پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
سرویس بوسیله خرابی های مدام قطع می شد.
چوب لای چرخ کسی یا چیزی گذاشتن
چوب لای چرخ کسی یا چیزی گذاشتن
یک زن با شخصیتی بزرگ
من درخواست حضور یک داور را کردم.
وجود یک قطار {بصورت} الکتریکی نشان داده شده بود.
هیچ مدرکی/نشانی حاکی از وجود مشکلات یادگیری وجود نداره
روی زمین یک سوزن است لطفا آن را بردار
روی زمین یک سوزن است
روی زمین یک سوزن است
زمان محدودی که یک کانال رادیویی به پخش موسیقی از روی صفحه اختصاص داده است
توی ریاضی باهوشه، ولی در مسائل احساسی یه کم دیرگیره. dense=کند ذهن / نفهم / دیرگیر / بی خبر / ( در لحن ملایم تر ) ساده دل
این قدر کند ذهن نباش dense=کند ذهن / نفهم / دیرگیر / بی خبر / ( در لحن ملایم تر ) ساده دل
واضحه که ازت خوشش میاد!
اخبار مهیجی دارم
هنوز هم شغل برای من هیجان انگیز است.
برات چند تا خبر خیلی هیجان انگیز دارم
بچه قلدرها معمولا دانش آموزهای جدید رو اذیت می کنند
بیایید روی نمای کلی ( اصل قضیه ) متمرکز شویم.
باید برای شام امشب یه رستوران رو انتخاب کنم.
روی جزئیات کوچک پافشاری نکنید، بیایید روی نمای کلی ( اصل قضیه ) متمرکز شویم.
روی جزئیات کوچک پافشاری نکنید
روی جزئیات کوچک پافشاری نکنید، بیایید روی نمای کلی ( اصل قضیه ) متمرکز شویم.
می تونی ماشین قرمز رو در پارکینگ تشخیص بدی؟ ( شناسایی کنی؟ )
من باید لباس جدیدی برای مهمانی امشب انتخاب کنم.
معلم به قسمت هایی که دانش آموزان باید در آن ها تقویت شوند اشاره کرد ( تأکید کرد )
رئیس دوست داره هر جزئیات ریزی رو در گزارشاتی که ارسال می کنیم شدیدا بررسی کنه ( بررسی می کنه و جاهایی که نقص دارن، حتی یه ذره، رو گوشزد کنه )
دانشجویان مهندسی موتور قدیمی را از هم باز کردند تا یاد بگیرند که تمام قطعات چگونه روی هم سوار می شوند.
بچه ها واقعا از حرف های محاوره ای جدیدی که خواهر برادرای بزرگترشون استفاده می کردند، تقلید کردند.
او بلافاصله از تنش موجود در اتاق، در حین جلسه آگاه شد.
بعضی از اعضای fireflies که با اون هم خدمتی بودند در آن ساختمتان دستگیر شدند.
ثبت نام کنندگان قادر بودند که از میان متقاضی های فراوان بهترین ها را برگزینند.
مادر از جمع و جور کردن ریخت و پاش های بچه ها خسته شده بود
او حق انتخاب بین بهترین دانشگاه ها رو داره.
متاسفم. از باقی اسب های خوب می تونی انتخاب کنی.
از باقی اسب های خوب می تونی انتخاب کنی.
می تونی از هر هدیه ی روی میز انتخاب کنی/ حق انتخاب هر هدیه ای که روی میز هست رو داری.
قبل از شروع نمایش، بهترین صندلی ها رو انتخاب کن.
زود بیا تا بتونی دسر مورد علاقه ات رو انتخاب کنی.
از قفسه هر کدومو می خوای بردار.
وظیفه شما . . . . job به معنای وظیفه هم میشود بکار برد
او در خوردن هله هوله زیاده روی کرد binge=زیاده روی کردن ( بیشتر در مورد خوردنی ها ) - افراط کردن ( با حرف اضافه on )
دچار زیاده روی شدن در یک فعالیت
او در بستنی زیاده روی کرد binge= زیاده روی کردن ( بیشتر در مورد خوردنی ها ) - افراط کردن ( با حرف اضافه on )
شکار خودرو یا جستجوی جدی برای خودرو hunting=جستجویی جدی و با انگیزه برای چیزی مثل ماشین خانه کار
راهکار های مطمئن ، مجرب
سعی کردم مطالعه ای هم در اوقات فراغت خود داشته باشم
تلاش کردم
کل شب داشت پشت سر هم ماری می کشید. chief ( اسلنگ – مواد مخدر یا سیگار ) : در فرهنگ خیابونی یا هیپ هاپ، *to chief* یعنی کشیدن ماری جوانا یا سیگار، مخ ...
نخواه رئیس بازی دربیاری سر من! chief ( محاوره ای – طنز یا استعاری ) : گاهی به صورت طنز برای اشاره به رفتار رئیس مآبانه یا کنترل گرانه