پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥١٤
پیشنهاد
١

اون گروه رو از دل جنگل هدایت کرد. chief ( نادر – رهبری کردن ) : در متون قدیمی یا ادبی، گاهی به معنای هدایت یا فرماندهی کردن استفاده شده

پیشنهاد
١

دیروز چند تا آهنگ اسپانیایی خیلی قشنگ گوش دادم. معنی های دیگر neat در زبان محاوره ای: - زیبا - قشنگ - جذاب - فوق العاده/عالی - باحال/جالب - شی ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چه ایده باحالی! معنی های دیگر neat در زبان محاوره ای: - زیبا - قشنگ - جذاب - فوق العاده/عالی - باحال/جالب - شیک - خوب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چه ایده باحالی! معنی های دیگر neat در زبان محاوره ای: - زیبا - قشنگ - جذاب - فوق العاده/عالی - باحال/جالب - شیک - خوب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چه ایده باحالی! معنی های دیگر neat در زبان محاوره ای: - زیبا - قشنگ - جذاب - فوق العاده/عالی - باحال/جالب - شیک - خوب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چه ایده باحالی! معنی های دیگر neat در زبان محاوره ای: - زیبا - قشنگ - جذاب - فوق العاده/عالی - باحال/جالب - شیک - خوب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چه ماشین باحالی! معنی های دیگر neat در زبان محاوره ای: - زیبا - قشنگ - جذاب - فوق العاده/عالی - باحال/جالب - شیک - خوب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چه ماشین باحالی! معنی های دیگر neat در زبان محاوره ای: - زیبا - قشنگ - جذاب - فوق العاده/عالی - باحال/جالب - شیک - خوب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چه ماشین باحالی! معنی های دیگر neat در زبان محاوره ای: - زیبا - قشنگ - جذاب - فوق العاده/عالی - باحال/جالب - شیک - خوب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چه ماشین باحالی! معنی های دیگر neat در زبان محاوره ای: - زیبا - قشنگ - جذاب - فوق العاده/عالی - باحال/جالب - شیک - خوب

پیشنهاد
١

میزش همیشه خیلی مرتب و منظمه.

پیشنهاد
١

لطفاً سعی کن دستخطت رو مرتب نگه داری.

پیشنهاد
١

اون ماشینش رو خیلی تمیز نگه می داره.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اسکاچ بدون یخ neat در مورد مشروب، بدون یخ

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوست من باحاله neat = آدم باحال

پیشنهاد
٢

او تمیزترین شخصی است که تا به حال دیده ام چون میز کار او همیشه تمیز است

پیشنهاد
١

رئیس کاملاً به من اعتماد دارد و او هر قصه قدیمی را که از خودم در می آورم ، باور می کند.

پیشنهاد
١

شما نمی توانید قول بودجه مالی که دیروز داده اید را انکار کنید ( زیر سیبیلی رد کنید ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او غرورش را زیر پا میگذارد

پیشنهاد
١

تعجبی ندارد که این بهانه بیش از حد برای آنها قابل باور/پذیرفتن باشد

پیشنهاد
١

داستانش را به سختی باور کردم

پیشنهاد
١

آیا آنها فکر می کنند که ما اینقدر احمق هستیم که آن را باور کنیم؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آیا واقعاً موجودات فضایی وجود دارند؟

پیشنهاد
١

جو لیبرالی که در مدت دوره ریاست جمهوری اش وجود داشت.

پیشنهاد
١

حیواناتی {که} در گذشته دور زندگی می کردند ( وجود داشتند. )

پیشنهاد
١

وجود زندگی روی مریخ هنوز ثابت نشده است. وجود حیات در مریخ هنوز اثبات نشده است

پیشنهاد
١

هنوز در کشور فقر وجود دارد

پیشنهاد
١

او مجبور بود با یک درآمد کم به حیات خود ادامه بدهد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او یک زن توانا است.

پیشنهاد
١

من قادر به انجامش هستم.

پیشنهاد
١

حوادث عجیب و غریب می توانند توضیح منطقی داشته باشند

پیشنهاد
١

من کاملا قادر به مراقبت از خودم هستم

پیشنهاد
١

من قادر به انجامش هستم.

پیشنهاد
١

او مشتاق ( علاقمند ) و توانا ( مستعد ) هست

پیشنهاد
١

سرآشپز یک دسر جدید و خوشمزه برای منو پدید آورد/خلق کرد.

پیشنهاد
١

انسان ها توانایی ساختن ابزارهای پیچیده را دارند.

پیشنهاد
١

هنرمندان نقاشی های زیبا خلق می کنند.

پیشنهاد
١

او می خواهد یک اپلیکیشن جدید برای یادگیری زبان بسازد.

پیشنهاد
١

ما باید فرصت های بیشتری برای جوانان در این شهر ایجاد کنیم.

پیشنهاد
١

نرم افزار جدید به ما کمک کرد تا یک گردش کار کارآمدتر ایجاد کنیم.

پیشنهاد
١

اون دوست داره تو اوقات فراغتش نقاشی های زیبایی خلق کنه.

پیشنهاد
١

او با بلوک ها یخ و برف یک ایگلو ( کلبه اسکیمو ) درست کرد.

پیشنهاد
١

گروه سال آینده یک آلبوم جدید منتشر خواهد کرد/خلق خواهد کرد.

پیشنهاد
١

دولت برنامه دارد برای افراد جوان شغل های بیشتری ایجاد کند

پیشنهاد
١

در زیر چیزی پنهان شدن یا پوشیده شدن

پیشنهاد
١

او یک مایل را در ۴ دقیقه فیکس دوید. ( نشان دقت ) یکی از معانی این کلمهflat، تخت هست، مثل کفش تخت یا سطح تخت و صاف، یا معنی دیگش به معنی ثابت و فیکس ...

پیشنهاد
١

مهره شش گوش را یک دور بچرخانید. flat =دور ( بار )

پیشنهاد
١

لاستیک ماشینت پنچر شده.

پیشنهاد
١

این نوشابه گاز نداره.

پیشنهاد
١

شما می توانید یک وعده غذایی سالم را در ده دقیقه آماده کنید flat بعد از عبارتی که بیانگر یک دوره زمانی برای تأکید بر سرعت انجام کاری یا انجام شده است.