پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٣٥
پیشنهاد
١

ما باید پروژه را پیش ببریم تا به مهلت مقرر برسیم.

پیشنهاد
١

تیم در تحقیقات خود پیشرفت های قابل توجهی داشت.

پیشنهاد
١

آماده کردن لباس ها از قبل

پیشنهاد
١

او یک پیش پرداخت برای پوشش هزینه های سفرش دریافت کرد.

پیشنهاد
١

شرکت به او یک پیش پرداخت از حقوقش داد.

پیشنهاد
١

پیشرفت های پزشکی جان های بی شماری را نجات داده است.

پیشنهاد
١

این فناوری درک ما از جهان را توسعه خواهد داد.

پیشنهاد
١

کارشناسان پیش بینی می کنند که اقتصاد سال آینده بهبود خواهد یافت.

پیشنهاد
١

او توانست به سرعت در حرفه اش پیشرفت کند.

پیشنهاد
١

او یک ایده جدید را در طول بحث ارائه کرد.

پیشنهاد
١

ساعت ها به مدت یک ساعت برای صرفه جویی در نور روز جلو رفتند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تکنولوژی پیشرفته

پیشنهاد
١

پروژه به خوبی در حال پیشرفت است.

پیشنهاد
١

پیشاپیش از کمکتان تشکر می کنم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیعانه پرداخت کردن بیعانه دادن

پیشنهاد
١

او یک ( پیش پرداخت یا بیعانه ) برای پروژه انجام داد یا ( پرداخت کرد ) .

پیشنهاد
١

اوه، دوباره کلیدامو جا گذاشتم.

پیشنهاد
١

ای وای! بستنی ات افتاد.

پیشنهاد
١

ما باید مدارک را از قبل آماده کنیم.

پیشنهاد
١

اوه! یکی شلوغ کاری کرده!

پیشنهاد
١

به کسی پیشنهادِ دوستی دادن به کسی پیشنهادِ سکس دادن

پیشنهاد
١

با این مزیت که عنوان را از قبل میدانست. . .

پیشنهاد
١

باید چمدانم را برای سفر ببندم.

پیشنهاد
١

من یک بسته کارت خریدم.

پیشنهاد
١

اتاق پر از جمعیت بود.

پیشنهاد
١

یک دسته گرگ به سمت ماه زوزه کشید.

پیشنهاد
١

با من بیا تا وسایلت را جمع کنیم

پیشنهاد
١

همه چیزو بسته بندی کردی؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تو نتیجه ی کار خوبت رو می بینی =جبرانش می کنم= ( به قول خودمون ) از خجالتت در میام

پیشنهاد
١

خوبه, تو دریافت می کنی نتیجه ی کار خوبت رو.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شرکت من [شرکتی که من در آن کار می کنم] خوب حقوق می دهد.

پیشنهاد
١

او دو بار در ماه حقوق می گیرد.

پیشنهاد
١

ستمزدت افزایش یافت[اضافه حقوق گرفتی]؟

پیشنهاد
١

او دویست دلار برای بلیت ها پرداخت کرد.

پیشنهاد
١

آیا قبض تلفن را پرداخت کردی؟

پیشنهاد
١

من صبح بهش پول دادم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

الان دومرتبه پول بدم!! من دوباره پول نمیدم

پیشنهاد
١

باب باید تاوان پس بدهد، برای کاری که انجام داده است.

پیشنهاد
١

تمام سال دارم پول پس انداز میکنم تا خرج تعطیلات مون دربیاید

پیشنهاد
١

باید امتحانش کنی عالیه

پیشنهاد
١

باید این غذا رو بخوری ، واقعا خوشمزس ( اینجا هم میتونه معنای امتحان کردن بده )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ضرری نداره

پیشنهاد
١

تموم تلاشم رو انجام دادم تا بهترینم رو نشون بدم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آنها یک قاتل را محاکمه کردند try= محاکمه کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ادم به درد نخور

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ادم به درد نخور

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

لقمه کوفتی

پیشنهاد
١

او باید قفسه ها را گردگیری کند.

پیشنهاد
١

یک لایه گرد و غبار روی مبلمان بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اون داره تلویزیون رو گردگیری میکنه