پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٦٩
پیشنهاد
١

پس از وقفه، می توانیم ادامه دهیم.

پیشنهاد
١

بعد از دیدن مغازه کادوفروشی، بیا ادامه بدیم و بریم و از خود Graceland دیدن کنیم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

رفتن به به . . . رفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ول شدن ( مجرم یا حیوانی خطرناک ) از حبس یا قفس

پیشنهاد
١

جابجا کردن بارهای سنگین بدون کمک {از دیگران} انقباض عضلانی کمر را موجب خواهد شد.

پیشنهاد
١

او از ترس صدا به خود لرزید.

پیشنهاد
١

او هرگز از وظیفه خود شانه خالی نکرد.

پیشنهاد
١

شب تا صبح داره به مشتری ها جنس می رسونه. serve ( خیابانی – فروش مواد ) : در زبان عامیانه ی خیابانی، فعل *serve* به صورت دوپهلو استفاده می شه و به مع ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عرضه غذا و نوشیدنی

پیشنهاد
١

( سربازی ) خدمت کردن

پیشنهاد
١

غذا رو رو بشقاب بذار و ببرش برای دوستات ( ازشون پذیرایی کن )

پیشنهاد
١

ما با نوشیدنی شامپاین پذیرایی شدیم ( مورد پذیرایی قرار گرفتیم )

پیشنهاد
١

او به مدت ۲۲ سال در ارتش خدمت کرد

پیشنهاد
١

او به جرم سرقت مدت چهار سال را در زندان گذراند

پیشنهاد
١

نیاز به تشویق تو ندارم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

انتقال وجه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی را تحسین کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

فقط سرتو تکون بده

پیشنهاد
١

کارمندان ناراضی دست به اعتراض زدند. disgruntled ( رسمی – احساسی ) : احساس نارضایتی یا دلخوری، معمولاً به خاطر بی عدالتی یا شرایط نامطلوب.

پیشنهاد
١

او ناراضی جلسه را ترک کرد. disgruntled ( محاوره ای – اجتماعی ) : دلخور یا بدخلق بودن، به ویژه وقتی کسی احساس می کند نادیده گرفته شده یا حقش پایمال ...

پیشنهاد
١

در برابر اکثریت های سیاسی ، تحت تأثیر بحران اقتصادی یا دلایل ایدئولوژیک محافظت می شود

پیشنهاد
١

دیگر نمی خواهم در مورد این بحث کنم. آماده ام ادامه دهم.

پیشنهاد
١

او کیفش و از روی میز برداشت

پیشنهاد
١

رفتن به بخش بعدی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یالا حرکت کنید، متفرق شوید، اینجا نه ایستید.

پیشنهاد
١

سعی کن مشکلاتت رو پشت سر بذاری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی یا چیزی را حرکت دادن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اغوا کردن کسی ، از راه به در کردن کسی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

انجام کاری در مورد چیزی

پیشنهاد
١

کسی یا چیزی را حرکت دادن

پیشنهاد
١

کسی یا چیزی را حرکت دادن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

وقتشه که جدا بشیم move on=جدا شدن در یک رابطه، ترک کردن

پیشنهاد
١

مرد فروتن ماشینشو حرکت داد و اجازه داد ماشینمو پارک کنم.

پیشنهاد
١

روزنامه خبر ازدواج بازیگر را به صورت اختصاصی منتشر کرد. scoop ( اسم – خبر ویژه ) : خبر یا گزارش اختصاصی که برای اولین بار منتشر می شود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه خبر داغ برات دارم scoop ( عامیانه – اطلاعات ویژه ) : گاهی برای اشاره به اطلاعات جذاب یا داغی که دیگران از آن بی اطلاع اند هم استفاده می شود.

پیشنهاد
١

خبرنگار با این گزارش فوری، همه ی روزنامه های دیگر را جا گذاشت. scoop ( فعل – دریافت یا انتشار خبر اختصاصی ) : به دست آوردن یا منتشر کردن خبری که دیگ ...

پیشنهاد
١

یه خبر داغ برات دارم—به کسی نگو! scoop ( عامیانه – اطلاعات ویژه ) : گاهی برای اشاره به اطلاعات جذاب یا داغی که دیگران از آن بی اطلاع اند هم استفاده م ...

پیشنهاد
١

آنها پیغام شما را بازگو خواهند کرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

انتقال مشعل ( المپیک یا مسابقات دیگر )

پیشنهاد
١

منشاء شروع یا پیدایش این سبک از نقاشی ها بر می گردد به سرشناسان و خبرگان قرون وسطی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه جوان نابینای نابغه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او خلق و خوی ( حال روحی ) بدی دارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او تقریبا حال عصبانیت دارد ( خلق و خوی تند دارد )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حال عصبانیت ( خلق و خوی تند ) میسن بالاگرفت ( شعله ور شد )

پیشنهاد
١

متنفرم از این حالتی که اینطوری بداخلاق/خشمگین میشی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او خلق و خوی ( حال روحی ) خوبی دارد

پیشنهاد
١

مجبور خواهید بود یاد بگیرید خشم تون رو کنترل کنید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کم شدت گشتن با

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

و کنترل رفتاری خودش را از دست میدهد ، عصبانی می شود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

درخواست ناامیدانه او