پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٠٩
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یعنی شما حس و حال چیزی یا کاری را دارید

پیشنهاد
١

حال/حوصله چیزی را داشتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حال/حوصله چیزی را داشتن

پیشنهاد
١

واقعا امشب توی مود بیرون رفتن نیستم ( حوصله ی بیرون رفتن رو ندارم )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تا ( به ) حدی که تا ( به ) جایی که

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاربرد های [استفاده] صنعتی

پیشنهاد
١

قایق برای من هیچ کاربردی ندارد.

پیشنهاد
١

او از من ( سوء ) استفاده کرد و سپس با من بهم زد.

پیشنهاد
١

او از من ( سوء ) استفاده کرد و سپس با من بهم زد.

پیشنهاد
١

می پذیرم که تقصیر من بود admit=بدون رضایت و از روی اجبار پذیرفتن چیزی/ قانع شدن

پیشنهاد
١

اعتراف می کنم که قدرت بدنی آن جنگجوی تنومند را دست کم گرفتم.

پیشنهاد
١

باید اعتراف کنم که کمی متعجب شدم

پیشنهاد
١

می پذیرم که تقصیر من بود، ولی تو هم بی تقصیر نبودی.

پیشنهاد
١

باید اعتراف کنم که حق با تو هستش admit=اذعان کردن و معترف شدن به چیزی

پیشنهاد
١

من مجبور بودم روز بعدش در امتحان شرکت کنم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

فقط بدون حرکت بنشین!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

گذراندن آزمون

پیشنهاد
١

من یه نسخه از خرابکاری ها و تباهی های زندگیمو نگه میدارم record=نسخه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یافته های باستانی ( باستان شناسی )

پیشنهاد
١

آنها اولین آلبوم خود را در سال ۱۹۹۰ منتشر کردند.

پیشنهاد
١

اولین آلبوم آنها فروش خوبی داشت و ترکوند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تو سابقه داری یا تو پیشینه داری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تو سابقه داری یا تو پیشینه داری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دماهای بی سابقه record=بی سابقه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

گرمای بی سابقه record= بی سابقه

پیشنهاد
١

بعضی وقت ها خوب است که هر ریالی را که خرج می کنید، ثبت کنید record: ثبت، یادداشت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تراکنش های بانکی صورت حساب بانکی

پیشنهاد
١

ما افراد سابقه دار را استخدام نمی کنیم record: سابقه ( جنایی و کیفری )

پیشنهاد
١

فارغ التحصیلان حسابداری سابقه خوبی در یافتن شغل مناسب دارند record: سابقه ( به صورت کلی )

پیشنهاد
١

ما باید دختران مورد تهدید قرار گرفته را نجات بدهیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

با . . . تهدید شدن مورد تهدیدِ . . . قرار گرفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک حالت رویایی و خیالی

پیشنهاد
١

او مانند یک کودک خیالپرداز و خیالباف بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک بیادآوری مبهم و گنگ / یک بیاد آوری شیرین و خوشایند

پیشنهاد
١

شاهزاده واقعا محشر و معرکه بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خواب دیدن درباره چیزی. . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آرزو و یا رویای چیزی را داشتن. . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آرزو و یا رویای چیزی را داشتن. . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

همش الکی بود همه اش یک خواب بود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خواب دیدن درباره چیزی. . .

پیشنهاد
١

هر شب خواب تو را می بینم Dream about = خواب دیدن

پیشنهاد
١

من رویای خرید یک خانه جدید را دارم Dream of =رویا در سر داشتن. رویاپردازی کردن

پیشنهاد
١

مگر اینکه تو خواب ببینی

پیشنهاد
١

پلیس یک ویدیوی دزدیده شده را پیدا کرد recover=پیدا کردن/ یافتن یا دوباره صاحب چیزی شدن ( چیزی که دزدیده یا گم شده بود )

پیشنهاد
١

من جریمه پارکینگ گرفتم و می خواهم اعتراض کنم fight= ( از طریق قانونی یا با استدلال ) مورد اعتراض قرار دادن

پیشنهاد
١

با چه استدلالی محققان تصور می کنند . . . fight= استدلال

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مهار آتش

پیشنهاد
١

حتی ژن های شما می گویند که باید هدایت شوید ( فرمانبرداری تو خونته )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سوق داده شدن هدایت شدن القا شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

commercial - led تجارت محور