پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٦٩
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کار زشت و عجیب وغریبه

پیشنهاد
١

یک سوراخ چهار اینچی در دیافراگم و مری

پیشنهاد
١

این نگرانی منطقی است.

پیشنهاد
١

به من کمک می کند تا استوار بمانم grounded ==متعادل ، استوار

پیشنهاد
١

استدلالش حساب شده و مبتنی بر تحقیقاته. well - grounded ( فکری – تحلیلی ) : بیان اینکه یک نظر، باور یا تصمیم بر پایه ی منطق، دانش یا تجربه ی معتبر بن ...

پیشنهاد
١

ادعا مستدل بود و دادگاه پذیرفتش. well - grounded ( حقوقی – رسمی ) : برای توصیف ادعا یا شکایتی که پایه ی قانونی یا منطقی داره

پیشنهاد
١

آدمی منطقی و متعادل که زود قضاوت نمی کنه. well - grounded ( شخصیتی – رفتاری ) : توصیف فردی که متعادل، منطقی، و واقع گراست—نه سطحی یا هیجانی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عقیده ی راسخ

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حبس خونگی شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حبس خونگی شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

grounded ( در مقام صفت ) : عیان حقیقی عیان مقصود هر آن چیزی است که بر زمینه ای مشخص استوار باش، بر واقعیتی ملموس و مشخص

پیشنهاد
١

تمام هواپیماها تا رفتن مه زمین گیر شدند

پیشنهاد
١

دلیلی برای نگه داشتن او ( در بیمارستان ) نداریم

پیشنهاد
١

خودتان را از طریق لمس یک قسمت فلزیِ رنگ نشده از شاسی، به زمین متصل کنید.

پیشنهاد
١

گوشش عفونت کرد و دکتر دو روز بهش استراحت داد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تو الان ناراحتی ( داغونی )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تو الان ناراحتی ( داغونی )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آسیب دیده

پیشنهاد
١

وقتی نگهبان بانک متوجه مشتری به ظاهر شرور شد. اسلحه خود را بیرون کشید.

پیشنهاد
١

نقشه شیطانی برای فریب دادن بیوه زن، توسط پلیس برملا شد.

پیشنهاد
١

از دیدن آن سایه ترسناک در پایین پله ها ترسیدم.

پیشنهاد
١

نویسنده مورد علاقه شما کیست؟

پیشنهاد
١

صدای شما صدای مورد علاقه ی من است

پیشنهاد
١

بازی مورد علاقه من طناب زدن است

پیشنهاد
١

من ی مشکل کوچیک تو امتحان ریاضی داشتم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جاده فرعی

پیشنهاد
١

متهم شد که با یه شخص زیر سن قانونی رابطه جنسی داشته. minor = کسی که زیر سن قانونیه .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او یک بیماری جزئی ( کوچک ) دارد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او یک بیماری جزئی ( کوچک ) دارد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

درآمد دیگری

پیشنهاد
١

باید دیوار بیرونی را تعمیر کنیم.

پیشنهاد
١

اتوبوس دقیقا کنار یا روبروی بانک نگه میداره؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او اغلب بیرون بازی می کنند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اگر بخوام ( خیلی ) صادق باشم

پیشنهاد
١

تیغه های روی این قیچی خیلی کندن.

پیشنهاد
١

مکالمه اش بسیار حوصله سربَر بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تجارت کساد است. منظور اینکه بازار کاری کساده.

پیشنهاد
١

بازار امروز کساد است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قرمز مات

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

فیلم کسل کننده

پیشنهاد
١

مکالمه اش بسیار حوصله سربَر بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او دانش اموز کند ذهنی است!

پیشنهاد
١

او دوباره دچار رخوت و غم شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هوای گرفته

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چاقوی کند

پیشنهاد
١

افتاب رنگ این فرش ها را کدر کرده!

پیشنهاد
١

چشم ها و گوش هایش با افزایش سن ضعیف شده است!

پیشنهاد
١

دکتر شونشو جا انداخت relocate = ( پزشکی ) جا انداختن ( شانه، . . . . )

پیشنهاد
١

فکش منقبض شد وقتی منتظر خبر بود.

پیشنهاد
١

او عضلاتش را منقبض کرد، آماده دویدن.