پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٣٠
پیشنهاد
١

توانایی دولت به دلیل . . . . . تضعیف شد ( تقلیل یافت )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خاطرت جمع! مطمئن باش

پیشنهاد
١

مثل پیش مرور کردن، سطحی خوانی نمی تواند بیشتر از 50 درصد درک مطلب را تضمین کند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مثل پیش مرور کردن

پیشنهاد
١

او ( مرد ) از او ( زن ) قول گرفت که دیگر به آن دست نزند/ وادارش کرد که قول بدهد

پیشنهاد
١

چک یک ضمانت برای پرداخت وجه است promise=ضمانت کردن

پیشنهاد
١

این فیلم جدید نوید/احتمال می دهد که یکی از پول سازترین فیلم های تمام دوران باشد promise به جز قول دادن معنی احتمال یا شانس موفقیت

پیشنهاد
١

عموی من قول داد که او سیگار کشیدن را ترک خواهد کرد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

از لحن صحبت ت خوشم نمی آید mouth به معنای لحن صحبت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دهانه آتشفشان

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

منتظر شما هستیم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

زود باش، غذا حاضر است!

پیشنهاد
١

او همیشه آماده کمک کردن به دوستش است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حاضر جوابی

پیشنهاد
١

شرکت های انگلیسی خود را برای تغییرات بزرگ آماده می کردند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آماده برای مرگ

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آماده به رزم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اراضی سبک

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

از قبل یا از پیش مخلوط شده

پیشنهاد
١

آماده جهت اتصال به شبکه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

لباس از پیش دوخته شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

موشک حاضر به پرتاب روی سکوی اتش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آماده ماموریت، آماده پرواز

پیشنهاد
١

ما ساعت هشت می رویم، بنابراین تو یک ساعت وقت داری تا حاضر شوی.

پیشنهاد
١

تو یک ساعت وقت داری تا حاضر شوی.

پیشنهاد
١

هر وقت آماده بودی با من تماس بگیر.

پیشنهاد
١

هویت ( کارت شناسایی ) خود را آماده دست نگه دارید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بسیار خوب، ما آماده ایم که برویم [آماده رفتن هستیم].

پیشنهاد
١

چه زمانی کتاب برای منتشر شدن آماده می شود؟

پیشنهاد
١

او همیشه آماده ( مایل به ) کمک کردن به دوستش است.

پیشنهاد
١

من خودم را برای مبارزه با حریف آماده کرده بودم.

پیشنهاد
١

من الان درباره او طور دیگری فکر میکنم . Light = دیدگاه

پیشنهاد
١

لطفاً اجاق گاز را روشن کنید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کبریت را روشن کن.

پیشنهاد
١

او شمع های کیک تولد را روشن می کند.

پیشنهاد
١

آتش روشن کن تا بتوانیم ببینیم.

پیشنهاد
١

او عود را روشن می کند تا فضایی آرامش بخش ایجاد کند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عود عودهای خوشبو

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کامپیوتر را روشن کن.

پیشنهاد
١

برای دیدن در تاریکی باید آتش روشن کنیم.

پیشنهاد
١

آتش روشن کن تا بهتر ببینیم.

پیشنهاد
١

لطفاً پنکه را روشن کنید، اینجا گرم است.

پیشنهاد
١

او رادیو را روشن کرد تا به موسیقی گوش دهد.

پیشنهاد
١

قبل از اینکه بری یادت نره چراغ های امنیتی رو روشن کنی.

پیشنهاد
١

آن نور [روشنایی] دارد کورم می کند.

پیشنهاد
١

بیا، این چمدان را بگیر - خیلی سبک است.

پیشنهاد
١

می توانید چراغ را روشن کنید، لطفا؟

پیشنهاد
١

ما فقط داشتیم مکالماتی ساده انجام می دادیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من لامپ را خاموش میکنم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یک پیراهن تابستانه سبک