پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
پس از وقفه، می توانیم ادامه دهیم.
بعد از دیدن مغازه کادوفروشی، بیا ادامه بدیم و بریم و از خود Graceland دیدن کنیم
رفتن به به . . . رفتن
ول شدن ( مجرم یا حیوانی خطرناک ) از حبس یا قفس
جابجا کردن بارهای سنگین بدون کمک {از دیگران} انقباض عضلانی کمر را موجب خواهد شد.
او از ترس صدا به خود لرزید.
او هرگز از وظیفه خود شانه خالی نکرد.
شب تا صبح داره به مشتری ها جنس می رسونه. serve ( خیابانی – فروش مواد ) : در زبان عامیانه ی خیابانی، فعل *serve* به صورت دوپهلو استفاده می شه و به مع ...
عرضه غذا و نوشیدنی
( سربازی ) خدمت کردن
غذا رو رو بشقاب بذار و ببرش برای دوستات ( ازشون پذیرایی کن )
ما با نوشیدنی شامپاین پذیرایی شدیم ( مورد پذیرایی قرار گرفتیم )
او به مدت ۲۲ سال در ارتش خدمت کرد
او به جرم سرقت مدت چهار سال را در زندان گذراند
نیاز به تشویق تو ندارم
انتقال وجه
کسی را تحسین کردن
فقط سرتو تکون بده
کارمندان ناراضی دست به اعتراض زدند. disgruntled ( رسمی – احساسی ) : احساس نارضایتی یا دلخوری، معمولاً به خاطر بی عدالتی یا شرایط نامطلوب.
او ناراضی جلسه را ترک کرد. disgruntled ( محاوره ای – اجتماعی ) : دلخور یا بدخلق بودن، به ویژه وقتی کسی احساس می کند نادیده گرفته شده یا حقش پایمال ...
در برابر اکثریت های سیاسی ، تحت تأثیر بحران اقتصادی یا دلایل ایدئولوژیک محافظت می شود
دیگر نمی خواهم در مورد این بحث کنم. آماده ام ادامه دهم.
او کیفش و از روی میز برداشت
رفتن به بخش بعدی
یالا حرکت کنید، متفرق شوید، اینجا نه ایستید.
سعی کن مشکلاتت رو پشت سر بذاری
کسی یا چیزی را حرکت دادن
اغوا کردن کسی ، از راه به در کردن کسی
انجام کاری در مورد چیزی
کسی یا چیزی را حرکت دادن
کسی یا چیزی را حرکت دادن
وقتشه که جدا بشیم move on=جدا شدن در یک رابطه، ترک کردن
مرد فروتن ماشینشو حرکت داد و اجازه داد ماشینمو پارک کنم.
روزنامه خبر ازدواج بازیگر را به صورت اختصاصی منتشر کرد. scoop ( اسم – خبر ویژه ) : خبر یا گزارش اختصاصی که برای اولین بار منتشر می شود.
یه خبر داغ برات دارم scoop ( عامیانه – اطلاعات ویژه ) : گاهی برای اشاره به اطلاعات جذاب یا داغی که دیگران از آن بی اطلاع اند هم استفاده می شود.
خبرنگار با این گزارش فوری، همه ی روزنامه های دیگر را جا گذاشت. scoop ( فعل – دریافت یا انتشار خبر اختصاصی ) : به دست آوردن یا منتشر کردن خبری که دیگ ...
یه خبر داغ برات دارم—به کسی نگو! scoop ( عامیانه – اطلاعات ویژه ) : گاهی برای اشاره به اطلاعات جذاب یا داغی که دیگران از آن بی اطلاع اند هم استفاده م ...
آنها پیغام شما را بازگو خواهند کرد.
انتقال مشعل ( المپیک یا مسابقات دیگر )
منشاء شروع یا پیدایش این سبک از نقاشی ها بر می گردد به سرشناسان و خبرگان قرون وسطی
یه جوان نابینای نابغه
او خلق و خوی ( حال روحی ) بدی دارد.
او تقریبا حال عصبانیت دارد ( خلق و خوی تند دارد )
حال عصبانیت ( خلق و خوی تند ) میسن بالاگرفت ( شعله ور شد )
متنفرم از این حالتی که اینطوری بداخلاق/خشمگین میشی
او خلق و خوی ( حال روحی ) خوبی دارد
مجبور خواهید بود یاد بگیرید خشم تون رو کنترل کنید
کم شدت گشتن با
و کنترل رفتاری خودش را از دست میدهد ، عصبانی می شود
درخواست ناامیدانه او