پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
کارگران در خط مونتاژ باید سریع باشند.
مجلس قانونگذاری یک قانون جدید تصویب کرد.
خودروها روی خط مونتاژ ساخته می شوند.
دانشمندان داده ها را از منابع مختلف جمع آوری کردند.
امروز در مدرسه یک جلسه برگزار شد.
دانش آموزان در سالن جمع شدند.
او مبلمان را خودش سرهم کرد.
فراخوان
اون مهمونی واقعاً ترکوند! ( یعنی خیلی خوش گذشت و بامزه بود )
جمعیت با فریاد اعتراض کرد. ( نوعی واکنش جمعی با صدای بلند و تمسخرآمیز )
فکر کنم خیلی باحال باشه To be a hoot = To be very funny ( منبع: دیکشنری کمبریج )
یک شخص یا چیز سرگرم کننده
باحال، سرگرم کننده، لذت بخش
باحال، سرگرم کننده، لذت بخش
در آمریکا، مردم بیشتر رعایت می کنند ( یک موضوع خاص مدنظر است ) direct= رعایت کردن، مراعات کردن، در نظر گرفتن
کاربردی / عملی
آب و هوا تاثیر مستقیمی روی برنامه های ما داشت
آه ها و ناله ها
اون ژاکت خیلی شیک و جذابه fly ( مد و ظاهر ) : توصیف لباس، آرایش مو، یا استایل کلی که خیلی شیک و جذابه
اون خیلی خفنه—همه می خوان مثل اون باشن.
اون خیلی خفنه
حرکات خفن ش روی صحنه جمعیت رو هیجان زده کرد. fly ( فرهنگ هیپ هاپ و شهری ) : در فرهنگ های خیابانی و موسیقی رپ، واژه ای برای تحسین استایل خاص و متفاوت
به راحتی نمی توان او را فریب داد. no flies on someone به این معناست که به راحتی نمی توان آن شخص را فریب داد
به راحتی نمی توان آن شخص را فریب داد.
به راحتی نمی توان آن شخص را فریب داد.
آن جوانک زیرک است ، به راحتی نمی توان او را فریب داد.
دیر شده است - باید عجله کنم.
یک زنبور از پنجره به داخل پرواز کرد.
تابستان به سرعت گذشت و رفت
او کنار او در طول فیلم نشست ( نزدیکی بسیار زیاد را القا می کند. )
خانه اش کنار دریاچه است. ( به معنای مجاورت مستقیم با دریاچه است. )
چراغ کنار تخت است ( نشان می دهد که دقیقاً کنار تخت است. )
این ساختمان، در مقایسه با آسمان خراش های سر به فلک کشیده، کوچک به نظر می رسید. beside=در مقایسه با
با هم روی آن پروژه کار می کردیم.
افزون بر غذای اصلی، دِسِر [=یا پس غذا] هم داشتیم.
گربه کنارِ شومینه نشسته بود.
این ربطی به آن موضوع ندارد. beside=نامربوط به/بی ربط با
صدا آن قدر بلند بود که هیچ چیز جز آن به گوشم نمی رسید.
علاوه بر درس خواندن، او نیمه وقت کار هم می کند.
به جز/به غیر از بسکتبال هیچ ورزش دیگه ای انجام نمیدی؟
او کنار من نشست.
سوال اول به کنار، کل امتحان انصافا آسان بود. ( به غیر از )
ما وقت نخواهیم داشت برویم شنا، به کنار، هوا هم خیلی سرد است. ( بعلاوه )
من احساس راحتی پیش اون میکنم
پدرش مُرده علاوه بر همسرش
من واقعاً نمی خواهم بروم. علاوه بر این ، اکنون خیلی دیر شده است
آیا ورزش دیگری در کنار فوتبال بازی می کنی؟
ما علاوه بر موسیقی چیزهای مشترک زیادی داریم
او علاوه بر کار به عنوان پزشک ، در اوقات فراغت خود رمان هایی نیز می نویسد
من علاوه بر ( غیر از ) صحبت کردن با شما کارهای دیگری نیز باید انجام دهم