پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٢٦
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من خیلی خسته بودم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من خیلی خوشحال بودم

پیشنهاد
١

آن موقع شب کاملاً سوت و کور است dead=سوت و کور، بی جنب و جوش

پیشنهاد
١

اگر مامان راجع به این موضوع چیزی بفهمه تو دردسر بزرگی میفتم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اگر . . . . تو دردسر بزرگی میفتم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خیلی جذابه dead=خیلی

پیشنهاد
١

اگر مامان راجع به این موضوع چیزی بفهمه تو دردسر بزرگی میفتم.

پیشنهاد
١

زحمت و پشتکار نتیجه می دهد؛ خوش هیکل و آماده بمان!

پیشنهاد
١

سهم من ۷۰٪ است و سهم تو ۳۰٪.

پیشنهاد
١

تبریک! از مرحله ی اول حذف نشدی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چرند نگو ، مزخرف نگو ، چرت و پرت نگو ، چاخان نکن

پیشنهاد
١

قصدم این نبود که حضور شما رو نادیده بگیرم cut=حضور کسی رو نادیده گرفتن به قصد بی محلی و بی احترامی

پیشنهاد
١

من آهنگ اول اون آلبوم رو دوست دارم. cut= آهنگ در یک آلبوم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من سهم خودم رو برداشتم cut=سهم

پیشنهاد
١

اوه ببخشید. قصدم این نبود که حضور شما رو نادیده بگیرم cut=حضور کسی رو نادیده گرفتن به قصد بی محلی و بی احترامی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تو برای سهمت میجنگی cut=سهم

پیشنهاد
١

من قرار فردا را پیچوندم. cut=پیچوندن

پیشنهاد
١

می شه از روی این کلید برام بسازید؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سهم من چقدره؟ cut=سهم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سهم من چقدره؟ cut=سهم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

نقاشی تمرینی یک کلیسای جامع

پیشنهاد
١

من باید امشب درس بخوانم.

پیشنهاد
١

این پیشنهادات لایق یک بررسی دقیق هستند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در ساعت های آتی / پیشِ رو یا تا ساعت هایی دیگر/ تا چند ساعت دیگر

پیشنهاد
١

با تلفن ماشین با من تماس گرفت.

پیشنهاد
١

گفت بعداً بهم زنگ ( تلفن ) میزنه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شاخ شدن به مبارزه خواستن دعوت به مبارزه از سوی کسی که ضعیف است گستاخ شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

وول خوردن لولیدن تندتند رفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زنگ میزنم خبرشو میدم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شایعه شدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تلفنت داره زنگ میخوره

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

درو میزنم بیاین تو. ( باز کردن در با اف اف )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

درو میزنم بیاین تو. ( باز کردن در با اف اف )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زنگ میزنم خبرشو میدم

پیشنهاد
١

حس خوبی داشتم از گذروندن این دوره با خودم حال کردم که این دوره رو گذروندم کیف کردم

پیشنهاد
١

توله سگ خیلی کوچیک و بامزه بود

پیشنهاد
١

جاده مسدود بود، بنابراین مجبور شدیم دورِ مانع برانیم / از اطرافِ آن برویم.

پیشنهاد
١

دوندگان ماراتن دو دور دورِ دریاچه دویدند.

پیشنهاد
١

او در حضور افراد جدید کمی دستپاچه یا معذب است

پیشنهاد
١

او در حضور افراد جدید کمی دستپاچه یا معذب است

پیشنهاد
١

او در حضور افراد جدید کمی دستپاچه یا معذب است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

همینجوری پای کوبان راه رفتن

پیشنهاد
١

حدود ۳۰ دلار قیمت داره.

پیشنهاد
١

حدود ساعت ۵ بعد از ظهر اونجا میام.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بچه این محل نیستم من این حوالی و دور و بر زندگی نمیکنم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بچه این محل نیستم من این حوالی و دور و بر زندگی نمیکنم

پیشنهاد
١

اطراف یعنی کمی بیشتر یا کمتر از

پیشنهاد
١

تو به خودت میای کنایه ایه تو این جمله

پیشنهاد
١

تو به خودت میای کنایه ایه تو این جمله

پیشنهاد
١

درکی از چیزی داشتن