پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٦٩
پیشنهاد
١

در تعادل شکننده اکولوژیکی قرار داشتن

پیشنهاد
١

او می دانست که پدرش موافقت نخواهد کرد، اما با این حال از او تمنا کرد.

پیشنهاد
١

نقش اون در شرکت بیش از حد بزرگ جلوه داده شده بود.

پیشنهاد
١

شما ارزش من را در شرکت دست بالا گرفتید.

پیشنهاد
١

قدرتت رو دست بالا نگیر

پیشنهاد
١

اونا زمان لازم برای اتمام پروژه رو زیادتر از واقع برآورد کردن.

پیشنهاد
١

برداشت اول از خودتونو مهم بدونین.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

میتونم روی تو حساب کنم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من میتونم رو اون آقا حساب کنم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برو اینارو بشمر.

پیشنهاد
١

لطفا اون اقلام در جعبه رو بشمار

پیشنهاد
١

این اعمال هستند که محاسبه میشوند نه افکار. . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

رو من حساب نکن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اینم به حساب میاد؟

پیشنهاد
١

اون تو کله اش هیچی نداره. attic=کله، قسمتی که به هوش یارو اشاره می شود

پیشنهاد
١

این فیلم نفیس تو یه اتاق زیر شیروونی دست نخورده ( دیده/توجه نشده ) افتاده

پیشنهاد
١

ما واسه دسترسی به اتاق زیر شیروونی به نردبون نیاز داریم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

التماست میکنم. . . تو را بخدا. . .

پیشنهاد
١

زمان میبره که یک چیزی ملکه ذهنت بشه

پیشنهاد
١

قوه ناطقه در مغز انسان غریزی است!

پیشنهاد
١

مادران ذاتا محافظ بچه هایشان هستند!

پیشنهاد
١

انسان ها بالفطره سخنگو هستند!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

منتسب هستند به منتسب شده اند به چیزی یا کسی

پیشنهاد
١

انها یک انتقام وحشتناک را به او تحمیل کردند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنای دقیق

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک شرح دقیق و درست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک مدیر بادقت و تیزبین

پیشنهاد
١

او به زور از آنها استانداردهای بالایی را مطالبه کرد.

پیشنهاد
١

زنه/دختره هفت تیر روم کشید ( گرفت سمتم )

پیشنهاد
١

آپارتمان ها یک سرپرستِ مستقر دارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک ناظر بازی

پیشنهاد
١

او نزد یک رئیس زندان دستبند زده شده بود.

پیشنهاد
١

می تونی اون فایل رو سریع برام بفرستی؟ sling ( محاوره ای – غیررسمی ) : فرستادن یا رساندن چیزی به کسی، معمولاً سریع و بی تکلف.

پیشنهاد
١

دستخوش مشقات زیاد شدن

پیشنهاد
١

او باید تحت عمل جراحی قرار گیرد

پیشنهاد
١

او سگش را به پارک آورد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

منو ببر خونه ( برسون خونه )

پیشنهاد
١

نمی توانم خود را متقاعد سازم تا آنچه که رخ می دهد را تماشا کنم. [ خودمانی ] روم نمیشه، دلم رضا نیست .

پیشنهاد
١

پول، خوشی نمی آورد

پیشنهاد
١

اون داستانی که تو گم شدی تو کتش نمیره

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بخطر انداختن، بمخاطره انداختن

پیشنهاد
١

قطار تاخیر می کنه بیاید در این مدت ( تا قبل از این که قطار بیاد ) یه چرت بزنیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قدم گذاشتن در جایی وارد شدن به جایی رفتن به جایی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

لباس شوی زن

پیشنهاد
١

مجبور شدم نصف یارو رو با خاک انداز از روی زمین جمع کنم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک اصلاح است برای کارهایی که قبل مرگ باید انجام داد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خیلی تکون می خوره

پیشنهاد
١

شُل و وِل شده .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

جدول نوشتاری

پیشنهاد
١

برای ادامه، باید رمز عبور خود را وارد کنید.