پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
این کلید به قفل نمیخوره ( قفل را باز نمیکنه )
این پیراهن خیلی خوب بهم میاد.
این شغل با شخصیت من جور در نمیاد ( برازنده شخصیت من نیست )
مقداری شن چشمانم را به سوزش انداخت
کوچکترین چیزها ممکن است شما را ناراحت و عصبانی کند.
صداش او را رنجاند.
اسپری ها و بلوری ها می توانند پوست خشک و حساس را تحریک کنند
صدای دلنشینی دارد.
صدایش خوب است. ( = خوب آواز می خواند. )
صدای او را بلافاصله شناخت.
صوت در آب تا فاصله ی زیادی شنیده می شود.
پیتر صدای شلیک گلوله ( را ) شنید.
ناگهانی صدای عجیبی از موتور بلند شد.
صدای زنگی از فاصله ی دور به گوش می رسید.
صاحب نظر نظری صاحب نظر تئوریک صاحب رأی نظری
سرعت نور از سرعت صوت بیشتر است.
صاحب نظر سیاسی
قسم به مقدساتی
به جون مامانم قسم خیلی خنده دار بود
قسم می خورم دیگه هرگز با او حرف نمی زنم!
قسم می خورم دیگه هرگز با او حرف نمی زنم!
به خدا قسم
نگران نباش، شما شانس زیادی برای اون دارید
شما شانس زیادی برای اون دارید
نگران ( چیزی ) بودن
هنوز اتهامات به طور رسمی ثبت نشده اند. file ( حقوقی – اصلی ) : ارائه رسمی شکایت، اتهام یا مدارک به دادگاه یا مقام قانونی.
او دیروز اظهارنامه مالیاتی اش را ثبت کرد. file ( اداری – عمومی ) : ثبت یا ارائه مدارک در یک اداره یا سازمان.
هنوز اتهامات ثبت نشده اند.
او سال گذشته درخواست طلاق ثبت کرد.
وکیل یک درخواست رسمی در دادگاه ثبت کرد.
دادخواست خود را تقدیم دادگاه کرد. file=تقدیم کردن
او شکایت ثبت کرد
کتاب یه کوته بینی از آن چیزی که ما شهروندی رو معنی می کنیم، دارد.
انتخاب های خود را محدود کنید
گذرگاه باریک بین کلبه روستایی و خانه
کانال فوق العاده باریک بود.
خیابان های تنگ/باریک
چشمانش از عصبانیت تنگ شد.
پله ها خیلی باریک بود.
من فلش ها را تا پارکینگ دنبال کردم
یه سیاست مدار فاسده که رشوه می گیره. dirty ( اخلاقی – شخصیتی ) : توصیف فردی که رفتار یا نیت های غیراخلاقی، فریب کارانه یا ناپاک داره
اون معامله از اولش بو می داد. dirty ( سیستمی – ساختاری ) : توصیف نهاد یا فرآیندی که آلوده به فساد، تبعیض یا سوءاستفاده ست
اون حرکت ناجوانمردانه بود dirty ( رفتاری – رقابتی ) : اشاره به کسی که در رقابت یا بازی از روش های ناجوانمردانه استفاده می کنه
شنیدم فیلم سکسی و صحنه داریه
مشاغل کثیف
پانک ها وقتی پلیسا رسیدن، داد زدن کثافت ها! Filth ( تحقیرآمیز – ضدسیستمی ) : اصطلاحی در زبان خیابانی بریتانیا برای اشاره به پلیس، با بار شدیداً منفی ...
اون کثافت رو فقط توی خیابونا نمی دید، توی کل سیستم می دید. filth ( ادبی – استعاری ) : در برخی متون، برای اشاره به فساد نهادی یا نماد قدرت آلوده
ترانه ها پلیس فاسد و سوءاستفاده شون از قدرت رو محکوم می کردن. filth ( فرهنگی – اعتراضی ) : در موسیقی پانک، فیلم های ضدسیستمی، یا جنبش های خیابانی، ن ...
:سرکرده های/سران جناح راست
سخت کار کردن سختکوشی کردن