پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٦٩
پیشنهاد
١

این نظرسنجی نشان می دهد ( که ) افراد بیشتری نسبت به آنچه تصور می شد خانه شان را تغییر می دهند.

پیشنهاد
١

این واقعیت که او اینجا بود، نشان دهنده درجه ای از علاقه است.

پیشنهاد
١

پیامدهای قانون جدید چیست؟

پیشنهاد
١

این پروژه مستلزم سرمایه گذاری عظیم در آموزش است.

پیشنهاد
١

توسعه پایدار مستلزم یک چشم انداز بلند مدت است.

پیشنهاد
١

او حزب و به طور ضمنی رهبر آن را نیز متهم کرد.

پیشنهاد
١

این قانون اعتراضات سازمان یافته و به طور ضمنی هرگونه مخالفت را ممنوع می کند.

پیشنهاد
١

از آنچه او گفت، مفهوم این بود که آنها در حال جدا شدن هستند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سربسته ، به چی داری اشاره میکنی ؟ سربسته ، چی داری میگی ؟

پیشنهاد
١

متن غیر مستقیم بیان میکند که. . .

پیشنهاد
١

حرفاتون این معنی رو میده ( یا داره ) که ما دزدیم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

همانطور که از چهره اش پیداست

پیشنهاد
١

آیا شما [با کنایه] میگویید که او بی عقل است؟آیا منظورتان این است که او احمق است؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

همانطور که از عنوان آن بر می آید

پیشنهاد
١

او سعی در حل مشکل دارد او می کوشد مشکل را حل کند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

silly smile

پیشنهاد
١

هیچ سوالی احمقانه نیست، اما بعضی جواب ها اینگونه اند ( یعنی بعضی از جواب ها احمقانه هستند )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

stupid act

پیشنهاد
١

من هر چیزی را که باید خرد می شد، آماده کردم.

پیشنهاد
١

من سبزیجات را قبلاً ( یا زودتر ) آماده کردم.

پیشنهاد
١

کارل نمیدونست که چجوری گزارش رو آماده کنه

پیشنهاد
١

{با} غلبه کردن بر احساسات، او از آنجا برگشت

پیشنهاد
١

او در پنهان کردن احساساتش خوب بود.

پیشنهاد
١

من به عنوان پرستار یاد گرفتم احساساتم رو کنترل کنم

پیشنهاد
١

پاسخ ها کاملا بر اساس هیجان استوار شده بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دسترسی به لپ تاپ

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( راه ) دسترسی معلولین

پیشنهاد
١

مانعِ نزدیک شدنِ کسی به . . . مانعِ تماسِ کسی شدن با . . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نظرهای متضاد

پیشنهاد
١

او عبوس و یکدنده و لجباز بود.

پیشنهاد
١

در حقیقت خلافِ {آن} درست است.

پیشنهاد
١

زندانی ها رو اون قدر شکنجه می کردن تا اعتراف کنن. rack ( فیزیکی – تاریخی ) : در معنای اصلی، اشاره به **شکنجه با دستگاه کشش ( rack ) ** که بدن فرد رو ...

پیشنهاد
١

مدیر مخالف مصلحت عمومی نیست

پیشنهاد
١

بعد از تصادف، از عذاب وجدان له شده بود. rack ( احساسی – استعاری ) : برای توصیف حالتی که فرد **از نظر ذهنی یا احساسی تحت فشار شدید یا عذاب وجدان قرار ...

پیشنهاد
١

دارم مغزم رو فشار می دم که اسمشو یادم بیاد. rack ( ذهنی – محاوره ای ) : برای بیان تلاش شدید ذهنی؛ یعنی **مغز رو تحت فشار گذاشتن برای فکر کردن یا حل ...

پیشنهاد
١

( در مورد کسی که پروتز سینه گداشته ) روی قفسه سینه اش طاقچه گذاشته

پیشنهاد
١

بطری های شراب رو توی زیرزمین قفسه چینی کردن. rack ( فنی – فیزیکی ) : در برخی زمینه ها، به معنای **چیدن یا قرار دادن چیزی در قفسه یا چارچوب**

پیشنهاد
١

روی میز، دیگه کاری ندارید ، ریس

پیشنهاد
١

حسادت شکنجه اش میداد یا رنج میبرد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

رنج پیری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به مغزخود فشار آوردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بارگذاری و آماده کردن اسلحه برای شلیک

پیشنهاد
١

میزها خالی شدند ، جمع شون کن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به مغزم فشار آوردم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

طبقه وسط فر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( آزمایشگاه ) جا لوله ای

پیشنهاد
١

خیلی پررویی !

پیشنهاد
١

این مسئله ریاضی خیلی دشوار است.

پیشنهاد
١

رانندگی در این جاده دشوار بود.

پیشنهاد
١

او یک سوال پیچیده از من پرسید.