پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٢١
پیشنهاد
١

کارگران در خط مونتاژ باید سریع باشند.

پیشنهاد
١

مجلس قانونگذاری یک قانون جدید تصویب کرد.

پیشنهاد
١

خودروها روی خط مونتاژ ساخته می شوند.

پیشنهاد
١

دانشمندان داده ها را از منابع مختلف جمع آوری کردند.

پیشنهاد
١

امروز در مدرسه یک جلسه برگزار شد.

پیشنهاد
١

دانش آموزان در سالن جمع شدند.

پیشنهاد
١

او مبلمان را خودش سرهم کرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

فراخوان

پیشنهاد
١

اون مهمونی واقعاً ترکوند! ( یعنی خیلی خوش گذشت و بامزه بود )

پیشنهاد
١

جمعیت با فریاد اعتراض کرد. ( نوعی واکنش جمعی با صدای بلند و تمسخرآمیز )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

فکر کنم خیلی باحال باشه To be a hoot = To be very funny ( منبع: دیکشنری کمبریج )

پیشنهاد
١

یک شخص یا چیز سرگرم کننده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

باحال، سرگرم کننده، لذت بخش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

باحال، سرگرم کننده، لذت بخش

پیشنهاد
١

در آمریکا، مردم بیشتر رعایت می کنند ( یک موضوع خاص مدنظر است ) direct= رعایت کردن، مراعات کردن، در نظر گرفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاربردی / عملی

پیشنهاد
١

آب و هوا تاثیر مستقیمی روی برنامه های ما داشت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آه ها و ناله ها

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اون ژاکت خیلی شیک و جذابه fly ( مد و ظاهر ) : توصیف لباس، آرایش مو، یا استایل کلی که خیلی شیک و جذابه

پیشنهاد
١

اون خیلی خفنه—همه می خوان مثل اون باشن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اون خیلی خفنه

پیشنهاد
١

حرکات خفن ش روی صحنه جمعیت رو هیجان زده کرد. fly ( فرهنگ هیپ هاپ و شهری ) : در فرهنگ های خیابانی و موسیقی رپ، واژه ای برای تحسین استایل خاص و متفاوت

پیشنهاد
١

به راحتی نمی توان او را فریب داد. no flies on someone به این معناست که به راحتی نمی توان آن شخص را فریب داد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به راحتی نمی توان آن شخص را فریب داد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به راحتی نمی توان آن شخص را فریب داد.

پیشنهاد
١

آن جوانک زیرک است ، به راحتی نمی توان او را فریب داد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیر شده است - باید عجله کنم.

پیشنهاد
١

یک زنبور از پنجره به داخل پرواز کرد.

پیشنهاد
١

تابستان به سرعت گذشت و رفت

پیشنهاد
١

او کنار او در طول فیلم نشست ( نزدیکی بسیار زیاد را القا می کند. )

پیشنهاد
١

خانه اش کنار دریاچه است. ( به معنای مجاورت مستقیم با دریاچه است. )

پیشنهاد
١

چراغ کنار تخت است ( نشان می دهد که دقیقاً کنار تخت است. )

پیشنهاد
١

این ساختمان، در مقایسه با آسمان خراش های سر به فلک کشیده، کوچک به نظر می رسید. beside=در مقایسه با

پیشنهاد
١

با هم روی آن پروژه کار می کردیم.

پیشنهاد
١

افزون بر غذای اصلی، دِسِر [=یا پس غذا] هم داشتیم.

پیشنهاد
١

گربه کنارِ شومینه نشسته بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

این ربطی به آن موضوع ندارد. beside=نامربوط به/بی ربط با

پیشنهاد
١

صدا آن قدر بلند بود که هیچ چیز جز آن به گوشم نمی رسید.

پیشنهاد
١

علاوه بر درس خواندن، او نیمه وقت کار هم می کند.

پیشنهاد
١

به جز/به غیر از بسکتبال هیچ ورزش دیگه ای انجام نمیدی؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او کنار من نشست.

پیشنهاد
١

سوال اول به کنار، کل امتحان انصافا آسان بود. ( به غیر از )

پیشنهاد
١

ما وقت نخواهیم داشت برویم شنا، به کنار، هوا هم خیلی سرد است. ( بعلاوه )

پیشنهاد
١

من احساس راحتی پیش اون میکنم

پیشنهاد
١

پدرش مُرده علاوه بر همسرش

پیشنهاد
١

من واقعاً نمی خواهم بروم. علاوه بر این ، اکنون خیلی دیر شده است

پیشنهاد
١

آیا ورزش دیگری در کنار فوتبال بازی می کنی؟

پیشنهاد
١

ما علاوه بر موسیقی چیزهای مشترک زیادی داریم

پیشنهاد
١

او علاوه بر کار به عنوان پزشک ، در اوقات فراغت خود رمان هایی نیز می نویسد

پیشنهاد
١

من علاوه بر ( غیر از ) صحبت کردن با شما کارهای دیگری نیز باید انجام دهم