پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
( از خستگی نفس نفس زدن
برای هوا نفس نفس زدن
برای هوا نفس نفس زدن
برای هوا نفس نفس زدن
شلوار را تا کردن
شلوار پوشیدن
اشتیاق شدید داشتن – ادبی/شاعرانه
او از تعجب نفسش بند آمد.
به خاطر چیزی نفس نفس زدن ( یعنی اون چیز رو زیاد میخواد )
عصبانیت اش به چنان حدی رسید که جیغ کشید. عصبانیت اش به چنان حدی رسید که فریاد زد و نعره کشید.
من عاشق فیلمای آمریکاییم اما از بقیه فیلمسازا بدگویی نمیکنم knock= بدگویی کردن از دیگران
در آب و هوای خشک، آبیاری زمین محصولات خیلی مهم است
آبیاری به معنای رساندن آب به زمین است تا محصولات بتوانند رشد کنند
نهادهای فرعی ( که در سازمان ملل برای تشکیلات سیاسی استفاده می شود. )
توده سنگ
نهادی مجزا body ( حقوق ) نهاد
مشروبی با غلظت زیاد
استفاده ی منظم از نرم کننده ممکن است موهایتان را پرپشت کند. واژه body وقتی در رابطه با مو به کار رود به ضخامت و حجم زیاد مو که از مشخصه های موی سالم ...
حجم قابل توجهی ( از ادبیات را در این زمینه به خود اختصاص داده است )
اقیانوس ها و دریاچه ها پهنه های آبی هستند.
حقوق، مجموعه ای از قواعد است
مشکل اش چیه؟ دچار چه مشکلی شده؟
مشکل اش چیه؟ دچار چه مشکلی شده؟
جای تاسف هست که ما به مشکل بر خوردیم
او از همان ابتدا می دانست که آنها به هم می رسند
تو تمام این مدت داشتی ییکی رو می دیدی ( با یکی رابطه داشتی و با هم بیرون می رفتید و . . . )
دستگاه تمام مدت به برق وصل نبود
او از همان ابتدا از مهمانی غافلگیرکننده خبر داشت
نسبت به چیزی بی توجه شدن deaf ( مجازاً ) بی توجه، بی اعتنا، بی تفاوت
مردم ناشنوا از زبان اشاره برای ارتباط برقرار کردن استفاده می کنند
بازخورد دریافتی از سنسورها اطمینان میده که موتور اتومبیل به خوبی داره کار میکنه
فشار مالی باعث جر و بحث های مداوم در یک رابطه می شود
چیز وحشتناکی که اتفاق می افتد و سبب ایجاد خسارت یا مرگ می شود
علت مرگش عوارض جانبی اون عمل بود
چون تو دوسم نداشتی
هنوزم خیلی پرتی! cold ( مخصوصاً در بازی های کودکانه ) اگر به فردی گفته شود بدان معناست که نزدیک پاسخ صحیح یا یافتن فرد یا چیز پنهان هم نشده است.
ردشون بعد از ۱۰۰ مایل از بین رفت، ولی دارن به سمت شمال میرن. cold در بعضی جملات میتونه معنی "ضعیف شدن" و" از بین رفتن" رو بده.
غذای گرم و سرد در کافه تریا موجود است.
من سردم است. بخاری را بیشتر کن.
آبی رنگ سردی است.
رفتار او سرد و بیگانه بود.
نگاه سردی به کسی کردن
سرما خوردن
نگاه سردی به کسی کردن
پیراهن من آستین های بلند دارد.
او آستین هایش را بالا زد.
ژاکت آستین های کوتاه دارد.
من روی آستینم لکه دارم
حقه در آستین داشتن
لطفاً مقداری آب برای چای بجوشان.