پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
او در آپارتمان بزرگی در نیویورک زندگی میکند
( باتری ) تمام شده ، خالی ، بدون برق/شارژ در امریکا از dead استفاده میشه.
گاهی یک اصطلاح آمیانه هم نیز هست من خیلی پنچرم {داغون بودن مفهوم است}
گاهی یک اصطلاح آمیانه هم نیز هست من پنچرم {داغون بودن مفهوم است}
گاهی یک اصطلاح آمیانه هم نیز هست من پنچرم {داغون بودن مفهوم است}
نگران نباش، فقط یه جوشه—برو پیش یه پوستی. flea ( فرهنگی – استعاری ) : در شوخی های بیمارستانی، نماد پزشکانی که **با مشکلات سطحی یا خارش دار سروکار د ...
پوستی ها هفته ی بعد کنفرانس درماتولوژی دارن. flea ( پزشکی – طنزآمیز ) : لقب غیررسمی برای **متخصص پوست**؛ اشاره ای شوخ طبعانه به ارتباط بین پوست و حش ...
بندباز بدون تور ایمنی روی طناب باریک راه رفت.
دولت روی طناب باریکی درباره ی اصلاحات جدید قرار داره.
داره روی طناب باریکی بین صداقت و دیپلماسی راه می ره.
این فعالیتها باید به اندازه کافی مشخص باشن کهاجازه بده شما واضحا مجسمشون کنین
جایزه بهترین فیلم سینمایی
نمونهٔ مشابهی در . . . درحال وقوع است
اصلاحاتی که هدفش بازتوانمندی اقتصاد کشور است
هدفش. . . . است ( بود )
هدفش. . . . است ( بود )
هدفم خوندن پزشکیه
ما هدفمان است که تمام کنیم تا جمعه
اظهارات او هدفش مردم چاق بودند
برنامه هایی که هدفش کاستن بیکاری است
مخاطب این کتاب نوجوانان هستند
من هدفم است که انگلیسی مطالعه کنم
کسی را مخاطب قرار دادن
هرکسی دخترم رو میبینه فکر میکنه موهاشو زنگ کرده
مواد شیمیایی برای ثابت کردن رنگ استفاده می شوند.
هر چند وقت یکبار موهاتو رنگ می کنی؟
به خاطر چیزی مردن
آن گیاه مرد [خشک شد].
واژه ها روی لب هایش خشک شدند.
سنت های قدیمی دارند از بین می روند.
داشتم ویدیو ضبط میکردم که باطریم تموم شد
کسی را شیر کردن یا شجاعت انجام کاری را به کسی دادن.
کسی را شیر کردن یا شجاعت انجام کاری را به کسی دادن.
جرات حقیقت بازی کردن
کسی را شیر کردن یا شجاعت انجام کاری را به کسی دادن.
کسی را شیر کردن یا شجاعت انجام کاری را به کسی دادن.
فکر می کنی می توانی تقلب کنی و قسر در بروی؟
چجور به خودت اجازه میدی که بدون اجازه از ماشین من استفاده کنی؟
چطور به خودش اجازه میده که. . . چطور جرأت می کنه که. . .
( گفتاری ) دیگه نبینم. . .
هی تو حرومزاده، دیگه نبینم سعی کنی و کارت رو توجیه کنی.
دیگه نبینم سعی کنی و کارت رو توجیه کنی.
( گفتاری ) دیگه نبینم. . .
او در حال گردگیری قفسه ها است.
او در حال جاروبرقی کشیدن است.
او در حال تی کشیدن زمین است.
او در حال جارو زدن است.
او در حال خشک کردن ظروف ( شسته شده ) است.
او در حال آویزان کردن لباس روی رخت است.
او در حال اتو کردن لباس است.