پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
وسط دعوا قفل کرد و دیگه حرف نزد. shut down ( رفتاری – انفعالی ) : قطع ارتباط، سکوت، یا کناره گیری ناگهانی در مواجهه با اختلاف یا احساسات شدید
وقتی ازش انتقاد می شه، خودشو می بنده. shut down ( روان شناختی – دفاعی ) : واکنش درونی به فشار یا تعارض که فرد به جای پاسخ دادن، خود را از تعامل کنار ...
ما ممکن است عادت کرده باشیم از نظر احساسی بسته باشیم. shut down=بسته بودن
حرفتو گوش نکردم ( خاموشت کردم )
احساس ناتونی و رخوت احساس بی رمقی
ببخشید که حرفتو گوش نکردم ( خاموشت کردم )
بقیه غذا ؛ باقی مانده غذا
بدون اتلاف وقت
بقیه
بقیه پول؛ باقی مانده پول
من به بقیه اجازه نمیدهم در زندگی م دخالت کنند .
افراد یا چیزهای دیگری که باقی مانده اند
پوست او مانند برف سفید بود.
کاملا خسته به نظر می آی. literally=واقعا، دقیقا، کاملا، به معنای واقعی کلمه
او واقعا دیوانه بود. او به معنای واقعی کلمه دیوانه بود literally=واقعا، دقیقا، کاملا، به معنای واقعی کلمه
او دقیقا۲۳ بار بهم تلفن کرد. literally=واقعا، دقیقا، کاملا، به معنای واقعی کلمه
او دقیقا۲۳ بار بهم تلفن کرد. literally=واقعا، دقیقا، کاملا، به معنای واقعی کلمه
من خیلی گشنمه رسماً ( به معنای واقعی کلمه ) دارم می میرم
من خیلی گشنمه رسماً ( به معنای واقعی کلمه ) دارم می میرم
من خیلی گشنمه رسماً ( به معنای واقعی کلمه ) دارم می میرم
ما عملا به بیرون از تختخواب/جای خواب افتاده بودیم/انداخته شدیم literally= عملاً/به معنای واقعی کلمه
او ( به معنای واقعی کلمه بدون اغراق و استعاره ) رقیبش رو به بیرون از رینگ پرتاب کرد ( با ضربه پا )
قشنگ گفتی که من یه دزدم literally در مکالمه فارسی میشه "به معنای واقعی کلمه یا قشششنگ"
قشنگ گفتی که من یه دزدم literally در مکالمه فارسی میشه "به معنای واقعی کلمه یا قشششنگ"
بعد از اون پیاده روی طولانی، می میرم برای یه چای. ( میل شدید – بریتانیایی ) : عبارت I could murder a cup of tea به معنای شدیداً هوس چای کردنیا خیلی ...
یک دسته کلاغ ( فقط کلاغ )
او دوست دارد تمام وقتش را صرف بازی در حیاط کند
پرینتر داره دیوانم میکنه. ( کار نمیکنه )
پرینتر داره دیوانم میکنه. ( کار نمیکنه )
راهکارش عجیب بود. راهکارش شگفت انگیز بود. راهکارش خارق العاده بود. راهکارش بی نظیر بود. متاسفانه مترجمان تازه کار و مخصوصاً مترجمان تازه کار فیلم ...
الان اوضاع خیلی خرابه بازار مواد مخدر کساده الان. crazy اگه بحث بازار و تجارت باشه، میتونه معنی کساد و خراب رو هم بده
خیلی باحاله بخصوص در آمریکا به فرض بخوان از چیزی تعریف کنن
وقتی مأمور تجسس قتل از کوهن پرسید که آیا پیچیز به هروئین معتاد بوده، پاسخ وی مثبت بود.
من به مأمور تجسس قتل ( پزشک قانونی ) اطلاع داده ام.
یادت باشه قبل از قورت دادن، غذات رو آروم بجوی.
وقتی نـقشی را تـمرین میکنم، آن را به بخش های کوچکی تقسیم می کنم. chew=تقسیم کردن معنای کلمات به خصوص فعل جملات را بر اساس کلمات قبل و بعد آنها و با ...
تو کلاس بلند آدامس نجو.
ما اجازه نداریم که در کلاس آدامس بجویم
بیم و امید
این قدر غصه نخور moper= غم زده / افسرده حال / بی حوصله و دل مرده / کسی که دائم غصه می خوره
معمولاً غم زده نیست، ولی امروز خیلی گرفته ست. moper=غم زده / افسرده حال / بی حوصله و دل مرده / کسی که دائم غصه می خوره
معمولاً غم زده نیست
( طنزآمیز ) اون همکار غم زده همیشه یه چیزی برای غر زدن پیدا می کنه! moper=غم زده / افسرده حال / بی حوصله و دل مرده / کسی که دائم غصه می خوره
تمام صبح را مشغول تی کشیدن خانه بودم.
او باید بعد از هر وعده غذایی، کف را تی بکشد.
لطفاً پاسخ صحیح را علامت بزنید.
سگ قلمرو خود را علامت گذاری کرد.
یک علامت روی پیراهنت هست.
معلم روی برگه دانش آموز یک علامت گذاشت.
تحول مهمی را در رشد شرکت رقم زد