پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥١٨
پیشنهاد
١

او متخصص و عاشق موسیقی کلاسیک است.

پیشنهاد
١

فقط یک کارشناس واقعی می تواند طعم های ظریف این غذا را درک کند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوره هدفون، هدفون باز connoisseur=خوره چیزی بودن

پیشنهاد
١

او کارشناس خبره شراب های مرغوب است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پنیر شناس ( کسی که متخصص تشخیص انواع پنیر است ) connoisseur=. . . شناس

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

"ساقه موز" یا "مغز ساقه موز" شبیه بافت مغز کاهو، قابل خوردن و قابل استفاده در منسوجات

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

متوجه حضور چیزی شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

متوجه حضور کسی شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

متوجه حضور چیزی شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

متوجه حضور کسی شدن

پیشنهاد
١

اون زیادی زر میزنه کله مورچه خورده

پیشنهاد
١

اون زیادی زر میزنه، کله مورچه خورده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زبان خود را نشان دادن، ( برای تحقیر ) زبان خود را درآوردن، دهن کجی کردن

پیشنهاد
١

زبان تیزی داره که ممکنه تو دردسر بندازتش

پیشنهاد
١

زبان تیزی داره که ممکنه تو دردسر بندازتش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زبان خود را نشان دادن، ( برای تحقیر ) زبان خود را درآوردن، دهن کجی کردن

پیشنهاد
١

داشت پیست سیاه رو می درید—با سرعت و مهارت بالا. rip ( غیررسمی – هیجانی ) : برای توصیف کسی که با اعتمادبه نفس و قدرت از سراشیبی ها پایین می ره

پیشنهاد
١

مثل حرفه ای ها اسکی می کنه—واقعاً می دره! rip ( ورزشی – تحسینی ) : اسکی کردن با سرعت زیاد، کنترل بالا، و سبک تهاجمی یا حرفه ای

پیشنهاد
١

اگه بتونی خوب اسکی کنی، تو کوه احترام می گیری. rip ( فرهنگی – نماد مهارت ) : در جامعه ی اسکی بازها، “to rip” نشونه ی احترام و مهارت بالاست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

این اصطلاح وقتی به کار برده میشه که کسی مورد انتقاد شدید قرار بگیره و حسابی سرزنش بشه

پیشنهاد
١

رئیس به خاطر تأخیرش حسابی سرزنشش کرد. Rip a new one این اصطلاح وقتی به کار برده میشه که کسی مورد انتقاد شدیدقرار بگیره وحسابی سرزنش بشه

پیشنهاد
١

پدر به خاطرش حسابی توبیخشون می کنه Rip a new one این اصطلاح وقتی به کار برده میشه که کسی مورد انتقاد شدیدقرار بگیره وحسابی سرزنش بشه

پیشنهاد
١

او پوسترها را پاره کرد ( کَند )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک پارگی در آستینم.

پیشنهاد
١

او یادداشت لئو را ( به ذرات ریز ) پاره کرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاره کردن چیزی

پیشنهاد
١

یک پارگی بزرگ در آستین وجود دارد rip=پاره شدن/شکافتن آستین لباس

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نفس گرفتن بعد دوییدن و کار های فیزیکی سنگی

پیشنهاد
١

خشکی دهان باعث ایجاد بوی بد میشه.

پیشنهاد
١

نفس کسی را بردن

پیشنهاد
١

الکی خودت و خسته نکن ( گل لگد کردن )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نفس کسی را بردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

صدای بیب بیب شنیدم.

پیشنهاد
١

صدای بیب بیب از کامپیوتر بلند شد.

پیشنهاد
١

پدرت پشت خطه ( مثلا داری با یکی تلفنی صحبت میکنی و یکی میاد پشت خطت و صدای بوق بوق میشنوی )

پیشنهاد
١

سگ با نشان دادن دندان هایش به غریبه غَرّید. snarl=صدا درآوردن ( جانوران ) / غرّش کردن

پیشنهاد
١

او با خشم به خبرنگار گفت ( یا غُرّید ) . snarl=با عصبانیت حرف زدن ( انسان ) / با خشم و غرولند گفتن

پیشنهاد
١

اختلاف حقوقی، فرآیند صلح را برای ماه ها پیچیده کرده است ( یا در بن بست قرار داده است ) . snarl=پیچیده کردن ( یک موقعیت یا موضوع )

پیشنهاد
١

سیم ها پشت میز گره خوردند ( یا درهم تنیدند ) . snarl=گره خوردن / درهم تنیدن ( برای اشیاء )

پیشنهاد
١

پلنگ غَرّهِ خشمگینی سر داد. snarl=غرّش ( صدای جانور )

پیشنهاد
١

او سعی کرد موهایش را شانه بزند، اما یک کلافِ گره بود. snarl=گره / کلاف سردرگم

پیشنهاد
١

پاسخش فقط یک غرولند ( یا جمله ی خشمگین ) بود. snarl=حرف خشمگین / غرولند

پیشنهاد
١

ازدحام ( یا بن بست ) ترافیک یک ساعت به مسیرمان اضافه کرد. snarl=وضعیت پیچیده یا بن بست

پیشنهاد
١

او فریاد بلندی برای کمک کشید. cry=فریاد

پیشنهاد
١

مظنون تحت فشار مجبور به اعتراف شد. cry= اعتراف: ( فاش کردن چیزی، به صورت استعاری در ادبیات یا شعر )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من بیزارم من به بدی از آن شهادت می دهم من به بدی از آن می گویم.

پیشنهاد
١

او از عرض خیابان رد شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اون طرف میز است.

پیشنهاد
١

آنها آن طرف رودخانه زندگی می کنند.

پیشنهاد
١

مغازه درست روبروی پارک است.