پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥١٤
پیشنهاد
١

من ردی از قلب های شکسته از خود به جا گذاشته ام wake=دنباله به جا مانده از چیزی

پیشنهاد
١

تو به نظر می رسی مانند اینکه در مراسم تشییع جنازهٔ خودت هستی wake : یک معنی : ( محلی - در مراسم سوگواری یا در کنار جسد متوفی ) شب زنده داری کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آب شیارِ کَشتی رشته موج عقب کِشتی پَس موج حرکتی کِشتی دنباله کشتی یا رد پا که در روی آب توسط کشتی بوجود می آید

پیشنهاد
١

من با سردرد ( از خواب ) بیدار شدم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

Brush - heavy پوشش گیاهی زیاد

پیشنهاد
١

من خونه خودم را میخواهم ، حتی اگر یک آلونک باشد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شومینه ی جلزو ولز کنان.

پیشنهاد
١

چه حسی داری الان ؟ احساست چیه الان ؟

پیشنهاد
١

منو قال نذار. یکهو غیبت می زنه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

منو قال نذار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قطعِ کامل و ناگهانیِ یک ارتباط ( معمولا عاطفی ) با یک شخص، بدون هیچگونه توضیح و توجیه و هشدار و دلیل و. . . .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قطعِ کامل و ناگهانیِ یک ارتباط ( معمولا عاطفی ) با یک شخص، بدون هیچگونه توضیح و توجیه و هشدار و دلیل و. . . .

پیشنهاد
١

لطفا از قول من به پدرت سلام برسون

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نمیتوانم به یاد بیاورم.

پیشنهاد
١

من نمیتوانم اسم او را به خاطر بیاورم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

البته باید به خاطر داشت، باید خاطرنشان ساخت/کرد

پیشنهاد
١

این جوری وقت خودت را هدر نده!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مزخرف نگو ( همون تمومش کن )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عامیانه: حیف نون

پیشنهاد
١

چرت و پرتی که اون گفت را باور کردی؟ crap در نقش اسم: چرت و پرت، مزخرف، هذیان

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حالت خیلی بده!! ( از این کلمه crap در مکالمه هاتون استفاده نکنید چون معنی دیگر اون یعنی کثافت ، لجن )

پیشنهاد
١

فکر نکنم این استدلال/دلیل خیلی قانع کننده بوده باشه.

پیشنهاد
١

توی ( برای اخراج نکردن دختره ) بی اساس ترین و نامعتبر ترین استدلال دنیا رو پیدا کردی.

پیشنهاد
١

بحث داشتن راجع به اینکه کجا برن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک تصمیم فوری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دونده های فرز و تندرو

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اقدام فوری یا عاجل

پیشنهاد
١

غزال یکی از فرزترین حیوانات است.

پیشنهاد
١

پلیس بی درنگ علیه آشوبگران اقدام کرد.

پیشنهاد
١

یک جریان تند او را به پایین دست رودخانه می برد.

پیشنهاد
١

آنها به سرعت اتهامات را رد کردند

پیشنهاد
١

از پاسخ سریع شما متشکرم.

پیشنهاد
١

دوست داشت سرش را از در دفترِ جان بیاورد داخل تا از او کاغذ بخواهد. poke یعنی سر را وارد کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تاثیر بر احساسات / منقلب شدن

پیشنهاد
٢

کار کردن تو کتابخونه باعث شده که اطلاعات همیشه تو ذهنم باشه

پیشنهاد
١

مسافرین حین سوارشدن به اتوبوس، کارت خود رو بر روی ریدر تپ می کنند.

پیشنهاد
١

وی مشکوک به شنود گوشی اش شد.

پیشنهاد
١

بر شانه کسی زدن

پیشنهاد
١

یه نفر بر شانه ام زد.

پیشنهاد
١

یه نفر بر شانه ام زد.

پیشنهاد
١

بر شانه کسی زدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیر آب را باز کنید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیر آب را ببندید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آب شرب از شیر آب ( عامیانه ) یا آّ بطری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیشنهاد بد فرجام

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تیم بازنده

پیشنهاد
١

از رفتن به کلاس صرف نظر کردم و به پارک رفتم.

پیشنهاد
١

چون می خواهم لاغر شوم امروز از خوردن ناهار صرف نظر می کنم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( خودمانی ) 1 - بس است !، ول کن، دست بردار 2 - مهم نیست !، ذکر نکن !، حرفش را نزن !، قابل ندارد!

پیشنهاد
١

نباید از کلاس صرف نظر کنی ، غیبت غیر موجه نمره ات رو پایین میاره.