پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
ببخشید که باز دوباره مزاحمتون میشم
رمانی کوتاه ولی قدرتمند. رمانی کوتاه اما قدرتمند . رمانی کوتاه، با اینحال، قدرتمند. رمانی کوتاه، با این وجود، قدرتمند.
من هنوز اینجام.
من هنوز اینجام.
هنوز نرسیدی اونجا؟
او هنوز نرفته است.
هنوز اینجایی؟
بااینحال ( هنوز ) مطمئن نیستم
بااینحال ( هنوز ) مطمئن نیستم
نه. هنوز نه
چه کسی این ماشین را دارد؟
او یک تجارت موفق را دارد.
آیا حیوان خانگی داری؟
من یک آپارتمان کوچک در مرکز شهر دارم.
کتاب خودت رو بخون
من خودم میرم
عمو/دایی من مزرعه داره own= من . . . . . را دارم، مال خودمه/او . . . . . را دارد، مال خودشه
با چشمهای خودم
او لباس هایش را خودش می دوزد
من به اتاقی که برا خودم باشه نیاز دارم
یه شوخی مسخره بازی دربیارین معمولا چند نفری انجام میشه مثالش میشه کلید یا وسیله شخصی یه نفر رو قایم کردن و تظاهر به گم شدنش
سبک زندگی سالمی دارم. lead=داشتن
عین کار کسی رو دنبال کردن
سرنخ های حتمی و قطعی را درخواست کنید. lead سرنخ هم معنی می دهد.
عین کار کسی رو دنبال کردن
9 دقیقه بعد با یک ضربه پنالتی برتری خود را دو برابر کردند lead=پیروزی/برتری/تفوق
من زندگی خود را به وضعیت بهتری هدایت خواهم کرد.
رئیس جمهور می توانست کشور خیلی بهتر رهبری کند.
منشی منو به در خروج راهنمایی کرد.
من تنها دلم میخواد یه زندگی نرمال را تجربه کنم. lead=سپری کردن/داشتن زندگی. . . /داشتن یه زندگیِ. . . /تجربه کردن یه زندگیِ. . .
دلم میخواد زندگی اونو داشته باشم.
آنها کریسمس شادی داشتند.
بیایید اوقات شادی داشته باشیم.
او در حال و هوای شادی بود.
او چهره شادی دارد.
او امروز حال و هوای شادی دارد.
آنها آهنگ های شادی خواندند.
او خنده شادی دارد.
او یک شوخی شاد گفت.
آنها بعد از مهمانی احساس شادی می کردند.
رفتار عجیب تو، منو ناراحت و سردرگم میکند! weird= متعجب ساختن، سردرگم کردن، نا آرام و مشوش کردن، ( همگی بخاطر اینکه چیزی عجیب و غریب است یا weird است )
چه عجب من تو رو بیرون می بینم !
چه عجب !
چه عجب من تو رو بیرون می بینم !
اون فیلم خیلی عجیب بود، من متوجهش نشدم.
اون فیلم خیلی عجیب بود
من متوجهش نشدم.
شما بچه ها عجیب هستید؟
حس عجیبیه که بعد از سال ها به زادگاهم برگشتم
امروز یه کلاه عجیب پوشیده