پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٥٣٠
پیشنهاد
١

یه جورایی خوشحالم برنده نشدم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تا حدی مفیده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تا حدی مفیده

پیشنهاد
١

من شنیدم که مریم مقداری پول برنده شده است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

صدها نفر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

از گروهی از مردم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

پر است از. . . . Popular culture is peopled with fictional heroes. فرهنگ معرف پر شده است از قهرمانان تخیلی.

پیشنهاد
١

فرهنگ معرف پر شده است از قهرمانان تخیلی.

پیشنهاد
١

پر است از. . . .

پیشنهاد
١

آن عادت موجب دردسر و گرفتاری {برایش} شد.

پیشنهاد
١

من اگر جای تو بودم پنهان می شدم تا خطر رد بشود.

پیشنهاد
١

جای تاسف هست که ما به مشکل بر خوردیم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ما به مشکل بر خوردیم

پیشنهاد
١

قدم رنجه کن قدم رنجه بفرمایید لطفا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قدم رنجه کن قدم رنجه بفرمایید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ما در دردسر افتادیم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مشکل اش چیه؟ دچار چه مشکلی شده؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مشکل اش چیه؟ دچار چه مشکلی شده؟

پیشنهاد
١

حلقه ای از کوه که شهر را احاطه کرده است

پیشنهاد
١

باران تکذیب و تقبیح را برسر کسی فرود آوردن کسی را به باد انتقاد گرفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او در حال ضعیف شدن است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک بچه قشنگ pretty=adjective

پیشنهاد
١

وقتی کِلی در خانه را زد، خانم آراسته ای بیرون آمد و پسر با دیدن او کمی دستپاچه شد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک مبلغ نسبتا هنگفت adverb=pretty

پیشنهاد
١

فراموش کردم تابه را روغن مالی کنم، به همین خاطر کیک کاملا به تابه چسبیده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

موهاش نسبتا بلنده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بسیار خطرناک

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حرکت کسی را کُند کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حرکت کسی را کُند کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حرکت کسی را کُند کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیسیم پلیس

پیشنهاد
١

خدمه با پایگاه هوایی Yokota تماس رادیویی برقرار کردند تا به آن ها هشدار دهند

پیشنهاد
١

از پنجره می توانست راه باریک پر از علف های هرز را تا دروازه ی جلویی ببیند.

پیشنهاد
١

راه منتهی به اتومبیلم را پیاده برگشتم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

انقدر سریع رانندگی نکن

پیشنهاد
١

یکبار با دایی با رانندگی به تبریز رفتم

پیشنهاد
١

من دخترم را ( با ماشین ) به مدرسه رساندم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

می توانی من را به خانه برسانی؟

پیشنهاد
٢

من تلاش دولت برای کاهش مصرف انرژی را تحسین می کنم.

پیشنهاد
١

او میخ را به دیوار کوبید ( فرو برد ) drive=کوبیدن ( مثل میخ و . . . )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کمپین ایجاد شده برای جمع آوری کتاب و اهدای آن به افراد نیازمند و یا به کتابخانه های عمومی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در فرهنگ ورق بازی دست خوب نیاوردن یعنی شانس نیاوردن در زندگی یاهر مورد دیگر کنایه از بد شانس بودن

پیشنهاد
١

او امید خود را از دست داد و دست به خودکشی زد

پیشنهاد
١

قتل خودکشی کشتن خود کشتن یک شخص

پیشنهاد
١

او به مقام رفیع وزیر خامورخارجه رسید

پیشنهاد
١

قیمت مس رکورد جدیدی رسید

پیشنهاد
١

او به سطح بالای مسابقات نهایی رسید. ( کلاسش رفت بالا )

پیشنهاد
١

شوهرش به مقام والای وزیر راه رسید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اوج چیزی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در ارتفاع