت و اقبال است )
همین این هفته یکبار با دیر آمدن توبیخ شدی؛ به شانست فشار نیار - به شانست اتکا نکن
من خیلی وحشت زده و بسیار بهت زده شده بودم.
از جا پاهای سنگ شده ( حک شده ) شما ممکن است نتیجه گیری کنید که دایناسورها وجود داشته اند
این اختلاف نظر بین واقعیت درونی و ظاهری بیرونی است
بی تفاوتی ظاهری الن به سرنوشت زن
بنظر می رسید ، انگاری تعطیلات ما ادامه داشت.
بنظر رسید من یک نفر را بشدت عصبانی کردم. دلیلش انکار یا رد ماجرایی ( تاریخی/مذهبی ) که درگذشته اتفاق افتاده باشد
مثل اینکه نمی تونی تصمیم گیری ات رو عقب بیندازی.
به نظر می رسید که این بهترین روش است. این بهترین روش به نظر می رسید. انگار بهترین روش همین بود.
داستانش واقعاً افسرده کننده بود.
دزدیدن از فقرا کار پستی است.
این حقهٔ ناجوانمردانهای بود.
اصل قضیه ی دیروز رو برام بگو. lowdown ( اطلاعات – غیررسمی ) : اشاره به اطلاعات واقعی یا توضیح کامل درباره ی یک موضوع.
او از مشکلات شرکت خبر دست اول دارد. lowdown ( افشاگرانه – پشت پرده ) : بیان حقیقت یا جزئیات پنهان درباره ی کسی یا چیزی.
اینم گزارش کامل درباره ی سیاست جدید lowdown ( گزارشی – محاوره ای ) : به معنای خلاصه ی کامل یا گزارش روشن از یک وضعیت.
آنها به او یک شغل در شرکت خود پیشنهاد دادند.
او به من یک فنجان چای پیشنهاد داد/تعارف کرد
فروشگاه این هفته پیشنهاد ویژه ای دارد.
من یک پیشنهاد برای یک موقعیت شغلی بهتر دریافت کردم.
آنها پیشنهادی برای خرید خانه ارائه دادند.
می توانم کمکی به شما ارائه دهم؟
از تعارفت/پیشنهادت ممنونم اما از این خوشم نمیاد
ما باید پیشنهاد آنها را قبول کنیم.
او پیشنهاد کرد که به من در پروژه کمک کند.
یک سوسوی نور
الماس در نور ماه تلالو داشت. ( برق می زد )
او به دختر چشمک زد
در فصل زمستان به معنی وارد رابطه ی عاشقانه شدن است
امتیاز/مزیت/تفوق داشتن ( بر )
به کسی امتیاز دادن ( در )
به کسی امتیاز دادن ( در )
تفوق یافتن ( بر )
تفوق یافتن ( بر )
حداکثرِ استفاده را از چیزی کردن، چیزی را غنیمت شمردن
کسی را گول زدن، از کسی سوءِ استفاده کردن
شما را به جا نمی آورم. حافظه ام یاری نمی کند.
به نفعِ خود
چیزی را به نفعِ خود تمام کردن
برای کسی سودمند بودن برای کسی مفید واقع شدن
بیشترین استفاده را از وقتش بکند.