پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
من ردی از قلب های شکسته از خود به جا گذاشته ام wake=دنباله به جا مانده از چیزی
تو به نظر می رسی مانند اینکه در مراسم تشییع جنازهٔ خودت هستی wake : یک معنی : ( محلی - در مراسم سوگواری یا در کنار جسد متوفی ) شب زنده داری کردن
آب شیارِ کَشتی رشته موج عقب کِشتی پَس موج حرکتی کِشتی دنباله کشتی یا رد پا که در روی آب توسط کشتی بوجود می آید
من با سردرد ( از خواب ) بیدار شدم.
Brush - heavy پوشش گیاهی زیاد
من خونه خودم را میخواهم ، حتی اگر یک آلونک باشد
شومینه ی جلزو ولز کنان.
چه حسی داری الان ؟ احساست چیه الان ؟
منو قال نذار. یکهو غیبت می زنه.
منو قال نذار.
قطعِ کامل و ناگهانیِ یک ارتباط ( معمولا عاطفی ) با یک شخص، بدون هیچگونه توضیح و توجیه و هشدار و دلیل و. . . .
قطعِ کامل و ناگهانیِ یک ارتباط ( معمولا عاطفی ) با یک شخص، بدون هیچگونه توضیح و توجیه و هشدار و دلیل و. . . .
لطفا از قول من به پدرت سلام برسون
نمیتوانم به یاد بیاورم.
من نمیتوانم اسم او را به خاطر بیاورم.
البته باید به خاطر داشت، باید خاطرنشان ساخت/کرد
این جوری وقت خودت را هدر نده!
مزخرف نگو ( همون تمومش کن )
عامیانه: حیف نون
چرت و پرتی که اون گفت را باور کردی؟ crap در نقش اسم: چرت و پرت، مزخرف، هذیان
حالت خیلی بده!! ( از این کلمه crap در مکالمه هاتون استفاده نکنید چون معنی دیگر اون یعنی کثافت ، لجن )
فکر نکنم این استدلال/دلیل خیلی قانع کننده بوده باشه.
توی ( برای اخراج نکردن دختره ) بی اساس ترین و نامعتبر ترین استدلال دنیا رو پیدا کردی.
بحث داشتن راجع به اینکه کجا برن
یک تصمیم فوری
دونده های فرز و تندرو
اقدام فوری یا عاجل
غزال یکی از فرزترین حیوانات است.
پلیس بی درنگ علیه آشوبگران اقدام کرد.
یک جریان تند او را به پایین دست رودخانه می برد.
آنها به سرعت اتهامات را رد کردند
از پاسخ سریع شما متشکرم.
دوست داشت سرش را از در دفترِ جان بیاورد داخل تا از او کاغذ بخواهد. poke یعنی سر را وارد کردن.
تاثیر بر احساسات / منقلب شدن
کار کردن تو کتابخونه باعث شده که اطلاعات همیشه تو ذهنم باشه
مسافرین حین سوارشدن به اتوبوس، کارت خود رو بر روی ریدر تپ می کنند.
وی مشکوک به شنود گوشی اش شد.
بر شانه کسی زدن
یه نفر بر شانه ام زد.
یه نفر بر شانه ام زد.
بر شانه کسی زدن
شیر آب را باز کنید
شیر آب را ببندید
آب شرب از شیر آب ( عامیانه ) یا آّ بطری
پیشنهاد بد فرجام
تیم بازنده
از رفتن به کلاس صرف نظر کردم و به پارک رفتم.
چون می خواهم لاغر شوم امروز از خوردن ناهار صرف نظر می کنم.
( خودمانی ) 1 - بس است !، ول کن، دست بردار 2 - مهم نیست !، ذکر نکن !، حرفش را نزن !، قابل ندارد!
نباید از کلاس صرف نظر کنی ، غیبت غیر موجه نمره ات رو پایین میاره.