پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
او یکه بزن محله است
ترسو یا بی عرضه نباش، امتحان کن
نازک نارنجی نباش ( پیش دوستات مثل خرگوش پیش ما که خانواده تیم گرگ دندون دار )
نازک نارنجی نباش ( پیش دوستات مثل خرگوش پیش ما که خانواده تیم گرگ دندون دار )
تهدید به کالوکیشن مهم حرف اضافهthreat. . . to
تهدید امنیتی
یه حال اساسی به کسی دادن با یه چیز خوشحال کننده کسی رو سورپرایز کردن موهبت و هدیه ی مسرور کننده ای به کسی دادن
یه حال اساسی به کسی دادن با یه چیز خوشحال کننده کسی رو سورپرایز کردن موهبت و هدیه ی مسرور کننده ای به کسی دادن
یه حال اساسی به کسی دادن با یه چیز خوشحال کننده کسی رو سورپرایز کردن موهبت و هدیه ی مسرور کننده ای به کسی دادن
کسی رو به صرف چیزی مهمان کردن به خود یا کسی هدیه کردن، با چیزی به کسی حال دادن هزینه کسی رو برای چیزی حساب کردن به عنوان یه چیز مرامی
کسی رو به صرف چیزی مهمان کردن به خود یا کسی هدیه کردن، با چیزی به کسی حال دادن هزینه کسی رو برای چیزی حساب کردن به عنوان یه چیز مرامی
کسی رو به صرف چیزی مهمان کردن به خود یا کسی هدیه کردن، با چیزی به کسی حال دادن هزینه کسی رو برای چیزی حساب کردن به عنوان یه چیز مرامی
کسی رو به صرف چیزی مهمان کردن به خود یا کسی هدیه کردن، با چیزی به کسی حال دادن هزینه کسی رو برای چیزی حساب کردن به عنوان یه چیز مرامی
همه چیو به مسخره و شوخی گرفتن
خوش بگذرون، یه حالی به خودت بده، یه دلی از عزا دربیار
عالی عمل کردن، به خوبی جواب دادن، به خوبی کار کردن
با من اینجوری رفتار نکن
عالی یا جذاب و دلپذیر به نظر رسیدن
یه چیز خوب یا یه کار خوب واسه ی خودت انجام بده که حالت خوب بشه مثلا خرید کردن
اشکال نداره مهمان من.
اشکال نداره مهمان من.
اشکال نداره مهمان من.
اشکال نداره مهمان من.
تلقی کردن، قلمداد کردن، فرض کردن، گرفتن
حال میده treat=بعنوان فعل یعنی رفتار کردن/بعنوان اسم یعنی بک چیز لذت بخش
حال میده treat=بعنوان فعل یعنی رفتار کردن/بعنوان اسم یعنی بک چیز لذت بخش
تلقی کردن، قلمداد کردن، فرض کردن، گرفتن
دفعه بعد مهمان من
ترجمه تحت اللفظی: یک شستشو است ( بی معنی است! ) . - ترجمه اصطلاحی: - نتیجه ای نداشت - مساوی شد - سود و زیان برابر بود - بی تفاوت است
در ابتدا بازی بی هیجان و یک طرفه به نظر می رسید. بازی یا رقابتی که نتیجه اش از پیش معلومه یا هیچ هیجانی نداره یعنی یک طرفه
در شرق، این کشور توسط اقیانوس اطلس شسته می شود wash=فرا گرفتن مثال در مورد کشور برزیل
آورده شدن به ساحل توسط امواج
او 35000 دلار به بانک محلی حواله کرده بود
پانصد دلار به حساب شما واریز شده Wire to account : به معنای واریز کردن به حساب
واریز کردن به حساب
از این اصطلاح زمانی استفاده میشود، که یک سو تفاهم و یا سو تعیبر میان دو نفر بوجود بیاید. گیج شدن، منظور کسی را درست نفهمیدن، اشتباه برداشت کردن
زمان و مکان هنگام سفر با سرعت نور از حالت عادی خارج می شوند. distort به طور کلی میشه گفت از حالت عادی خارج کردن
این موضوع باعث کج فهمی بچه ها شد.
استرس روی سلامتت تاثیر منفی می ذاره.
من شنیدم که زنگ به صدا در آمد. ( من صدای زنگ را شنیدم )
این واقعا اثر منفی در من داره
چقدر باید بابت عوارض بزرگراه پرداخت کنم؟
آیا تلفات کشته شده ها و مجروهین را می دانی؟
امروزه مردم در بیشتر جاده ها عوارض را به صورت الکترونیکی پرداخت می کنند
این واقعا اثر منفی در من داره
عوارض داشتن روی چیزی
مس صیقلی شده/قهوه ای مایل به قرمز
آنقدری پول اضافه ندارم که صرف چیزای غیرضروری مثل این کنم burn=هدر دادن و صرف کردن هم گاهی معنی میده
داری سعی میکنی منو بسوزونی؟ دست بندازی؟
از بچگی تو ذهنم حک شده بود burn=حک شدن در مغز - مشابه فرایند انتقال اطلاعات به CD