پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٧٩
پیشنهاد
١

این کلید به قفل نمیخوره ( قفل را باز نمیکنه )

پیشنهاد
١

این پیراهن خیلی خوب بهم میاد.

پیشنهاد
١

این شغل با شخصیت من جور در نمیاد ( برازنده شخصیت من نیست )

پیشنهاد
١

مقداری شن چشمانم را به سوزش انداخت

پیشنهاد
١

کوچکترین چیزها ممکن است شما را ناراحت و عصبانی کند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

صداش او را رنجاند.

پیشنهاد
١

اسپری ها و بلوری ها می توانند پوست خشک و حساس را تحریک کنند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

صدای دلنشینی دارد.

پیشنهاد
١

صدایش خوب است. ( = خوب آواز می خواند. )

پیشنهاد
١

صدای او را بلافاصله شناخت.

پیشنهاد
١

صوت در آب تا فاصله ی زیادی شنیده می شود.

پیشنهاد
١

پیتر صدای شلیک گلوله ( را ) شنید.

پیشنهاد
١

ناگهانی صدای عجیبی از موتور بلند شد.

پیشنهاد
١

صدای زنگی از فاصله ی دور به گوش می رسید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

صاحب نظر نظری صاحب نظر تئوریک صاحب رأی نظری

پیشنهاد
١

سرعت نور از سرعت صوت بیشتر است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

صاحب نظر سیاسی

پیشنهاد
١

قسم به مقدساتی

پیشنهاد
١

به جون مامانم قسم خیلی خنده دار بود

پیشنهاد
١

قسم می خورم دیگه هرگز با او حرف نمی زنم!

پیشنهاد
١

قسم می خورم دیگه هرگز با او حرف نمی زنم!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به خدا قسم

پیشنهاد
١

نگران نباش، شما شانس زیادی برای اون دارید

پیشنهاد
١

شما شانس زیادی برای اون دارید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نگران ( چیزی ) بودن

پیشنهاد
١

هنوز اتهامات به طور رسمی ثبت نشده اند. file ( حقوقی – اصلی ) : ارائه رسمی شکایت، اتهام یا مدارک به دادگاه یا مقام قانونی.

پیشنهاد
١

او دیروز اظهارنامه مالیاتی اش را ثبت کرد. file ( اداری – عمومی ) : ثبت یا ارائه مدارک در یک اداره یا سازمان.

پیشنهاد
١

هنوز اتهامات ثبت نشده اند.

پیشنهاد
١

او سال گذشته درخواست طلاق ثبت کرد.

پیشنهاد
١

وکیل یک درخواست رسمی در دادگاه ثبت کرد.

پیشنهاد
١

دادخواست خود را تقدیم دادگاه کرد. file=تقدیم کردن

پیشنهاد
١

او شکایت ثبت کرد

پیشنهاد
١

کتاب یه کوته بینی از آن چیزی که ما شهروندی رو معنی می کنیم، دارد.

پیشنهاد
١

انتخاب های خود را محدود کنید

پیشنهاد
١

گذرگاه باریک بین کلبه روستایی و خانه

پیشنهاد
١

کانال فوق العاده باریک بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خیابان های تنگ/باریک

پیشنهاد
١

چشمانش از عصبانیت تنگ شد.

پیشنهاد
١

پله ها خیلی باریک بود.

پیشنهاد
١

من فلش ها را تا پارکینگ دنبال کردم

پیشنهاد
١

یه سیاست مدار فاسده که رشوه می گیره. dirty ( اخلاقی – شخصیتی ) : توصیف فردی که رفتار یا نیت های غیراخلاقی، فریب کارانه یا ناپاک داره

پیشنهاد
١

اون معامله از اولش بو می داد. dirty ( سیستمی – ساختاری ) : توصیف نهاد یا فرآیندی که آلوده به فساد، تبعیض یا سوءاستفاده ست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اون حرکت ناجوانمردانه بود dirty ( رفتاری – رقابتی ) : اشاره به کسی که در رقابت یا بازی از روش های ناجوانمردانه استفاده می کنه

پیشنهاد
١

شنیدم فیلم سکسی و صحنه داریه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مشاغل کثیف

پیشنهاد
١

پانک ها وقتی پلیسا رسیدن، داد زدن کثافت ها! Filth ( تحقیرآمیز – ضدسیستمی ) : اصطلاحی در زبان خیابانی بریتانیا برای اشاره به پلیس، با بار شدیداً منفی ...

پیشنهاد
١

اون کثافت رو فقط توی خیابونا نمی دید، توی کل سیستم می دید. filth ( ادبی – استعاری ) : در برخی متون، برای اشاره به فساد نهادی یا نماد قدرت آلوده

پیشنهاد
١

ترانه ها پلیس فاسد و سوءاستفاده شون از قدرت رو محکوم می کردن. filth ( فرهنگی – اعتراضی ) : در موسیقی پانک، فیلم های ضدسیستمی، یا جنبش های خیابانی، ن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

:سرکرده های/سران جناح راست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سخت کار کردن سختکوشی کردن