پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٠٩
پیشنهاد
١

سرویس بوسیله خرابی های مدام قطع می شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چوب لای چرخ کسی یا چیزی گذاشتن

پیشنهاد
١

چوب لای چرخ کسی یا چیزی گذاشتن

پیشنهاد
١

یک زن با شخصیتی بزرگ

پیشنهاد
١

من درخواست حضور یک داور را کردم.

پیشنهاد
١

وجود یک قطار {بصورت} الکتریکی نشان داده شده بود.

پیشنهاد
١

هیچ مدرکی/نشانی حاکی از وجود مشکلات یادگیری وجود نداره

پیشنهاد
١

روی زمین یک سوزن است لطفا آن را بردار

پیشنهاد
١

روی زمین یک سوزن است

پیشنهاد
١

روی زمین یک سوزن است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زمان محدودی که یک کانال رادیویی به پخش موسیقی از روی صفحه اختصاص داده است

پیشنهاد
١

توی ریاضی باهوشه، ولی در مسائل احساسی یه کم دیرگیره. dense=کند ذهن / نفهم / دیرگیر / بی خبر / ( در لحن ملایم تر ) ساده دل

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

این قدر کند ذهن نباش dense=کند ذهن / نفهم / دیرگیر / بی خبر / ( در لحن ملایم تر ) ساده دل

پیشنهاد
١

واضحه که ازت خوشش میاد!

پیشنهاد
١

اخبار مهیجی دارم

پیشنهاد
١

هنوز هم شغل برای من هیجان انگیز است.

پیشنهاد
١

برات چند تا خبر خیلی هیجان انگیز دارم

پیشنهاد
١

بچه قلدرها معمولا دانش آموزهای جدید رو اذیت می کنند

پیشنهاد
١

بیایید روی نمای کلی ( اصل قضیه ) متمرکز شویم.

پیشنهاد
١

باید برای شام امشب یه رستوران رو انتخاب کنم.

پیشنهاد
١

روی جزئیات کوچک پافشاری نکنید، بیایید روی نمای کلی ( اصل قضیه ) متمرکز شویم.

پیشنهاد
١

روی جزئیات کوچک پافشاری نکنید

پیشنهاد
١

روی جزئیات کوچک پافشاری نکنید، بیایید روی نمای کلی ( اصل قضیه ) متمرکز شویم.

پیشنهاد
١

می تونی ماشین قرمز رو در پارکینگ تشخیص بدی؟ ( شناسایی کنی؟ )

پیشنهاد
١

من باید لباس جدیدی برای مهمانی امشب انتخاب کنم.

پیشنهاد
١

معلم به قسمت هایی که دانش آموزان باید در آن ها تقویت شوند اشاره کرد ( تأکید کرد )

پیشنهاد
١

رئیس دوست داره هر جزئیات ریزی رو در گزارشاتی که ارسال می کنیم شدیدا بررسی کنه ( بررسی می کنه و جاهایی که نقص دارن، حتی یه ذره، رو گوشزد کنه )

پیشنهاد
١

دانشجویان مهندسی موتور قدیمی را از هم باز کردند تا یاد بگیرند که تمام قطعات چگونه روی هم سوار می شوند.

پیشنهاد
١

بچه ها واقعا از حرف های محاوره ای جدیدی که خواهر برادرای بزرگترشون استفاده می کردند، تقلید کردند.

پیشنهاد
١

او بلافاصله از تنش موجود در اتاق، در حین جلسه آگاه شد.

پیشنهاد
١

بعضی از اعضای fireflies که با اون هم خدمتی بودند در آن ساختمتان دستگیر شدند.

پیشنهاد
١

ثبت نام کنندگان قادر بودند که از میان متقاضی های فراوان بهترین ها را برگزینند.

پیشنهاد
١

مادر از جمع و جور کردن ریخت و پاش های بچه ها خسته شده بود

پیشنهاد
١

او حق انتخاب بین بهترین دانشگاه ها رو داره.

پیشنهاد
١

متاسفم. از باقی اسب های خوب می تونی انتخاب کنی.

پیشنهاد
١

از باقی اسب های خوب می تونی انتخاب کنی.

پیشنهاد
١

می تونی از هر هدیه ی روی میز انتخاب کنی/ حق انتخاب هر هدیه ای که روی میز هست رو داری.

پیشنهاد
١

قبل از شروع نمایش، بهترین صندلی ها رو انتخاب کن.

پیشنهاد
١

زود بیا تا بتونی دسر مورد علاقه ات رو انتخاب کنی.

پیشنهاد
١

از قفسه هر کدومو می خوای بردار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

وظیفه شما . . . . job به معنای وظیفه هم میشود بکار برد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او در خوردن هله هوله زیاده روی کرد binge=زیاده روی کردن ( بیشتر در مورد خوردنی ها ) - افراط کردن ( با حرف اضافه on )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دچار زیاده روی شدن در یک فعالیت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او در بستنی زیاده روی کرد binge= زیاده روی کردن ( بیشتر در مورد خوردنی ها ) - افراط کردن ( با حرف اضافه on )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شکار خودرو یا جستجوی جدی برای خودرو hunting=جستجویی جدی و با انگیزه برای چیزی مثل ماشین خانه کار

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

راهکار های مطمئن ، مجرب

پیشنهاد
١

سعی کردم مطالعه ای هم در اوقات فراغت خود داشته باشم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تلاش کردم

پیشنهاد
١

کل شب داشت پشت سر هم ماری می کشید. chief ( اسلنگ – مواد مخدر یا سیگار ) : در فرهنگ خیابونی یا هیپ هاپ، *to chief* یعنی کشیدن ماری جوانا یا سیگار، مخ ...

پیشنهاد
١

نخواه رئیس بازی دربیاری سر من! chief ( محاوره ای – طنز یا استعاری ) : گاهی به صورت طنز برای اشاره به رفتار رئیس مآبانه یا کنترل گرانه