پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٢٦
پیشنهاد
١

شکست در کمین من بود stare at=در کمین بودن

پیشنهاد
١

اگه استرس داری، بدو

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

استرس داری!

پیشنهاد
١

قصد ازدواج با دختری را ندارد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بغیر از من

پیشنهاد
١

او یک فرد حساس میباشد که به فرد خیلی عصبی تبدیل شده هست

پیشنهاد
١

من همیشه موقع فرود هواپیما احساس اضطراب/عصبانیت/ دستپاچگی می کنم

پیشنهاد
١

حالا تو دوست داری در کنارت باشد یا در مقابلت

پیشنهاد
١

فعلا در این موقعیت در کنارت هستم

پیشنهاد
١

قدرت در مقابلت قرار بگیرد

پیشنهاد
١

بذارین قابل فهم تر برایت معنی کنم

پیشنهاد
١

در مقابل و یا در کنارت قدرت هست

پیشنهاد
١

اختیاردارن - صاحب منصبان ( برای اشاره به مدیران و سهامداران به صورت کلی )

پیشنهاد
١

این ماشین با برق کار می کند power=به حرکت در آمدن ( در مورد وسایل موتوری )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه اصطلاح : گرایش جنسی فرد است

پیشنهاد
١

این تاب برای سرگرمی در حیاط شما عالی است

پیشنهاد
١

نمیدونم گرایش جنسیش چیه ( به زن ها علاقه داره یا مردها )

پیشنهاد
١

در بیسبال من توپ را بطرفت پرت می کنم تو با چوگان پرتابش کن

پیشنهاد
١

مدیر وظایف انجام شده را تایید کرد check off=تایید کردن

پیشنهاد
١

من موارد موجود در لیست کارهایم را تیک زدم check off=تیک زدن

پیشنهاد
١

وقتی کاری را تمام کردید، آن را از لیست خط بزنید check off=حذف کردن از لیست

پیشنهاد
١

او اسامی شرکت کنندگان را بررسی و تایید کردن check off=بررسی کردن و تایید

پیشنهاد
١

باید گذشته را فراموش کنی

پیشنهاد
١

دارم میرم پاتوق محله برای یک آبجو. دارم میرم همون کافه/پاب محلی خودمون برای یک آبجو.

پیشنهاد
١

فقط دارم میرم سوپرمارکت محله یکم شیر بگیرم.

پیشنهاد
١

این مشکل توسط دولت محلی حل شد.

پیشنهاد
١

ما ترجیح می دهیم هنگام سفر غذای محلی بخریم.

پیشنهاد
١

از یک بومی ( اهل آن منطقه ) بهترین رستوران را بپرس.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او یک ساکن محلی است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او یک ساکن محلی است.

پیشنهاد
١

آنها از کسب و کارهای محلی حمایت می کنند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آلودگی محیطی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زبان محلی

پیشنهاد
١

پزشک او را یک معاینه سریع کرد.

پیشنهاد
١

من تلاش کردم تا او را بگیرم ولی او برای من خیلی سریع بود [او از من سریعتر بود].

پیشنهاد
١

او خیلی زود جواب میداد.

پیشنهاد
١

نگاه اجمالی به حقیقت

پیشنهاد
١

متاسفم، الان سرم شلوغه، اما می تونیم بعداً یک گپ و گفت داشته باشیم.

پیشنهاد
١

من عاشق گپ زدن با دوستانم به صورت آنلاین هستم.

پیشنهاد
١

باید یک گفتگوی کوتاه با تو درباره پروژه داشته باشم.

پیشنهاد
١

ما فقط داشتیم صحبت می کردیم و قهوه می نوشیدیم.

پیشنهاد
١

می خوای یه کم گپ بزنیم؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

واقعاً مفت بود!

پیشنهاد
١

این کت طراح رو با ۳۰ دلار گرفتم—واقعاً مفت بود!

پیشنهاد
١

اون پیشنهاد هتل واقعاً یه خرید فوق العاده بود. steal ( محاوره ای – تحسین آمیز ) : برای بیان هیجان یا رضایت از خریدی که بسیار مقرون به صرفه بوده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

انگار دزدیدی آوردی!

پیشنهاد
١

بلیط کنسرت با ۱۰ دلار؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

طرف محتویات کیف پولو برداشت برد نه خود کیفو ( جا تره و بچه نیست ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

طرف کل کیف پولمو برداشت برد.

پیشنهاد
١

متوجه نشدم چقدر دیر شده.