پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٠٠
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - متقاعد کردن، راضی کردن، قبولاندن ( رای، نظر ) 2 - مغلوب کردن، وادار به تسلیم کردن 3 - مجاب کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

1 - متقاعد کردن، راضی کردن، قبولاندن ( رای، نظر ) 2 - مغلوب کردن، وادار به تسلیم کردن 3 - مجاب کردن

پیشنهاد
١

پس از تمام شدن تکالیفش، شارلوت به خانه دوستش رفت تا بازی کند. having=پس از، بعد از

پیشنهاد
١

1 - متقاعد کردن، راضی کردن، قبولاندن ( رای، نظر ) 2 - مغلوب کردن، وادار به تسلیم کردن 3 - مجاب کردن

پیشنهاد
١

پس از بدست آوردن ضخامت های دارای اختلال برای کل سیستم having=پس از، بعد از

پیشنهاد
١

همش باید جیش کنم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

متاسفم از اینکه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هی یه دقیقه صبر کن.

پیشنهاد
١

سلام، بیا تو، خوشحالم میبینمت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آهای کچل بیا اینجا!

پیشنهاد
١

همه ی فایل ها به هم ریخته ان.

پیشنهاد
١

اون رابطه ش رو باهاش خراب کرد.

پیشنهاد
١

واقعاً امتحان رو خراب کردم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

این بار اشتباه نکن!

پیشنهاد
١

من ارائه را خراب کردم.

پیشنهاد
١

طلاق واقعاً روحیه اش رو داغون کرد.

پیشنهاد
١

من فقط دارم اذیتت میکنم /دارم باهات شوخی میکنم /کل کل میکنم

پیشنهاد
١

اگر تمرکز نکنی، خرابکاری میکنی.

پیشنهاد
١

بچه ها اتاق نشیمن را به هم ریختند.

پیشنهاد
١

توو کلاس، شلوغ نمیکنه؟

پیشنهاد
١

توو کلاس، شلوغ نمیکنه؟

پیشنهاد
١

من فقط دارم اذیتت میکنم /دارم باهات شوخی میکنم /کل کل میکنم

پیشنهاد
١

آنها نمیخوان با او درگیر بشن

پیشنهاد
١

بوق ماشین بیرون پنجره با صدای بلندی به صدا درآمد.

پیشنهاد
١

وقتی آژیرها با صدای بلند به صدا درآمدند، گوش هایش را گرفت.

پیشنهاد
١

بلندگو اعلامیه را با صدای بلند پخش کرد.

پیشنهاد
١

تمام شب از کلوب موسیقی با صدای بلند پخش می شد.

پیشنهاد
١

کاپیتان به سربازانش دستور پیشروی داد.

پیشنهاد
١

من می خواهم یک پیتزا سفارش دهم.

پیشنهاد
١

لطفاً کتاب ها را روی قفسه مرتب کنید.

پیشنهاد
١

ترتیب رویدادها چیست؟

پیشنهاد
١

کتاب ها به ترتیب حروف الفبا هستند.

پیشنهاد
١

افسر پلیس به مظنون دستور توقف داد.

پیشنهاد
١

نظم را در کلاس حفظ کنید.

پیشنهاد
١

اون اینکارو کرد به منظور که تو رو خوشحال کنه order=سفارش/دستور فرمان/احتمالا این رو ندونید چون کم استفاده میشه ""به منظور '"

پیشنهاد
١

پانزده راس پستاندار

پیشنهاد
١

چطور مادرت را توصیف می کنی؟

پیشنهاد
١

می توانی توصیفی از ظاهری مادرت بدهی؟

پیشنهاد
١

از او به عنوان پدرخوانده یاد می شود. describe=خواندن، نامیدن، یاد کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای گرفتن دشمن، کلید دایره را فشار دهید

پیشنهاد
١

بدنم رو با ریتم ( همراه موسیقی ) حرکت می دادم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آن به زمین افتاد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( ساعت ) پنج ( دقیقه ) مانده به سه [قبل از سه] است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بر حسب معلومات ما تا جایی که ما اطلاع داریم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برو ( تو ) اتاقت!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای کمک به حیوان

پیشنهاد
١

بدون اجازه نمی تونی ( داخلِ - تو ) اتاق من بروی!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

رفت اش ( داخلِ ) آشپزخانه!

پیشنهاد
١

منو ترسوندی من خیلی روحیم لطیفه خیلی نازک نارنجی و حساسم خیلی آدم ملایم و آسیب پذیر و تاثیر پذیری هستم

پیشنهاد
١

منو ترسوندی من خیلی روحیم لطیفه خیلی نازک نارنجی و حساسم خیلی آدم ملایم و آسیب پذیر و تاثیر پذیری هستم