پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
از علل نابسامانی اجتماعی می توان به مسکن نامناسب اشاره کرد.
یه کم کله خره ( سریع، جسور، و بااعتمادبه نفس ) cowboy ( پزشکی – فرهنگی ) : جراحی که **با جسارت، سرعت، یا ریسک بالا** عمل می کنه؛ ممکنه هم تحسین بشه، ...
لطفا لحن کوچه بازاری من رو ببخش. cowboy=لحن محاوره، خودمانی، کوچه بازاری
( امریکا - عامیانه ) گاوچران
یک شایعه ی ترس آور
کارها تا حدودی ناخوشایند شد.
یک چهره زشت
دختر جلوی خنده اش را گرفت.
رشد اقتصادی با مالیات های بالا محدود شده است.
خلاقیت او با قوانین سختگیرانه سرکوب شد.
دولت سعی کرد اعتراضات را خاموش کند.
او در جلسه خمیازه اش را کنترل کرد.
اعتبارش بدون خدشه باقی ماند به اعتبارش خدشه ای وارد نشد
ماشینش سالم ماند بعد از تصادف
زوجی که با هم ازدواج کرده اند و با هم زندگی می کنند
ظاهراً معلم ها تاحدی از دانش آموزان پسر انتظار رفتار پرخاشگرانه دارند.
اگر از او انتقاد کنم، پرخاشگر می شود و شروع به فریادزدن می کند.
مدیر جدید آمد و برای کاهش هزینه ها شروع به اخراج تعداد زیادی از افراد کرد. عبارت "get the chop" یک اصطلاح عامیانه ( slang ) در انگلیسی، به ویژه انگل ...
او بارها دیر به سر کار رفت و بالاخره اخراج شد. عبارت "get the chop" یک اصطلاح عامیانه ( slang ) در انگلیسی، به ویژه انگلیسی بریتانیایی و تا حدودی آم ...
بعد از اینکه شرکت یک قرارداد بزرگ را از دست داد، چندین کارمند اخراج شدند. عبارت "get the chop" یک اصطلاح عامیانه ( slang ) در انگلیسی، به ویژه انگلی ...
اگر به این اشتباهات ادامه بدهی، اخراج خواهی شد. عبارت "get the chop" یک اصطلاح عامیانه ( slang ) در انگلیسی، به ویژه انگلیسی بریتانیایی و تا حدودی آ ...
شنیدم سارا دیروز اخراج شد. ظاهراً بخش او در حال تعطیل شدن است. عبارت "get the chop" یک اصطلاح عامیانه ( slang ) در انگلیسی، به ویژه انگلیسی بریتانیا ...
کارگران در حال تکه تکه کردن چوب برای آتش بودند.
سیب زمینی ها رو به قطعات ریز خرد کن.
قطعه قطعه کردن چوب و هیزم / شکستن کردن چوب و هیزم
چهار تا انگشت بریده و قطع شده بود.
آنها مناطق وسیعی از جنگل بارانی را انداختند.
کارولین بوسیله گناه تباه شده بود.
آتش پنجاه خانه را سوزاند.
منابع طبیعی به سرعت هشدار دهنده ای در حال از بین رفتن و نابود شدن هستند.
مقدار زیادی غذا و نوشیدنی مصرف شده بود.
او به پدرش توهین کرد اما بعدا حس گناه و شرم همه وجودش را فرا گرفت
فکر انتقام سرتاسر وجود او را فرا گرفت.
اصطلاح: به طرز خاصی بیان کردن
ماشین نینا در چه وضعیه؟ جون می کنه
تنها، فقط، همین قدر
به سختی میتونم چشامو باز نگه دارم
صاف و پوست کنده، سر راست؛ به اجمال
من اطلاعات تماس او را دارم.
لطفاً بعداً با من تماس بگیرید.
از دیپلماتهای خارجی درخواست شده بود که از هر ملاقات و ارتباط با او اجتناب کنند.
بیماری از طریق تماس مستقیم با موشها منتقل شده بود.
هر کس اطلاعات دارد باید با پلیس تماس بگیرد.
او در آلمان خیلی رابط و آشنا داشت.
آنها زمین و تمام منابع موجود در آن را دارا هستند.
او مجموعه بزرگی از سکه های کمیاب را دارا است.
این شرکت دارای حق ثبت اختراعات ارزشمندی است.
صدا واضح است.
تجهیزات صوتی
با یک بخت بلند، دو بلیت آخر کنسرت را پیدا کردیم.