پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
یک مورد لاعلاج
او در ریاضیات افتضاح بود.
او در ریاضیات افتضاح بود.
حمل و نقل عمومی بدرد نخوره
درخواست ناامیدانه او
لیوان دوغ را سر کشید.
مقید به / موظف به. . . مثلاً مقید به قانون.
عازمِ. . . راهیِ. . . بعدش اسم مکان میاد
وظیفم میدونم ک بهت بگم
در شُرُف رخ دادن بود.
تلویزیون قطعا و به شدت محتمل هست به داشتن تاثیرات فاحش روی یک بچه .
ترجمة انجیل به زبان انگلیسی
پزشک یک معاینه معمول انجام داد.
برنامه روزانه من شامل ورزش و مدیتیشن است.
ما مراحل معمول را دنبال کردیم.
این یک روش معمول بود.
به خصوص در مواردی که برنامه روزمره را از بین می برد.
ما در مسیر موفقیت قرار داریم
اعتراف به اطلاعات مربوط به دیگری به ویژه به پلیس یا شخص مسئول؛ راپورت کسی را دادن؛ خبر چینی کردن؛ لو دادن؛ فاش کردن؛ افشای راز کردن
می ترسید به خاطر لو دادن دوستانشان مورد اذیت و آزار قرار بگیره.
دلال های شرط بندی فقط به این دلیل اعتراض داشتند ( سر و صدا راه انداخته بودن ) که ما شکستشون داده بودیم.
در حالی که شاکی بودن به کمیسیون اروپا رفتند.
من را لو نده، وگرنه هرگز نمی بخشم ات.
مرتکب جرم لو داد و تمام اطلاعات را افشا کرد.
او به پلیس درباره هم دستانش خبر داد.
شخص در معرض سیاسی. در مقررات مالی، یک شخص در معرض سیاسی ( PEP ) کسی است که یک وظیفه عمومی برجسته به او سپرده شده است. PEP عموماً به دلیل موقعیت و نف ...
کانالی طولانی که در کنار مزرعه یا جاده حفر شده تا آب رو نگه داره یا اونو منتقل کنه به جای دیگه.
دولت برنامه های خصوصی سازی زندان رو کنار گذاشته ( رها کرده/از سر باز کرده )
برنامه ساخت جاده جدید کنار گذاشته شده است.
ماشین از جاده خارج شد و افتاد تو یه گودال.
امروز کلاسو پیچوندی؟ ( نرفتی سر کلاس؟ )
قرار بود مگ و نیل با هم ازدواج کنند، اما مگ، اونو دست به سرش کرد ( ولش کرد، پیچوندش )
دوست دخترشو دک کرد ( پیچوند، دست به سر کرد )
تنبلی رو کنار بگذار
دو بالن سوار در طول مسابقه مجبور شدند روی آب فرود بیان.
یک حفره یا گودال باریک و دراز است.
این موقعیت ایجاب میکند از مسکن ها استفاده کنیم.
پیشنهاد وی . . . است
طعم دلپذیر
رنگ ملایم
لحن صدای او اشاره می کرد که کلافه است.
مقاله مستقیماً نمی گوید، اما اشاره می کند بر اینکه شرکت در مشکل است.
به صورت غیر مستقیم گفتی که من چاقم؟
آیا شما تلویحا می گویید که او دیوانه است؟
با آن اظهارنظر چه چیزی را اشاره داری برسانی؟
من از انتقاد ضمنی در لحن او خوشم نیومد.
اینطور به نظر میرسید که ما مقصر بودیم.
سکوتش، به نظر موافقتش رو میرسوند. ( به نظر میرسید سکوتش به معنای موافقت/رضایت بود )
داری میگی من اشتباه میگم؟ ( منظورت اینه که من اشتباه میگم؟ )
محبوبیت لزوما به معنای شایستگی نیست ( حاکی از/نشان دهنده شایستگی نیست ) .