پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٨٥
پیشنهاد
١

من به تازگی پول به حساب جاریت جا به جا ( منتقل ) کردم.

پیشنهاد
١

شما به دفتر لندن منتقل خواهید شد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چی با خودت داری غرولند میکنی/زیر لب میگی؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برجستگی فک بالا process در آناتومی معنی برجستگی ، برآمدگی میدهد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زائده عرضی ( ستون فقرات ) process=زائده ( transverse processes ( in spine

پیشنهاد
١

به دلیل فرایند پیری ، در بدن تغییراتی اتفاق می افتد

پیشنهاد
١

معنی حسادت کردن هم میده و اینکه داری تلاش می کنی به یکی یا موقعیتی برسی و غبطه میخوری بهش و چشم دیدنشو نداری.

پیشنهاد
١

معنی حسادت کردن هم میده و اینکه داری تلاش می کنی به یکی یا موقعیتی برسی و غبطه میخوری بهش و چشم دیدنشو نداری.

پیشنهاد
١

معنی حسادت کردن هم میده و اینکه داری تلاش می کنی به یکی یا موقعیتی برسی و غبطه میخوری بهش و چشم دیدنشو نداری.

پیشنهاد
١

معنی حسادت کردن هم میده و اینکه داری تلاش می کنی به یکی یا موقعیتی برسی و غبطه میخوری بهش و چشم دیدنشو نداری.

پیشنهاد
١

معنی حسادت کردن هم میده و اینکه داری تلاش می کنی به یکی یا موقعیتی برسی و غبطه میخوری بهش و چشم دیدنشو نداری.

پیشنهاد
١

قانع کردن مردم لجباز سخت است.

پیشنهاد
١

او دلایل قانع کننده ای برای خرید محصول خود به مشتری می داد.

پیشنهاد
١

پدرم توسط من متقاعد شد که سیگار را ترک کند.

پیشنهاد
١

مردم آنها را تحسین می کنند یا به آنها احترام می گذارند

پیشنهاد
١

پیوستگی یا نظم در ورزش کلید پیشرفت من است

پیشنهاد
١

ضربان قلب او قوی و منظم است

پیشنهاد
١

آیا او پزشک همیشگی ( معمول ) شما هست؟

پیشنهاد
١

شرکت ما مقررات ایمنی زیادی دارد. Regulation در جایگاه اسم و استفاده برای یک قاعده یا قانون رسمی

پیشنهاد
١

دارو رو به صورت منظم سه بار در روز مصرف کنید

پیشنهاد
١

بدن فشار خون را تنظیم میکند تا ما سالم بمانیم

پیشنهاد
١

باید قبل از شروع، قانون را بخوانی.

پیشنهاد
١

این قانون نحوه ی استخدام کارکنان توسط شرکتها را تنظیم میکند.

پیشنهاد
١

اون یه ماشین با اندازه کاملاً عادیه.

پیشنهاد
١

من فقط یه قهوه معمولی می خوام، چیز خاصی نمی خوام.

پیشنهاد
١

او با دکترش معاینات منظمی داره.

پیشنهاد
١

باید به صورت منظم/مرتب ورزش کنی.

پیشنهاد
١

فقط یه سه شنبه معمولی بود، اتفاق خاصی نیفتاد.

پیشنهاد
١

اتوبوس طبق برنامه منظمی حرکت می کنه.

پیشنهاد
١

بعد از این که معده ما آروم شد

پیشنهاد
١

با دشمن کنار آمدن ( کنار گذاشتن اختلاف های دیرین ) ، گذشت کردن.

پیشنهاد
١

من کمی چای نوشیدم تا اعصابم را آرام کنم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

حل کردن مشکل و یا یک اختلاف

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دهانه مهاربندی شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

از سرما لرزیدن اواز خواندن چهچه زدن

پیشنهاد
١

متمرکز کردن یا تنظیم کردن تلسکوپ بر روی ماه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

فراگیری

پیشنهاد
١

کارکنان کمک های اولیه به افراد محلی آموزش دادند که تزریق انجام دهند.

پیشنهاد
١

او چند هفته ای می شود که برای مسابقه سخت تمرین کرده است.

پیشنهاد
١

به چیزی چشم دوختن، به چیزی نگاه کردن، به هدفی چشم دوختن، به صورت اصطلاح هم به کار می ره به معنی روی چیزی تمرکز کردن یا تمرکز و توجه رو روی چیزی گذا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او اسب ها را تعلیم می دهد.

پیشنهاد
١

به این گونه، توانایی ِ توجه کردنت را می توانی بهبود ببخشی.

پیشنهاد
١

مدرسه در حد و اندازه من نبود، ولی جای خوبی بود.

پیشنهاد
١

در شان تو نیست

پیشنهاد
١

در شان تو نیست

پیشنهاد
١

اقیانوسی زیر پوسته ی زمین وجود دارد

پیشنهاد
١

تام اشتباه میکنه اگه فکر کنه اون مارو لو میده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سخت در اشتباهی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قلبش به درد اومد یا دلش سوخت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قلبش به درد اومد یا دلش سوخت