پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٢١
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

( از خستگی نفس نفس زدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای هوا نفس نفس زدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای هوا نفس نفس زدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای هوا نفس نفس زدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شلوار را تا کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شلوار پوشیدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اشتیاق شدید داشتن – ادبی/شاعرانه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او از تعجب نفسش بند آمد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به خاطر چیزی نفس نفس زدن ( یعنی اون چیز رو زیاد میخواد )

پیشنهاد
١

عصبانیت اش به چنان حدی رسید که جیغ کشید. عصبانیت اش به چنان حدی رسید که فریاد زد و نعره کشید.

پیشنهاد
١

من عاشق فیلمای آمریکاییم اما از بقیه فیلمسازا بدگویی نمیکنم knock= بدگویی کردن از دیگران

پیشنهاد
١

در آب و هوای خشک، آبیاری زمین محصولات خیلی مهم است

پیشنهاد
١

آبیاری به معنای رساندن آب به زمین است تا محصولات بتوانند رشد کنند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نهادهای فرعی ( که در سازمان ملل برای تشکیلات سیاسی استفاده می شود. )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

توده سنگ

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نهادی مجزا body ( حقوق ) نهاد

پیشنهاد
١

مشروبی با غلظت زیاد

پیشنهاد
١

استفاده ی منظم از نرم کننده ممکن است موهایتان را پرپشت کند. واژه body وقتی در رابطه با مو به کار رود به ضخامت و حجم زیاد مو که از مشخصه های موی سالم ...

پیشنهاد
١

حجم قابل توجهی ( از ادبیات را در این زمینه به خود اختصاص داده است )

پیشنهاد
١

اقیانوس ها و دریاچه ها پهنه های آبی هستند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حقوق، مجموعه ای از قواعد است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مشکل اش چیه؟ دچار چه مشکلی شده؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مشکل اش چیه؟ دچار چه مشکلی شده؟

پیشنهاد
١

جای تاسف هست که ما به مشکل بر خوردیم

پیشنهاد
١

او از همان ابتدا می دانست که آنها به هم می رسند

پیشنهاد
١

تو تمام این مدت داشتی ییکی رو می دیدی ( با یکی رابطه داشتی و با هم بیرون می رفتید و . . . )

پیشنهاد
١

دستگاه تمام مدت به برق وصل نبود

پیشنهاد
١

او از همان ابتدا از مهمانی غافلگیرکننده خبر داشت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نسبت به چیزی بی توجه شدن deaf ( مجازاً ) بی توجه، بی اعتنا، بی تفاوت

پیشنهاد
١

مردم ناشنوا از زبان اشاره برای ارتباط برقرار کردن استفاده می کنند

پیشنهاد
١

بازخورد دریافتی از سنسورها اطمینان میده که موتور اتومبیل به خوبی داره کار میکنه

پیشنهاد
١

فشار مالی باعث جر و بحث های مداوم در یک رابطه می شود

پیشنهاد
١

چیز وحشتناکی که اتفاق می افتد و سبب ایجاد خسارت یا مرگ می شود

پیشنهاد
١

علت مرگش عوارض جانبی اون عمل بود

پیشنهاد
١

چون تو دوسم نداشتی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

هنوزم خیلی پرتی! cold ( مخصوصاً در بازی های کودکانه ) اگر به فردی گفته شود بدان معناست که نزدیک پاسخ صحیح یا یافتن فرد یا چیز پنهان هم نشده است.

پیشنهاد
١

ردشون بعد از ۱۰۰ مایل از بین رفت، ولی دارن به سمت شمال میرن. cold در بعضی جملات میتونه معنی "ضعیف شدن" و" از بین رفتن" رو بده.

پیشنهاد
١

غذای گرم و سرد در کافه تریا موجود است.

پیشنهاد
١

من سردم است. بخاری را بیشتر کن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آبی رنگ سردی است.

پیشنهاد
١

رفتار او سرد و بیگانه بود.

پیشنهاد
١

نگاه سردی به کسی کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرما خوردن

پیشنهاد
١

نگاه سردی به کسی کردن

پیشنهاد
١

پیراهن من آستین های بلند دارد.

پیشنهاد
١

او آستین هایش را بالا زد.

پیشنهاد
١

ژاکت آستین های کوتاه دارد.

پیشنهاد
١

من روی آستینم لکه دارم

پیشنهاد
١

حقه در آستین داشتن

پیشنهاد
١

لطفاً مقداری آب برای چای بجوشان.