پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٠٤
پیشنهاد
١

او یکه بزن محله است

پیشنهاد
١

ترسو یا بی عرضه نباش، امتحان کن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نازک نارنجی نباش ( پیش دوستات مثل خرگوش پیش ما که خانواده تیم گرگ دندون دار )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نازک نارنجی نباش ( پیش دوستات مثل خرگوش پیش ما که خانواده تیم گرگ دندون دار )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تهدید به کالوکیشن مهم حرف اضافهthreat. . . to

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تهدید امنیتی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه حال اساسی به کسی دادن با یه چیز خوشحال کننده کسی رو سورپرایز کردن موهبت و هدیه ی مسرور کننده ای به کسی دادن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه حال اساسی به کسی دادن با یه چیز خوشحال کننده کسی رو سورپرایز کردن موهبت و هدیه ی مسرور کننده ای به کسی دادن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه حال اساسی به کسی دادن با یه چیز خوشحال کننده کسی رو سورپرایز کردن موهبت و هدیه ی مسرور کننده ای به کسی دادن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی رو به صرف چیزی مهمان کردن به خود یا کسی هدیه کردن، با چیزی به کسی حال دادن هزینه کسی رو برای چیزی حساب کردن به عنوان یه چیز مرامی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی رو به صرف چیزی مهمان کردن به خود یا کسی هدیه کردن، با چیزی به کسی حال دادن هزینه کسی رو برای چیزی حساب کردن به عنوان یه چیز مرامی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی رو به صرف چیزی مهمان کردن به خود یا کسی هدیه کردن، با چیزی به کسی حال دادن هزینه کسی رو برای چیزی حساب کردن به عنوان یه چیز مرامی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی رو به صرف چیزی مهمان کردن به خود یا کسی هدیه کردن، با چیزی به کسی حال دادن هزینه کسی رو برای چیزی حساب کردن به عنوان یه چیز مرامی

پیشنهاد
١

همه چیو به مسخره و شوخی گرفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوش بگذرون، یه حالی به خودت بده، یه دلی از عزا دربیار

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عالی عمل کردن، به خوبی جواب دادن، به خوبی کار کردن

پیشنهاد
١

با من اینجوری رفتار نکن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عالی یا جذاب و دلپذیر به نظر رسیدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه چیز خوب یا یه کار خوب واسه ی خودت انجام بده که حالت خوب بشه مثلا خرید کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اشکال نداره مهمان من.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اشکال نداره مهمان من.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اشکال نداره مهمان من.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اشکال نداره مهمان من.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تلقی کردن، قلمداد کردن، فرض کردن، گرفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حال میده treat=بعنوان فعل یعنی رفتار کردن/بعنوان اسم یعنی بک چیز لذت بخش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حال میده treat=بعنوان فعل یعنی رفتار کردن/بعنوان اسم یعنی بک چیز لذت بخش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تلقی کردن، قلمداد کردن، فرض کردن، گرفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دفعه بعد مهمان من

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ترجمه تحت اللفظی: یک شستشو است ( بی معنی است! ) . - ترجمه اصطلاحی: - نتیجه ای نداشت - مساوی شد - سود و زیان برابر بود - بی تفاوت است

پیشنهاد
١

در ابتدا بازی بی هیجان و یک طرفه به نظر می رسید. بازی یا رقابتی که نتیجه اش از پیش معلومه یا هیچ هیجانی نداره یعنی یک طرفه

پیشنهاد
٢

در شرق، این کشور توسط اقیانوس اطلس شسته می شود wash=فرا گرفتن مثال در مورد کشور برزیل

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آورده شدن به ساحل توسط امواج

پیشنهاد
١

او 35000 دلار به بانک محلی حواله کرده بود

پیشنهاد
١

پانصد دلار به حساب شما واریز شده Wire to account : به معنای واریز کردن به حساب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واریز کردن به حساب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

از این اصطلاح زمانی استفاده میشود، که یک سو تفاهم و یا سو تعیبر میان دو نفر بوجود بیاید. گیج شدن، منظور کسی را درست نفهمیدن، اشتباه برداشت کردن

پیشنهاد
١

زمان و مکان هنگام سفر با سرعت نور از حالت عادی خارج می شوند. distort به طور کلی میشه گفت از حالت عادی خارج کردن

پیشنهاد
١

این موضوع باعث کج فهمی بچه ها شد.

پیشنهاد
١

استرس روی سلامتت تاثیر منفی می ذاره.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من شنیدم که زنگ به صدا در آمد. ( من صدای زنگ را شنیدم )

پیشنهاد
١

این واقعا اثر منفی در من داره

پیشنهاد
١

چقدر باید بابت عوارض بزرگراه پرداخت کنم؟

پیشنهاد
١

آیا تلفات کشته شده ها و مجروهین را می دانی؟

پیشنهاد
١

امروزه مردم در بیشتر جاده ها عوارض را به صورت الکترونیکی پرداخت می کنند

پیشنهاد
١

این واقعا اثر منفی در من داره

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عوارض داشتن روی چیزی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مس صیقلی شده/قهوه ای مایل به قرمز

پیشنهاد
١

آنقدری پول اضافه ندارم که صرف چیزای غیرضروری مثل این کنم burn=هدر دادن و صرف کردن هم گاهی معنی میده

پیشنهاد
١

داری سعی میکنی منو بسوزونی؟ دست بندازی؟

پیشنهاد
١

از بچگی تو ذهنم حک شده بود burn=حک شدن در مغز - مشابه فرایند انتقال اطلاعات به CD