پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٧٤
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به آسیب مغزی مبتلا شدن.

پیشنهاد
١

ما من فقط بیاد می آورم او سعی می کرد من را زیر روتختی خفه کند.

پیشنهاد
١

اون باعث میشه که احساس خفگی بمن دست بده

پیشنهاد
١

اون میخواد هر طور شده تو رو ببینه

پیشنهاد
١

رقبا باید تحت هر شرایطی به راه خود ادامه دهند

پیشنهاد
١

امشب بهت زنگ میزنم، تحت هر شرایطی که شده

پیشنهاد
١

این پردازنده ۸ هسته دارد برای انجام هم زمان چند وظیفه.

پیشنهاد
١

هسته مشکل، سوءتفاهم است. core ( عمومی ) : بخش اصلی یا مرکزی هر چیز.

پیشنهاد
١

شبکه مرکزی تمام مسیریابی و سوئیچینگ را انجام می دهد. core ( فناوری – شبکه ) : بخش مرکزی یک شبکه یا سیستم که وظیفه مدیریت و انتقال داده ها را دارد.

پیشنهاد
١

هسته زمین عمدتاً از آهن و نیکل تشکیل شده است. core ( زمین شناسی ) : بخش مرکزی زمین که شامل هسته داخلی و خارجی است.

پیشنهاد
١

هر فیبری یک مرکز تو خالی دارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زمان ِ شادی و نشاط

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هورا و فریاد شادی کریسمس

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آنها تیمشان را تشویق کردند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ابراز احساسات جمعیت

پیشنهاد
١

آنها تصمیم گرفتند کسب و کارهایشان را ادغام کنند.

پیشنهاد
١

ما باید این دو ماده را با هم ترکیب کنیم.

پیشنهاد
١

برای حل این مشکل، باید تلاش های خود را با هم ترکیب کنیم.

پیشنهاد
١

آنها استعدادهای خود را با هم ترکیب کردند تا یک پروژه موفق ایجاد کنند.

پیشنهاد
١

دستور پخت می گوید آرد و شکر را مخلوط کنید.

پیشنهاد
١

می توانید رنگ ها را برای ایجاد یک سایه جدید ترکیب کنید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ترکیب شدن و تشکیل دادن . . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اثر تلفیقی

پیشنهاد
١

بیایید ایده هایمان را با هم ترکیب کنیم و یک برنامه ارائه دهیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مچتو گرفتم، دستت رو شد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مچتو گرفتم، دستت رو شد

پیشنهاد
١

هیجان برنده شدن آنها فروکش کرده است. fade=فروکش کردن

پیشنهاد
١

وقت برای این کس کلک بازیا ندارم ( حوصله این مسخره بازیارو ندارم )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

وقت برای این کس کلک بازیا ندارم ( حوصله این مسخره بازیارو ندارم )

پیشنهاد
١

وقت برای این کس کلک بازیا ندارم ( حوصله این مسخره بازیارو ندارم )

پیشنهاد
١

کل طرح به تأیید او وابسته است.

پیشنهاد
١

او لولای شکسته کابینت را تعمیر کرد.

پیشنهاد
١

موفقیت پروژه به کار تیمی وابسته است.

پیشنهاد
١

استدلال او به یک قطعه شواهد وابسته است.

پیشنهاد
١

لولای جعبه زنگ زده بود و باز نمی شد.

پیشنهاد
١

داستان به انتخاب های شخصیت اصلی وابسته است.

پیشنهاد
١

لولای لپ تاپ آسیب دیده بود، بنابراین صفحه نمایش ثابت نمی ماند.

پیشنهاد
١

آینده شرکت به این تصمیم وابسته است.

پیشنهاد
١

لولای دروازه شل بود، بنابراین درست بسته نمی شد.

پیشنهاد
١

لولاهای دروازه جیر جیر کردند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جیر جیرِ لولای در

پیشنهاد
١

یه خورده روغن تاثیر خیلی خوبی ایجاد می کنه روی جیغ جیغ/جیرجیر لولاها

پیشنهاد
١

قوانین مربوط به لواط در بسیاری کشورها لغو شدند. Sodomy ( حقوقی - مذهبی ) اشاره به روابط جنسی خاص ( معمولاً مقعدی یا غیرواژینال ) که در قوانین برخی ...

پیشنهاد
١

ریشهٔ این واژه به داستان سدوم در کتاب مقدس برمی گردد. Sodom ( تاریخی - اجتماعی ) اصطلاحی با بار معنایی منفی که در گذشته برای توصیف رفتارهای جنسی خا ...

پیشنهاد
١

من همیشه طرفدار موفقیت شرکت بوده ام

پیشنهاد
١

من یک جفت کفش قدیمی پیدا کردم که ممکنه اندازه ی تو باشه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

الف ) رییشه کن کردن ، خلاص شدن از ب ) جستجو کردن و پیدا کردن چیزی که پیدا کردنش سخته ، در کل به معنی جستجو و پیدا کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

الف ) ریشه کن کردن ، خلاص شدن از ب ) جستجو کردن و پیدا کردن چیزی که پیدا کردنش سخته ، در کل به معنی جستجو و پیدا کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

از ریشه در اوردن یک گیاه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

از ریشه در اوردن یک گیاه