پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٣٥
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خیلی سبک است.

پیشنهاد
١

اون چاقه که الان رفت؟

پیشنهاد
١

سه تا مال ایناس، چهارده تا مال اون چاقه ست.

پیشنهاد
١

مقدار ( مصرف ) چربی رو تو رژیمت کم کن.

پیشنهاد
١

شما باید چربی و کربوهیدرات مصرفی خود را کم کنید.

پیشنهاد
١

این گوشت خوک چربی زیادی رویش دارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چربی بدن اضافه

پیشنهاد
١

واژه fat به معنای قطور و حجیم نیز است. یک جلد کتاب قطور درباره تاریخ آمریکا

پیشنهاد
١

اگر زیاد شکلات بخوری چاق می شوی.

پیشنهاد
١

گوشت را با روغن دنبه سرخ کنید.

پیشنهاد
١

من در پخت و پز فقط از چربی های گیاهی استفاده می کنم

پیشنهاد
١

ساعت ها پیش راننده ای با او تصادف کرده و در رفته بود.

پیشنهاد
١

پدرم آرزو داشت که ما علایقمان را کشف کنیم long= آرزوی داشتن فرقش با wish یا desire اینجاست که 1. این به معنی آرزو داشتن برای جیز ها و افراد دیگست ( ن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

چرا اینقدر طول کشید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بریم تو کارش رفیق یا بریم شروع کنیم رفیق

پیشنهاد
١

او علامتها را از شیشه ( پنجره ) پاک کرد.

پیشنهاد
١

چشم را مالیدن تا خواب از سر بپرد

پیشنهاد
١

او میز را نظافت کرد / او میز را پاک کرد.

پیشنهاد
١

او خاطره را از ذهنش پاک کرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

میز رو دستمال بکش

پیشنهاد
١

ما می توانیم هر چیزی تو دوست داری انجام دهیم.

پیشنهاد
١

من خیلی گرسنه ام، هرچیزی را می خورم!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

من هیچ چیز نخوردم

پیشنهاد
١

هیو توسط پلیس محلی مشاهده شد و مجبور شد به سرعت آنجا را ترک کند.

پیشنهاد
١

میتونی همیشه دختران مجرد رو نزدیک ساحل پیدا کنی

پیشنهاد
١

بهترین راه برای تشخیص دروغگو

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آیا او را شناختی؟ spot=بجا آوردن یا شناختن کسی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

معاملات نقدی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

متوجه شدن و تشخیص دادن ( وقتی دیدنش سخت باشه )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

میتونی ببینی؟؟؟

پیشنهاد
١

آیا میتوانید خطا را مشاهده کنید؟

پیشنهاد
١

متوجه اون قایق در حال عبور میشی ( میبینیش ) ؟؟؟؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

متوجه شدن و تشخیص دادن ( وقتی دیدنش سخت باشه )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

متوجه شدن و تشخیص دادن ( وقتی دیدنش سخت باشه )

پیشنهاد
١

متوجه شدن و تشخیص دادن ( وقتی دیدنش سخت باشه )

پیشنهاد
١

متوجه شدن و تشخیص دادن ( وقتی دیدنش سخت باشه )

پیشنهاد
١

او بالاخره لباسی که میخواست رو پیدا کرد spot= به سختی پیدا کردن

پیشنهاد
١

تو باید اونی باشی که بهش میگن شارون

پیشنهاد
١

خسته شدم از بس که دنبال نیمه گمشده ام گشتم!

پیشنهاد
١

شاید اصلا همچین کسی وجود نداره برای من!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

همونی که شال داره؟

پیشنهاد
١

برو به اونیکه در خیابان وست وود The one= اونیکه

پیشنهاد
١

فکرکنم اون همونیه که میخوام ( نیمه گمشده! )

پیشنهاد
١

فقط همین یکبار برایش متأسف شدم

پیشنهاد
١

متاسفم که همسرت شغلش را ازدست داد.

پیشنهاد
١

خیلی در مورد دیشب متاسفم، همه چی تقصیر من بود.

پیشنهاد
١

متاسفم، شما رو ندیدم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

متاسفم از اینکه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سوار تاکسی شدم took = سوار شدن

پیشنهاد
١

خوشحالم که از این فرصت استفاده کردم